سعودی‌ها توانمندی پیروزی بر ایران در رقابت منطقه‌ای را ندارند

نیویورک‌تایمز:

سعودی‌ها توانمندی پیروزی بر ایران در رقابت منطقه‌ای را ندارند

شناسه خبر: 1576543 سرویس: بین الملل
۲۹ آبان ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۰
تقابل ایران و عربستان تقابل عربستان و ایران

یک روزنامه آمریکایی در گزارشی با تشریح توانمندی‌های ایران در برابر عربستان سعودی نوشته که سعودی‌ها از توانمندی‌های لازم برای پیروزی بر ایران در رقابت منطقه‌ای برخوردار نیستند.

 به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، یک روزنامه آمریکایی در تحلیلی با اشاره به تلاش‌های عربستان برای مهار قدرت ایران در منطقه غرب آسیا نوشته ریاض، برنامه‌ای برای نحوه تحقق این هدف ندارد. 

روزنامه نیویورک‌تایمز نوشته است: «موارد اندکی وجود دارند که به اندازه ترکیب قدرت، جاه‌طلبی و هراس ویرانگر باشند- تمام این سه عامل این روزها در ریاض به وفور به چشم می‌خورند.»

عربستان سعودی که زمانی یک قدرت منطقه‌ای محتاط و منفعل بود، در سال‌های گذشته هدف جدیدی پیدا کرده است. بلندپروازی سنگدلانه ولیعهد محمد بن سلمان که با سرکوبگری‌های او در داخل علیه تجار و اعضای خاندان سلطنتی به نمایش درآمده، در اثر اضطراری که او برای مهار نفوذ ایران احساس می‌کند، اکنون بر سراسر خاورمیانه هم سایه افکنده است. ولیعهد، برای این کار دلیل دارد. ایران، مصمم است که به قدرتی مسلط از عراق تا لبنان تبدیل شود.»

نیویورک‌تایمز با اشاره به سیاست محافظه‌کار و خطرگریز پادشاه قبلی عربستان سعودی در قبال ایران نوشته محمد بن سلمان، در تلاش است با کنار گذاشتن رویه‌های قبلی در سیاست خارجی عربستان تحول ایجاد کند.

«اکنون سیاست خارجی و امنیتی سعودی وارد دوره‌ای پرتکاپو شده و [ریاض] به جای مقابله محتاطانه با ایران و جلب حمایت گسترده از این تصمیم، روشی غیراصولی، تنش‌زا و غیرسازنده را در دستور کار قرار داده و هنوز هم ایران، یک گام جلو است.»

به نوشته نیویورک‌تایمز، مداخله عربستان سعودی در یمن در حمایت از نیروهای دولت مستعفی این کشور برای مقابله با حوثی‌ها (اعضای جنبش حزب‌الله)، پرهزینه و بی‌نتیجه بوده‌اند.

روزنامه آمریکایی در ادامه با اشاره به نقش عربستان سعودی در استعفای سعد الحریری، نخست‌وزیر لبنان نوشته است: «جدیدترین قمار عربستان سعودی -یعنی استعفای اجباری نخست‌وزیر لبنان و حصر خانگی احتمالی وی که زمانی متحد مطلوب ریاض بود- حیرت بسیاری را در لبنان و مناطق دیگر به دنبال داشته است. این اقدام هم احتمالاً اثرات معکوس خواهد داشت.»

نیویورک‌تایمز می‌نویسد: «در واقع اگر هدف از این اقدام مقابله با ایران باشد، عربستان میدان درستی را برای مبارزه انتخاب نکرده است. لبنان و یمن، کشورهای پیرامونی (peripheral) محسوب می‌شوند که در آنها جنگ‌ها پرهزینه و پیچیده و نتایج آنها مبهم و کم‌بازده هستند. در خاورمیانه، موازنه قدرت در سوریه و عراق تعیین می‌شود. اما در آن کشورها هزینه‌ها بالا و خطرات حتی بالاتر هستند. در هر دو کشور، ایران بسیار جلوتر است.»

«در سال 2011، استدلال ریاض این بود که حمایت از آشوب‌ها در سوریه به جبران سلطه ایران در عراق کمک خواهد کرد. اوضاع، اینطور پیش نرفته است. شورش‌های رو به افول در سوریه را نمی‌توان احیا کرد، ایالات متحده اساساً خودش را از جنگ داخلی سوریه جدا کرده و آینده این کشور در مسکو، آنکارا و تهران تعیین می‌شود.»

در بخش دیگری از این مطلب آمده است: «ریاض این را یاد گرفته که ائتلاف‌های منطقه‌ای که با هزینه‌های سنگین ایجاد می‌شوند الزاماً مزایای سیاسی و نظامی مورد انتظار را ایجاد نمی‌کنند. سعودی‌ها با میلیاردها دلار دولت رئیس‌جمهور عبدالفتاح السیسی در مصر را زیر چتر حمایت خود گرفتند اما آقای سیسی الان روابط با بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه را از سر گرفته و فشارهای عربستان سعودی برای تنش‌زایی با ایران را رد کرده است. آقای سیسی، درخواست‌های سعودی برای اعزام یمن جهت مبارزه با حوثی‌ها را هم رد کرده است.»

روزنامه آمریکایی نوشته است: «در سطح بنیادین، مسئله اینکه در رقابت بین تهران و ریاض چه کسی پیروز می‌شود در نهایت به ظرفیت‌ها و توانمندی باز می‌گردد. ایران، دارای شبکه، تخصص، تجربه و صبر راهبردی لازم جهت مبارزه در جنگ‌های نیابتی و پیروزی در آنها با هزینه پایین و قابلیت انکارپذیری بالا است. سعودی‌ها به کلام ساده، صاحب [این ظرفیت‌ها] نیستند و به همین دلیل است که تلاش آنها برای پیروز شدن بر ایران در این بازی برایشان خطرناک و پرهزینه است.»

روزنامه آمریکایی نوشته است: «ایران یک قدرت دیگر دارد: این کشور نشان داده که در شرایط خوب و بد، برای کمک به دوستان و متحدانش حاضر است. عربستان سعودی این رویه ثابت را ندارد. این موضوع را از معارضان سوری، سران قبایل عراقی و سیاستمداران لبنانی بپرسید.»

جواب صریح وقاطع ولایتی به دشمنان ملت ایران

ترامپ

امانوئل مکرون و دونالد ‌ترامپ روز شنبه در یک گفت‌وگوی تلفنی توافق کردند با ایران و حزب‌الله لبنان مقابله کنند. فرانسه و آمریکا که در حوزه مقابله با ایران به یک مفاهمه مشترک رسیده‌اند.

به گزارش مشرق، فرانسه و‌‌ آمریکا بر سر نحوه مقابله با ایران توافق کردند. ‌امانوئل مکرون و دونالد ‌ترامپ روز شنبه در یک گفت‌وگوی تلفنی توافق کردند با ایران و حزب‌الله لبنان مقابله کنند. فرانسه و‌ آمریکا که در حوزه مقابله با ایران به یک مفاهمه مشترک رسیده‌اند، حالا به بهانه موضوع لبنان تلاش می‌کنند سیاست‌های ضدایرانی خود را شتاب بخشند. سیاست‌هایی که دونالد‌ ترامپ،
رئیس‌جمهور‌ آمریکا پایه‌گذار آن بود. او معتقد است ضمن حفظ محدودیت‌های مندرج در برجام درباره برنامه هسته‌ای ایران، باید یک بسته فشار جدید علیه ایران به‌کار بست تا ایران در موضوع برنامه موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای خود نیز همانند برنامه هسته‌ای‌اش عمل کند. در همین راستا آنها موضوع لبنان را بهانه کرده‌اند تا برنامه خود را علیه ایران و جریان مقاومت در منطقه اجرایی کنند.


 این خبر را کاخ سفید در قالب یک بیانیه اعلام کرد. در بیانیه کاخ سفید درباره گفت‌وگوی تلفنی‌ترامپ و مکرون‌ آمده است: دونالد‌ ترامپ با ‌امانوئل مکرون درباره وضعیت در لبنان و سوریه صحبت کرد و آنها درباره نیاز به همکاری متحدان به منظور مقابله با «فعالیت‌های ثبات‌زدای حزب‌الله و ایران در منطقه» توافق کردند.
گفت‌وگوی مکرون و‌ ترامپ در پی تحولات مربوط به استعفای سعد حریری انجام شده است. موضوعی که از برنامه‌ریزی جدید عربستان سعودی برای ایجاد فتنه و‌ آشوب در لبنان خبر می‌دهد.
حالا پس از سفر حریری به پاریس، این مکرون است که میدان‌دار پیگیری ماجرای استعفای حریری و به بهانه آن، فشار به حزب‌الله لبنان و ایران شده است. بر همین اساس توافق ترامپ و مکرون می‌تواند آغازگر یک دوره جدید بحران‌آفرینی در منطقه باشد.


نزدیکی مواضع فرانسه و‌‌ آمریکا علیه ایران البته پیش از این در مجمع عمومی سازمان ملل و پس از آن در سخنرانی جنجالی‌ترامپ در 13 اکتبر‌‌ آشکار شد. ‌امانوئل مکرون هم در سازمان ملل و هم پس از سخنرانی‌ ترامپ علیه برجام، رسما اعلام کرد از نگاه پاریس، باید برنامه موشکی ایران محدود شود. فرانسه همچنین تصریح کرده است باید سیاست‌های منطقه‌ای ایران تغییر کند. دولت فرانسه این مواضع را در حالی اتخاذ کرده است که از حفظ برجام نیز سخن می‌گوید. کارشناسان می‌گویند این سیاست فرانسه به معنای آن است که پاریس حفظ برجام را مشروط به عقب‌نشینی ایران از برنامه دفاع موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای خود کرده است.


مواضع دولت فرانسه علیه ایران طی هفته اخیر نیز ادامه داشته است.  امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه روز جمعه یک بار دیگر علیه ایران اظهارنظر کرد. او در اجلاس اتحادیه اروپایی در گوتنبرگ سوئد گفت: از ایران می‌خواهیم سیاست کمتر ستیزه‌جویانه‌ای را در منطقه اتخاذ و موضعش را در قبال برنامه موشکی خود مشخص کند. لودریان، وزیر خارجه فرانسه نیز روز چهارشنبه در عربستان گفت برنامه موشکی ایران موجب نگرانی است. ژان ایو لودریان در نشست خبری مشترک با عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان اظهار داشت: برنامه موشک‌های بالستیک ایران و مداخلات منطقه‌ای تهران موجب نگرانی ما است. مواضع مکرون و لودریان نشان داد فرانسه در اتخاذ سیاست‌های ضدایرانی آن هم به بهانه برنامه دفاع موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای بسیار جدی است. این موضوع را رسانه‌های غربی نیز تایید کرده‌اند. خبرگزاری «رویترز» در گزارشی با موضوع مواضع فرانسه در قبال برنامه موشکی ایران، نوشته است با وجود آنکه اتحادیه اروپایی اعلام کرده تحریمی علیه برنامه موشکی ایران در دستور کار ندارد، فرانسه همچنان به تلاش علیه ایران ادامه می‌دهد. بر اساس این گزارش، «انیس روماته اسپانی» سخنگوی وزارت خارجه فرانسه روز چهارشنبه در نشست خبری روزانه خود گفت: «فرانسه درباره ادامه برنامه موشکی ایران که با قطعنامه 2231 شورای‌امنیت سازمان ملل همخوان نیست و منبع بی‌ثباتی و ناامنی در منطقه است، نگرانی دارد». وی افزود: «فرانسه می‌خواهد تمام گزینه‌های دیپلماتیک را بیازماید؛ یک گفت‌وگوی سیاسی صریح و مصالحه‌ناپذیر با ایران، تحقیقات دبیرکل سازمان ملل و در صورت لزوم تحریم‌های جدید اروپایی علیه شرکت‌ها و افراد ایرانی دخیل در برنامه موشکی ایران و در نهایت آغاز مذاکره بر سر این موضوع». رویترز موضع فرانسه در قبال ایران را «موضعی تندتر» از اروپا توصیف کرده و به نقل از روماته اسپانی نوشته است پاریس معتقد است برجام باید حفظ شود ‌اما درباره مساله موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران هم با شرکای اروپایی خود گفت‌وگو کرده است. به نوشته رویترز، وزیر خارجه فرانسه قرار بود تا پایان ماه جاری میلادی به تهران سفر کند ‌اما منابع دیپلماتیک می‌گویند این سفر «به دلیل برنامه فشرده» او به زمانی دیگر تا پایان سال جاری موکول شده است.


ولایتی: حتی یک درصد هم احتمال ندارد
ایران تاکنون در سطوح مختلف نسبت به مطالبه رئیس‌جمهور فرانسه برای محدود شدن برنامه دفاع موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای خود واکنش نشان داده است. با این حال در تازه‌ترین موضع‌گیری، هم مشاور عالی مقام معظم رهبری در ‌‌امور بین‌الملل و هم سخنگوی وزارت امور خارجه، به اظهارات ضدایرانی مکرون واکنش نشان دادند.
در همین راستا، علی‌اکبر ولایتی دخالت رئیس‌جمهور فرانسه در موضوع موشکی ایران را به نفع مکرون و این کشور ندانست و با هشدار درباره مداخله در ‌امور داخلی کشورمان به او توصیه کرد سعی کند مانند مارشال دوگل، حداقل نیمه‌مستقل باشد.
ولایتی با رد و تقبیح مواضع ضدایرانی اخیر رئیس‌جمهور فرانسه افزود: به نفع آقای مکرون و فرانسه نیست که در موضوع موشکی و ‌امور راهبردی جمهوری اسلامی ایران که در آن حساسیت بسیار داریم، دخالت کند؛ این دخالت‌ها جز کاستن از اعتبار دولت فرانسه نزد جمهوری اسلامی ایران خاصیت دیگری ندارد.
وی گفت: به عنوان فردی ایرانی که با مسائل سیاست خارجی و تاریخ فرانسه ‌آشنایی دارم به رئیس‌جمهور این کشور توصیه می‌کنم سعی کند مسیر ژنرال دوگل در دوران ریاستش در سیاست خارجی را طی کند، یعنی حالت نیمه‌استقلال داشته باشد.


ولایتی افزود: ما که برای مسائل و برنامه دفاعی کشورمان از دیگران اجازه نمی‌گیریم که موشک داشته باشیم یا نداشته باشیم یا بگویند برد موشک‌های‌مان چند کیلومتر باشد.
وی تصریح کرد: این موضوع به آقای مکرون چه ربطی دارد؟ وی اصلا چکاره است که دخالت می‌کند؟ اگر می‌خواهد رابطه ایران و فرانسه، رابطه‌ای رو به رشد باشد، سعی کند در این نوع‌ امور دخالت نکند زیرا این خلاف مصالح ملی فرانسه هم هست.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: معلوم است پاسخ ما به او منفی است، پس چرا این موضوع را مطرح می‌کند که وقتی پاسخ منفی گرفت بگویند آقای مکرون در سیاستش شکست خورده است؟ کاری کند که بگویند در سیاستش موفق بوده است.
ولایتی بار دیگر خطاب به مکرون تاکید کرد: آقای مکرون این جمله را از بنده به عنوان شهروندی ایرانی بشنود و بپذیرد که اگر به این ‌امور وارد شود، پاسخ ما حتما منفی است و حتی یک درصد هم احتمال ندارد به خواسته‌ای که دخالت در‌ امور داخلی ماست، پاسخ مثبت بدهیم. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با رد توصیه برخی در داخل برای مذاکره موشکی با اروپا تاکید کرد: هیچ کشور مستقلی منافع و مصالح ملی خود را در معرض حراج قرار نمی‌دهد.


وی درباره انتشار مقاله یکی از اصلاح‌طلبان در یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب مبنی بر آغاز مذاکره موشکی با اروپا گفت: این یکی از خواص دموکراسی است که هر شخصی می‌تواند حرفش را بزند، منتها اگر سخن معقولی نباشد مردم از این گوش می‌شنوند و از آن گوش در می‌کنند.
ولایتی تصریح کرد: آیا کسی می‌آید منافع و مصالح ملی‌اش را این طور در معرض حراج و تمامیت ارضی‌اش را در معرض یغمای دیگران قرار دهد؟ کدام کشور مستقل و قدرتمندی در دنیا مسائل دفاعی‌اش را در بازار مکاره دنیا به حراج گذاشته است؟ وی گفت: عیبی ندارد که او نظرش را گفته، اظهارنظر آزاد است ‌اما حتما بداند که میان عقلا شنونده‌ای نخواهد داشت.


قاسمی: مواضع فرانسه بحران‌آفرین است
بهرام قاسمی، سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای وزارت ‌امور خارجه هم در واکنش به اظهارات وزیر‌ خارجه فرانسه در عربستان گفت: اینکه برخی مقامات  کشورهای فرامنطقه‌ای به خلیج‌فارس سفر کنند و با نادیده انگاشتن واقعیات موجود و بسیار روشن منطقه، تحت تأثیر القائات مقامات متوهم و جنگ‌افروز سعودی، نگرانی‌های ساختگی، بی‌اساس و خصمانه آنها را در قبال ایران تکرار کنند، مشکلی را از بحران‌هایی که در همه آنها نقش مخرب عربستان سعودی قطعی و کاملا عیان و ‌آشکار است کم نکرده و حتی به این کشور برای خروج و عبور از بحران‌های داخلی و منطقه‌ای که با آنها دست به گریبان است نیز کمکی نمی‌کند.
قاسمی افزود: فروش تسلیحات مرگبار توسط برخی کشورهای فرامنطقه‌ای به کشورهای منطقه که از جمله در جنگ خانمانسوز علیه مردم یمن به کار گرفته می‌شود و حمایت‌های آنها از عربستان سعودی و شرکایش در منطقه، تنها این کشورها را در ایجاد بحران‌های جدید گستاخ‌تر کرده و باعث وخیم‌تر شدن و تشدید شرایط بی‌ثباتی و ناامنی در این منطقه حساس از جهان شده است.
سخنگوی وزارت‌ امور خارجه خاطرنشان کرد: متاسفانه به نظر می‌رسد فرانسه به بحران‌ها و فجایع انسانی در خاورمیانه نگاهی یکسویه و جانبدارانه دارد و این رویکرد خواسته یا ناخواسته حتی به بالفعل شدن بحران‌های بالقوه کمک می‌کند. وضعیت کنونی این منطقه و لزوم تقویت و گسترش ثبات و ‌امنیت و همچنین کمک به مبارزه و اضمحلال هر چه بیشتر ‌تروریسم، نیازمند گفتار و کردار واقع‌بینانه و از سر مسؤولیت مقامات دیگر کشورهاست.
 

سازمان ملل: ایران دخالتی در حمله موشکی به فرودگاه ریاض ندارد
هیات منتخب سازمان ملل هرگونه مداخله ایران در حمله موشکی اخیر ارتش یمن به فرودگاه ملک خالد ریاض را رد کرد. به گزارش تسنیم به نقل از اینترسپت، هیات منتخب سازمان ملل اعلام کرد هیچ مدرکی مبنی بر ادعای دخالت ایران در حمله موشکی به فرودگاه «ملک خالد» ریاض یافت نشده است. پس از آنکه ارتش یمن با موشک بالستیک این فرودگاه عربستان را هدف قرار داد، ریاض محاصره یمن را تشدید کرد و حتی از انتقال کمک‌های بشردوستانه به این کشور خودداری می‌کند. مقامات سعودی به همراه رئیس‌جمهور‌ آمریکا مدعی شده بودند این موشک از طریق ایران در اختیار یمنی‌ها قرار گرفته است.

ملت غیور ومستقل ایران را بهتر بشناسیم

جوانی

مواضع مشترک امریکایی‌ها و اروپایی‌ها در قبال برنامه موشکی جمهوری اسلامی، از اراده غربی‌ها برای متوقف ساختن این برنامه در ایران حکایت می‌کند.

به گزارش مشرق، دکتر ید‌الله جوانی در روزنامه جوان نوشت: مواضع مشترک امریکایی‌ها و اروپایی‌ها در قبال برنامه موشکی جمهوری اسلامی، از اراده غربی‌ها برای متوقف ساختن این برنامه در ایران حکایت می‌کند. امریکایی‌ها با وضع تحریم‌های جدید موشکی، آن هم برخلاف تعهداتشان در برجام، از عزم جدی خود برای متوقف ساختن برنامه موشکی ایران رونمایی کردند. در میان اروپایی‌ها کشور فرانسه بازی جدیدی را شروع کرده و از ضرورت مذاکرات موشکی با ایران سخن می‌گوید. آقای امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه چند روز پیش در امارات، بیان داشت: «ایران باید بر مذاکره در برنامه دفاعی و موشکی خود تن بدهد و در این مسیر اگر لازم باشد می‌توان از تحریم‌های جدید نیز استفاده کرد.»

 

به دنبال بیان چنین مطالبی از سوی رئیس‌جمهور فرانسه در امارات، سخنگوی وزارت خارجه این کشور در پاسخ به این سؤال که راهبرد فرانسه در قبال برنامه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران چیست، موضعی مشابه ماکرون اتخاذ کرد و گفت: «در مورد ایران سه موضوع وجود دارد: موضوع هسته‌ای که در چارچوب برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) به آن رسیدگی شد. این توافقی مستحکم و مؤثر در زمینه عدم اشاعه است. این توافق باید حفظ شود. موضوع دوم سیاست [موشک] بالستیک ایران است که با قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل همخوان نیست. رئیس‌جمهور این مسئله را با همتایان خود و آقای روحانی در میان گذاشته است.

ما در این زمینه با شرکای اروپایی و اعضای  شورا، همکاری نزدیکی داریم.  ما از بیانیه‌های اخیر مقامات ایران در مورد این موضوع نگران هستیم.» سخنگوی وزارت خارجه فرانسه، از مواضع و سیاست منطقه‌ای ایران به عنوان سومین موضوع یاد کرده و در این خصوص مطالبی را بیان می‌دارد. وی در پایان می‌گوید: «سفر پیش روی ژان ایولودریان، وزیر خارجه فرانسه به تهران، فرصتی برای بحث در مورد این موضوعات فراهم خواهد کرد. چندی پیش هم که موضوع سفر رئیس‌جمهور فرانسه به ایران مطرح شد، در برخی رسانه‌ها و محافل سیاسی این طور عنوان می‌شدکه آقای ماکرون سفر خود به تهران را مشروط به انجام مذاکرات موشکی کرده است!

بعد از توافق هسته‌ای و شکل‌گیری برجام، اولین آزمایشات موشکی ایران بعد از این توافق، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها پیدا کرد و امریکایی‌ها، مواضع تندی را در این خصوص اتخاذ کردند، در آن شرایط جان‌کری، وزیر وقت امور خارجه امریکا، از آمادگی واشنگتن برای گفت‌وگو و مذاکره در خصوص آزمایشات و تست‌های موشکی ایران سخن گفت. در خلال مذاکرات هسته‌ای نیز، برخی کشورهای غربی و خصوصاً امریکایی‌ها، تلاش کردند برنامه‌ موشکی ایران را به موضوع هسته‌ای ملحق کرده، آن را موضوع مذاکره قرار دهند. 

نگارنده بر این اعتقاد است که غربی‌ها، اعم از امریکایی‌ها و اروپایی‌ها، نسبت به برنامه دفاعی و موشکی ایران دچار نوعی توهم شده و بر مبنای این ذهنیت بی‌مبنا نقشه راهی را ترسیم کرده‌اند. آنان تصور می‌کنند سیاست و راهبرد «فشار ـ مذاکره» در قبال ملت ایران، در هر موضوعی جواب خواهد داد و گره‌کار آنان را باز خواهد کرد. غربی‌ها بر این باور هستند که وقتی تحریم‌ها ایران را در موضوع هسته‌ای مجبور به مذاکره و در نهایت تن دادن به توافق هسته‌ای با پذیرش محدودیت‌ها کرد؛ از طریق اعمال تحریم‌های جدید و شدید، می‌توان به توافق موشکی هم با این کشور دست یافت! در واقع غربی‌ها با نوعی قیاس، به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اند و بر همین مبنا، راهبرد «فشار ـ مذاکره» را در قبال برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته‌اند. در جمله رئیس‌جمهور فرانسه که در امارات بیان شد، یک بار دیگر تأمل شود: «ایران باید به مذاکره درباره برنامه دفاعی و موشکی خود تن بدهد و در این مسیر اگر لازم باشد، می‌توان از تحریم‌های جدید نیز استفاده کرد.»

آقای ماکرون تصور می‌کند تحریم‌های جدید و تشدید این تحریم‌ها، می‌تواند ایران را به پای میز مذاکره موشکی بکشاند. این تصور از نداشتن شناخت دقیق از ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی و همچنین توجه نکردن به مبانی و دلایل جمهوری اسلامی برای پذیرش مذاکرات و توافق هسته‌ای حکایت می‌کند. اگر غربی‌ها ملت ایران و مسئولان کشورمان را به درستی می‌شناختند، بر مبنای توهمات به موضوع موشکی ایران ورود پیدا نمی‌کردند. از نظر ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، تفاوت‌های اساسی بین موضوع هسته‌ای و برنامه موشکی وجود دارد. همین تفاوت‌ها موجب شده، یکی قابل مذاکره باشد و دیگری تحت هیچ شرایطی قابل گفت‌وگو و مذاکره نباشد. توجه نکردن غربی‌ها به این تفاوت‌ها از منظر ملت ایران و نظام اسلامی، آنان را بر مبنای یک «قیاس نادرست»، دچار توهم گمراه کننده کرده است. 

ایران در موضوع هسته‌ای، به دنبال دستیابی به چرخه سوخت و انرژی هسته‌ای برای مصارف صلح‌آمیز در تمامی حوزه‌ها و عرصه‌های ممکن بود. جمهوری اسلامی عضو آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای بود و تأکید داشت؛ به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست. ایران براساس همین سیاست و از همان ابتدا در سال 1382، برای شفاف‌سازی فعالیت‌های هسته‌ای‌اش که دارای ماهیت صلح‌آمیز است، اعلام آمادگی برای مذاکره کرد و در این مسیر قدم برداشت. ایران زمانی به توافق هسته‌ای رضایت داد که اولاً ملت ایران به چرخه سوخت دست یافته بود، و ثانیاً قدرت‌های جهانی (1+5) حق ایرانیان در برخورداری از چرخه سوخت را پذیرفتند.

اما موضوع دفاعی و برنامه موشکی ایران، دارای ماهیتی متفاوت است. برنامه موشکی جمهوری اسلامی، ابزار و وسیله دفاع ملت ایران از خود می‌باشد. ملت ایران و نظام اسلامی، به دلایل گوناگون برنامه دفاعی و موشکی خود را غیرقابل مذاکره می‌داند. از جمله این دلایل است: 

1 ـ ایران یک کشور اسلامی با مردمی مسلمان و دارای نظام دینی است. براساس فلسفه و نظام دفاعی اسلام، مسلمانان باید دارای قدرت دفاعی در سطح بازدارندگی باشند. هم‌اکنون اقتدار موشکی جمهوری اسلامی، سهم بالایی در تولید قدرت دفاعی ایران در سطح بازدارندگی دارد. 

2 ـ ملت ایران در تاریخ 300سال قبل از انقلاب اسلامی، به دلیل ناتوانی در دفاع، بخش‌هایی از سرزمین خود را از دست داد. بعد از انقلاب جنگ هشت‌ساله‌ای بر او تحمیل شد. دلیل تجاوز ارتش بعث عراق به ایران در سال 1359 و در چارچوب سیاست قدرت‌های سلطه‌گر، ارزیابی متجاوزین از ضعف قدرت دفاعی ملت ایران بود. بنابراین ملتی با این تجارب تلخ تاریخی، هرگز قدرت دفاعی‌اش را با مذاکره و معامله، متوقف نخواهد کرد. 

3 ـ ایران یک کشور مستقل است و در دکترین دفاعی‌اش، خوداتکایی دفاعی یک اصل است. ملت ایران  در شرایط تهدید نظامی دشمنانش قرار دارد، هرگز با مذاکره روی ابزار و تجهیزات نظامی و دفاعی‌اش، دست به خودزنی نمی‌زند. 

4 ـ در نظام بین‌المللی کنونی و براساس سیاست‌های حاکم بر اداره جهان؛ قدرت تأمین‌کننده  منافع ملت‌ها و امنیت آنها است. در این نظام متأسفانه حقوق ملت‌ها و قواعد اخلاقی جایی ندارد. قدرت‌های شیطانی‌ همانند گرگ به جان ملت‌های ضعیف می‌افتند. لشکرکشی و حمله امریکا به افغانستان و عراق، حمله عربستان و آل‌سعود به ملت مظلوم یمن، نمونه‌های نزدیک این ددمنشی و گرگ صفتی است. در چنین فضا و شرایطی، ملت ایران مصمم است با تقویت روزافزون قدرت دفاعی و اقتدار موشکی، مانع از آن شود که طعمه گرگ‌صفتان روزگار گردد. 

آمریکا (کفتر گرگ صفت وزالو صفت را بیشتر بشناسیم)

 

 آمریکا (کفتر گرگ صفت وزالو صفت را بیشتر بشناسیم)

اروپا مبادله هزار میلیاردی با آمریکا را بخاطر ایران زیر سوال نمی‌برد

شناسه خبر: 1578211 سرویس: سیاسی
۲۹ آبان ۱۳۹۶ - ۰۱:۱۵
قدیری ابیانه

یک کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: حجم مبادلات اروپا با آمریکا بالای ۱۰۰۰ میلیارد دلار است و اروپا به همین خاطر رابطه‌اش با آمریکا را زیر سوال نمی‌برد.

محمد حسن قدیری ابیانه کارشناس مسائل بین‌الملل و سفیر اسبق ایران در مکزیک در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، درباره بدعهدی‌های  آمریکا و تصویب قانون کاتسا گفت: آمریکا هیچ اقدام غیرمعمولی را انجام نداده است چراکه مصادره اموال سایر ملت‌ها، دزدی، جنایت و خلف وعده  جزو کارهای معمول آمریکا است.

وی افزود: برخی فکر می‌کردند اگر مقامات اصلی آمریکا قولی بدهند و آن را امضاء کنند و به تایید شورای امنیت برسد، دیگر نمی‌توانند زیر عهد خود بزند اما شاهد بودیم که آمریکا در برجام با وجود اینکه امتیازات خوبی به دست آورده و امتیازات نسیه و کمی را متعهد شده، به همان مقدار کم هم پایبند نبود. 

  • بیشتر بخوانید

آمریکا "کاتسا" را اجرایی کند دولت را موظف به بازنگری در NPT می‌کنیم

قدیری ابیانه با اشاره به اینکه این بدعهدی‌ها اختصاص به جمهوری‌خواهان ندارد، خاطرنشان کرد: در زمان آقای هاشمی گفته بودند که اگر شما کمک کنید و گروگان‌های آمریکایی در لبنان  آزاد شوند ما این کمک شما را جبران خواهیم کرد. ایران در آزادی گروگان‌های آمریکایی کمک کرد اما آنها فشار بر جمهوری اسلامی را افزودند. همچنین در زمان دولت اصلاحات ایران برای ساقط کردن طالبان کمک کرد اما نتیجه آن شد که ایران را جزو محور شرارت معرفی کردند لذا از اقدامات جدید آمریکا تعجب نمی‌کنم و اگر این اقدامات را انجام نمی‌داد جای تعجب داشت.

وی تصریح کرد: تعجب آور آن است که عده‌ای در داخل به آمریکایی‌ها اعتماد می‌کنند و حتی در حال حاضر که با این رویکرد آمریکا مواجهه شدند، امید به اروپا بسته‌اند در حالی که  این کار همان قدر اشتباه است که امید بستن به آمریکا اشتباه بود زیرا حجم مبادلات اروپا با آمریکا بالای 1000 میلیارد دلار است در حالی که حجم مبادلات ایران با اروپا زیر 20 میلیارد دلار است. اروپا به خاطر 20 میلیارد دلار رابطه 1000 میلیارد دلاری را زیر سوال نمی‌برد.

سفیر اسبق  ایران در مکزیک گفت: اگر 4 سال به امید تعامل با آمریکا فرصت سوزی شد حالا می‌خواهند 4 سال هم به امید تعامل و رابطه با اروپا فرصت سوزی کنند در حالی که نباید به ترحم بیگانه امید داشته باشیم در حالی که بودند افرادی که آب خوردن مردم را هم به برجام  مربوط می‌کردند و فکر می‌کردند که آمریکاییها به ما رحم می‌کنند و دست از فشار بر خواهند داشت.

وی افزود: اگر آمریکا فکر کند که ایران نیازمند است و یا اینکه متوجه بشود فشارها نتیجه داده است  دست از فشار بر نخواهد داشت و  بر آن خواهد افزود.

قدیری ابیانه با اشاره به تمرکز دولت  به ظرفیت‌های داخل برای برطرف کردن مشکلات، خاطرنشان کرد: راه حل مشکلات ما با اقتصاد مقاومتی محقق می‌شود که مواردی از آن بر عهده دولت و برخی نیز به عهده مردم است که دولت و مردم به آن عمل نمی‌کنند.

کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: دولت نه تنها به اقتصاد مقاومتی عمل نمی‌کند بلکه هیچ اعتقادی نیز به آن ندارد و به دنبال این است که با تعامل با آمریکا و اروپا مشکلات حل بشود که این راه کاملا بی راهه است. البته به این معنی نیست که تحریم‌ها برداشته نشود، اگرهم برداشته شوند 10 تا 20 درصد مشکلات ما حل خواهد شد و بقیه مشکلات باقی خواهد ماند.

فلاحت‌پیشه: آمریکا شرافت را از سگ‌های زنده‌یاب بیاموزد

عضو کمیسیون امنیت ملی گفت: آمریکائی‌ها درست در چنین ایامی که یکی از مشکلات ما امداد هوایی است سعی می‌کنند تحریم را در فروش هواپیما به کشور ادامه دهند.

به گزارش افکارنیوز،  حشمت‌الله فلاحت پیشه، نماینده مردم اسلام آباد غرب و دالاهو و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در خصوص طرح آمریکایی مبنی بر عدم صدور هواپیمای بوئینگ به ایران به دلیل خطراتی، چون پولشویی و تروریست گفت: متاسفانه از زمانی که زلزله کرمانشاه آمد دنیا با ایران همدردی کرد، اما آمریکایی‌ها مرتبا احکامی علیه جمهوری اسلامی  صادر می‌کنند.

وی با بیان اینکه به اعتقاد من سیاستمداران آمریکایی از سگ‌های زنده یاب باید قدری شرف بیاموزند، گفت: درست در چنین ایامی که یکی از مشکلات ما امداد هوایی بود آن‌ها سعی می‌کنند تحریم را در فروش هواپیما به کشور ادامه دهند.

فلاحت پیشه با بیان اینکه دنیا و آمریکا به خوبی می‌داند این هواپیما‌ها هیچ یک از احتمالات مبنی بر ایجاد ناامنی در موضوع هواپیمایی کشوری را شامل نمی‌شود و نه دغدغه پولشویی برای آن‌ها وجود دارد و نه دغدغه تروریست گفت: آمریکایی‌ها با کشور زلزله خیزی که نیازمند کمک و امداد است با خوی استکباری برخورد می‌کند.

این نماینده مجلس با بیان اینکه این اقدامات نقض صریح برجام است، یادآور شد: جمهوری اسلامی این موضع که نقض برجام صورت گرفته اعلام می‌کند و از لحاظ سیاسی نیز انتظار می‌رود که اتحادیه اروپا به این بحث ورود پیدا کند.

عضو کمیسیون امنیت ملی تصریح کرد: البته متاسفانه این اتحادیه نیز از حیثیت خود در موضوع برجام دفاع نمی‌کند و حتی مکرون رئیس جمهور فرانسه تخم لقی که اروپا در خصوص برجام کاشت را به مسائل دفاعی نیز تسری داد.

وی در پایان خاطر نشان کرد: اگر جمهوری اسلامی به این نتیجه برسد که آمریکا و اروپا نقض برجام می‌کنند و مطابق قانون مصوب مجلس داده‌ها و ستاده‌های برجام سودی برای ما ندارد سیاست‌های خاص خود را در پیش می‌گیرد به عنوان مثال در موضوع هسته‌ای در صورت عهدشکنی‌ها و مواجه شدن روند توسعه دانش هسته‌ای در ایران را با مشکل روبرو کند. جمهوری اسلامی به سمت تولید بیست الی شصت درصد برای تولید‌«های تکنولوژی» می‌رود و ما نمی‌توانیم توسعه روز خود را متوقف و آن را منوط به رفتار افرادی کنیم که نقض عهد جزو مرام و منش آنهاست.

موازنه قدرت در خاورمیانه در سوریه و عراق تعیین می‌شود و ایران، دست برتر را دارد

موازنه قدرت در خاورمیانه در سوریه و عراق تعیین می‌شود و ایران، دست برتر را دارد

یک عضو ارشد بنیاد بین‌المللی مطالعات استراتژیک با برشمردن نقاط قوت و توانمندی‌های تهران در منطقه نوشت: عربستان سعودی اصلا نمی‌داند چطور با ایران مقابله کند.

خبرگزاری فارس: موازنه قدرت در خاورمیانه در سوریه و عراق تعیین می‌شود و ایران، دست برتر را دارد

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، در ادامه انتقادها از مواضع سیاست خارجی عربستان سعودی، یادداشتی در روزنامه آمریکایی در رد مواضع کنونی سعودی‌ها علیه ایران منتشر شده است.

بخش‌هایی از این یادداشت را در متون زیر بخوانید:

«چیزهایی معدودی همانند ترکیب قدرت، جاه طلبی و اضطراب، امکان انفجار دارند و این روزها مقادیر زیادی از این سه چیز در ریاض وجود دارد.

عربستان سعودی که زمانی قدرت منطقه‌ای محتاط و منفعلی بود، در سال‌های اخیر هدف و نیت جدیدی پیدا کرده است. جاه‌طلبی بی رحمانه ولی‌عهد محمد بن سلمان را کاملا در سرکوب داخلی بازرگانان و اعضای خانواده سلطنتی مشاهده کرد و همچنین انعکاس این موضوع در سراسر خاورمیانه هم قابل رویت است؛ جاه طلبی(منطقه‌ای) که فوریت آن برگرفته از نیاز برای چک و کنترل کردن نفوذ ایران است. ایران در شرف تبدیل شدن به قدرت غالب از عراق تا لبنان است

اکنون عربستان سعودی و سیاست امنیتی آن، بیش از حد در تقلا است. به جای آنکه با دقت ایران را به عقب براند و حمایت گسترده‌(خارجی) از این تلشا را کسب کند، رویکرد(ریاض) تصادفی، برهم زننده و غیرسازنده بوده است و ایران یک گام همچنان جلو است.

مداخله عربستان سعودی در یمن با اینکه بیش از دو سال و نیم از آن گذشته، پرهزینه و بی نتیجه بوده است. مداخله آن در یمن، می‌تواند به همان نتیجه‌ای که ریاض به شدت خواهان ممانعت از آن است بیانجامد و آن دگرگونی و تغییر جبش الحوثی به چیزی شبیه به حزب‌الله لبنان است.

جدیدترین اقدام مخاطره آمیز سعودی، استعفای اجباری نخست‌وزیر لبنان و احتمالا حبس خانگی سعد الحریری است؛ کسی که زمانی متحد مورد علاقه و محبوب ریاض بود. این استعفا بسیاری را در لبنان و جاهای دیگر سردرگم کرده است. اینکه حالا ریاض برای لبنان چه در سر دارد، نامشخص است.

اگر هدف مقابله با ایران است، ریاض دارد صحنه‌های نبرد اشتباه و غلطی را برمی‌گزیند. لبنان و یمن، کشورهای پیرامونی و ثانوی هستند که در آنها جنگ‌ها، پرهزینه و پیچیده هستند و نتایج مبهم و عواید، کم هستند.

در خاورمیانه، موازنه قدرت در سوریه و عراق تعیین می‌شود اما در این کشورها، هزینه‌ها بالا هستند و خطرات از هزینه‌ها هم بیشتر هستند.

 ایران در هر دوی این مکان‌ها(عراق و سوریه)، بسیار جلوتر(از عربستان) قرار دارد.

ریاض در سال 2011 با این استدلال و منطق که حمایت از شورشیان سوریه به از بین بردن تسلط ایران در عراق کمک خواهد کرد، شروع به حمایت از شورشیان کرد اما اینطور نشد. امکان احیا و جان بخشیدن به شورش نبود چرا که آمریکا عملا خود را از جنگ داخلی سوریه کنار کشید و آینده کشور در حال تصمیم گرفتن در مسکو، آنکارا و تهران است.

ایران توانمندی دیگری هم دارد. ایران نشان داده که در زمان‌های خوب و زمان‌های بد، در کنار دوستان و متحدانش قرار دارد. عربستان سعودی چنین وفاداری و ثبات قدمی ندارد. بریا اثبات این موضوع فقط به شورشیان سوری و سیاستمداران لبنانی نگاه بیاندازید».

مثلث شوم نتانیاهو، ترامپ و بن‌سلمان چه در سر دارند؟

کوشنر در سفر اخیر خود نشان داد نقش حلقه واسطِ مطمئن میان این سه تن را برعهده گرفته تا مقدمات یک بساط ناآرامی جدید در منطقه را فراهم کند.

به گزارش افکارنیوز،  وقتی چندین ماه پیش بن سلمان در مصاحبه‌ای سخن از عدم امکان گفتگو با تهران و لزوم پیش‌دستی در برخورد با ایران سخن گفت، آمریکایی‌ها که از جنگ داخلی سوریه بهره‌ای نبرده بودند، به فکر تنظیم نقشه جدیدی برای مداخله در منطقه افتادند.

در سفر جیرد کوشنر به منطقه حدود یک هفته قبل، در واقع هماهنگی‌های نهایی میان ترامپ، بن‌سلمان و نتانیاهو برای آغاز عملیات علیه نیروهایی که موجب شکست طرح آنها در سوریه شدند، یعنی ایران و حزب‌الله انجام شد. استعفای سعد حریری، جرقه‌ای بود که قرار بود نقشه را کلید بزند و البته تا به حال مشخص شده که این مرحله اول از نقشه، بسیار ناشیانه بوده است.

ویژگی‌های مشابه نتانیاهو، ترامپ و بن‌سلمان

این سه تن مراقب هستند که هیچ جا در کنار هم دیده نشوند، اما در واقع مهمترین هماهنگی‌های سیاست خارجی خود را با یکدیگر انجام می‌دهند و بیش از هر متحد دیگری به یکدیگر اعتماد دارند. یکی از دلایل این اعتماد، ویژگی‌های مشترک است:

۱- هر سه تن در پی کسب پیروزی‌های پرطمطراق هستند. در واقع هر سه احساس می‌کنند که باید با اقدامات پرهیاهو فضای افکار عمومی داخلی و جهانی را به نفع خود در دست گیرند. این مسأله موجب شده هر سه بارها ناشیگری کنند. از حمله ریاض به یمن گرفته، تا چندین مداخله نظامی ناکام از سوی نتایناهو و تا وعده‌های و برنامه‌های بدفرجام ترامپ که خود مجبور به پس‌گرفتن آن شده است.

۲- هر سه بیش از هر چیز بر سه حربه تکیه می‌کنند: عملیات روانی سنگین، تسلیحات زیاد و پول فراوان. دل خوشند که با اولی دل دشمن را خالی می‌کنند، با دومی دست آن را و با سومی دهان بقیه کشورها را ببندند. عملیات روانی آغاز شده و مردم عادی و تصمیم‌سازان‌ دو هدف اصلی آن هستند.

۳- هر سه تن از وضعیت موجود در خاورمیانه ناراضی هستند اما ایران را متهم به ایجاد بی‌ثباتی در نظم منطقه می‌کنند. در واقع هر سه عملاً خود تلاش می‌کنند با ایجاد ناآرامی و جنگ به اهداف خود برسند. البته ترامپ کمتر از آن دو به جنگ تمایل دارد زیرا اساساً ترجیح می‌دهد بدون هزینه به اهداف خود برسد، اما سابقه واشینگتن نشان می‌دهد اگر مطمئن به کنارزدن یک رژیم باشد، دل خود را با وعده قراردادهای اقتصادی برای چاپیدنِ کشورِ اشغال‌شده راضی می‌کند.

۴- هر سه تن مخالفان سرسختی در داخل دارند. نتانیاهو در انتخابات آخر، ائتلاف گذشته خود را از دست داد، در آمریکا هر هفته علیه ترامپ تظاهرات می‌شود و در عربستان، هر از چندی شاهزاده‌های جدید به دلیل عدم همراهی با سیاست‌های بن‌سلمان به هتل-زندان منتقل می‌شوند.

 

 در صورت آغاز عملیات نظامی از سوی این سه تن، بار اصلی نظامی و سیاسی آن بر دوش بن سلمان خواهد بود

سناریوهای پیشِ رو

گفته می‌شود وجود مخالفان داخلی ممکن است انگیزه‌ای باشد برای شروع جنگ خارجی تا فضای سیاسی داخلی را متحد کنند و به یک تهدید بیرونی منصرف سازند، تهدیدی مانند ایران و گروه‌های مورد حمایتش مانند حزب‌الله. اما از آن سو نیز وجود این مخالفان داخلی در صورت فرسایشی‌شدنِ جنگ می‌تواند برای آینده سیاسی این افراد مهلک باشد و خیلی زود، افکار عمومی داخلی را نه تنها به سمتِ لزوم پایان جنگ، بلکه لزوم استعفای رهبران هدایت کند.

در واقع انگیزه اصلی طرح مشترک نتانیاهو، ترامپ و بن‌سلمان، ‌همان نارضایتی از وضع موجود منطقه و تلاش برای کسب پیروزی‌های پرطمطراق است. متهوربودنِ این سه تن بدان معنا است که ممکن است حتی اگر مرحله اول، یعنی عملیات روانی جواب ندهد، باز هم مرحله دوم یعنی عملیات نظامی آغاز شود. اما از هم‌اکنون مشخص است اگر مرحله دومی در کار باشد، بار اصلی آن بر دوش بن‌سلمان خواهد بود، به دو دلیل:

۱- اسرائیل بارها تقابل خود را با حزب‌الله سنجیده است و بعید است بار دیگر بخواهد خود وارد معرکه‌ای شود که نه تنها حزب‌الله، بلکه ایران در آن سوی جبهه قرار داد.

۲- ترامپ صدها میلیارد سلاح به عربستان سعودی فروخته است و بعید است پیش از پایان انبار تسلیحاتی ریاض، نیازی به استفاده از تجهیزات خود ببیند.

اما در صورت آغاز چنین عملیاتی حتی بار سیاسی آن نیز بیش از هر کس بر دوش بن‌سلمان خواهد بود زیرا او عملاً با دو دولت غیرمسلمان علیه یک دولت مسلمان متحد شده است و این به معنای افزایش بی سابقه تنفر از عربستان در جهان اسلام (حتی در کشورهای عربی) است. بنابر این به نظر می‌رسد که ریاض به زودی دست به این کار نزند بلکه فعلاً با نمایش تهدید نظامی و ایجاد تصورات بزرگنمایی‌شده از قدرت نظامی ریاض، قصد سوق‌دادنِ تصمیم‌سازان تهران به گزینهِ کوتاه‌آمدن در برنامه‌های منطقه‌ای و موشکی را داشته باشد، آنچه به نظر می‌رسد بسیار بعید است زیرا تهران به این راحتی به این حد از نفوذ منطقه‌ای و توانمندی موشکی دست‌نیافته که به راحتی آن را از دست بدهد.

نقش اروپاییان نیز در این میان تعریف شده است گر چه یک نقش حاشیه‌ای است. آنها اولاً در اوج فشارها علیه ایران، پیشنهادهای اقتصادی به تهران می‌دهند تا دولت برای پیشگیری از ایجاد اجماع جهانی علیه ایران با آنها همکاری کند اما عملاً جیب ایران را خالی می‌کنند تا در برابر فشارها کم بیاورد؛ ثانیاً پیاپی بر طبل تهدید موشکی و منطقه‌ای ایران می‌کوبند تا افکار عمومی جهانی ار علیه ایران برانگیزند و احتمال صدور قطعنامه در شورای امنیت علیه برنامه‌های موشکی و منطقه‌ای ایران را در ذهن تصمیم‌سازان تهران بزرگ‌نمایی کنند.

با این حال به نظر می‌رسد اگر ایران راضی به مذاکره با عربستان در مورد نفوذ منطقه‌ای شود، اسرائیل و آمریکا راضی نشوند بدون حضور نماینده آنها (شاید در قالب نماینده یک سازمان چندجانبه یا جهانی) یا بدون پذیرش پیش‌شرط‌هایی از سوی تهران چنین مذاکره‌ای انجام شود، زیرا آنها می‌دانند ایران در مذاکره با عربستان، نه از سر تنش و منازعه بلکه از سر آشتی درخواهند آمد (ایرانی که تجربه‌هایش در مذاکره ده‌ها برابرِ عربستان است) و در آن صورت، جوانی که هنوز برنامه‌های آینده‌اش صددرصد برای غربی‌ها مشخص نیست (یعنی بن‌سلمان)، ممکن است همکاری با ایران را در این شرایطِ فشارهای داخلی ترجیح دهد. این همکاری ممکن است فقط به پذیرش چند خط قرمز از سوی طرفین خلاصه شود، نه اتحاد سیاسی، اما همین نیز می‌تواند کابوس اسرائیل و آمریکا باشد.

بنابر این نقشه‌ای که جیرد کوشنر هماهنگی‌های نهایی آن را برعهده دارد و با استعفای حریری آغاز شده، بدون همکاری شورای امنیت و تحریم‌های جهانی، بیشتر به یک بن‌بست شبیه است و بعید است به نتیجه برسد، مگر اینکه مردم و مسئولان ایران، دل تهی سازند و به پیشواز دشمن بروند که آن نیز با توجه به تجربیات گذشته، تصور نسبتاً تحقیرآمیز از آل‌سعود در ذهن مردم (حتی اقشار غربگرا) و وجود جان برکفان در مسیر تعالی و عزت ایران اسلامی، بسیار دور از ذهن است. از آن سو، هماهنگ‌کردن شورای امنیت نیز در شرایطی که چین و روسیه می‌دانند قدرت‌گرفتن عربستان علیه ایران به معنای کاهش نفوذ خود آنها در منطقه و افزایش قدرت آمریکا در جهان است (آمریکایی که همچنان روسیه را مورد تحریم قرار داده و در دریای چین شرقی و جنوبی به محدودسازی حضور نظامی و سیاسیِ پکن اقدام می‌کند)، کاری بس دشوار می‌نماید.

جمع‌بندی

مهمتر از هر چیز در مرحله اول از نقشه مثلث دشمن که همان عملیات روانی است، شکستنِ آن با اتحاد دولت و ملت در حمایت از توان نظامی و نفوذ منطقه‌ای است. دشمن، دشمنی‌اش را با اعلام نیت خلع سلاح ایران و تلاش‌های گذشته‌اش در ناآرام‌سازی و چپاول منطقه نشان داده اما باز هم با زبان ریاکاری سخن از همکاری به میان می‌آورد و از درخواست دیدار و مذاکره و حتی سفر به ایران حرف می‌زند، همان سیاست چماق و هویج قدیمی. جملات زیر که به گوش ایرانی‌ها آشنا است، بهتر از هر جمع‌بندی دیگر است زیرا اگر چه از یک روایت داستانی گرفته شده اما بیش از هر چیز به واقعیت نزدیک است:

«یا أیها الذین آمَنوا، آمِنوا». به شما قول می‌دهم چنانچه با همان نیات روزهای نخستینِ قیام شمشیر بزنید پیروزید و بر دشمن مزوّر غلبه می‌کنید. در میان شما هستند کسانی که احیاناً قصد تسلیم دارند. من اتمام حجت می‌کنم: تزویر به شما امان می‌دهد تا مقاومت‌تان را بشکند. پس از غلبه شک نکنید گردن‌تان را خواهد شکست.

سیاسیون از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند/ تنها ۲ نفر از جانباختگان زلزله اخیر ساکن مسکن مهر بوده‌اند

نیکزاد

وزیر سابق راه و شهرسازی نوشت: آیا اگر مسکن مهر شهری و روستایی ساخته نمی‌شد و مردم در ساختمان غیرمسکن مهر و غیر مقاوم اسکان می‌یافتند ویرانی آن مسکن‌ها فاجعه‌ای مصیبت بار برای مردم به وجود نمی‌آورد؟

به گزارش مشرق، علی نیکزاد وزیر سابق راه و شهرسازی بیانیه‌ای را درباره زلزله تاسف‌بار استان کرمانشاه منتشر و در اختیار رسانه‌ها قرار داد. متن بیانیه نیکزاد به این شرح است:

بسم ا... الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

اتفاق ناگوار زلزله اخیر غرب کشور، سبب تاسف عمیق اینجانب گردید. ضمن عرض تسلیت و تعزیت به مردم عزیز ایران اسلامی و بخصوص مردم غیور و شریف غرب کشورمان و خانواده های عزادار جانباختگان و مجروحین ناچارم مطالبی را به استحضار مردم عزیزمان برسانم.

1- در حالیکه همه نیروهای لشکری و کشوری، امدادی و سایرین مشغول امداد و نجات و اسکان موقت زلزله زدگان هستند، برخورد سیاسی و جناحی و غیر اخلاقی، جفا در حق مردم و زلزله زدگان است و سیاسیون از آب گل آلود ماهی می‌گیرند.

2- مسکن مهر، طرحی ملی و مبتنی بر قانون ساماندهی و تولید و عرضه مسکن (مصوب مجلس شورای اسلامی) است که در چارچوب مقررات و ضوابط فنی و با نظارت سازمان نظام مهندسی و براساس پروانه‌های صادره از سوی مراجع ذیصلاح و توسط پیمانکاران و انبوه سازان و سازندگان و تعاونی‌ها احداث گردیده است و براساس آمارهای صحیح و دقیق هیچ موردی از تخریب سازه ساختمانهای مسکن مهر در این زلزله ارائه نگردیده است و تنها در مواردی تخریب دیوارهای جانبی و دیوارهای داخلی تعدادی از ساختمان‌ها که (توسط شرکت تعاونی مشاغل آزاد احداث گردیده ) گزارش گردیده است که در جای خود لازم است بررسی و علت‌یابی گردد.

3- اینکه معاون اول محترم رییس جمهور بر خلاف واقعیت اعلام نماید که اکثر خانه‌های تخریب شده مربوط به مسکن مهر است بسیار تاسف آور و پرداختن به اغراض سیاسی در چنین شرایط بحرانی دور از شان مقامات عالی رتبه کشور است. در اولین ساعات وقوع زلزله بدون حضور میدانی چطور فردی به این نکته کارشناسی رسیده است؟ جای بسی تعجب و حیرت است.

4- از مجموع 88840 واحد مسکن مهر شهری و روستایی احداثی در استان کرمانشاه در دولت نهم و دهم تنها دیوارهای تعدادی از واحدهای مسکونی دچار آسیب گردیده و این در حالی است که درهمین منطقه تعداد قابل توجهی از واحدهای مسکونی تخریب گردیده و فرو ریخته است و اشاره مقامات رسمی دولت به عمومیت تخریب‌ها در مسکن مهر دور از واقعیت است.

5- بنابر آمارهای رسمی از مجموع 432 عزیزی که در این حادثه دلخراش جان باخته اند، تنها 2 نفر از ساکنین واحدهای مسکن مهر بوده‌اند و بزرگنمایی برخی افراد نسبت به تلفات و خسارات ناشی از مسکن مهر جای تاسف دارد در این حادثه با توجه به اینکه بالغ بر 30500 واحد شهری و روستایی تخریب شده است اگر گفته معاون اول صحیح می باشد باید عمده تلفات در مسکن مهر می بود آیا این چنین است؟

6- با وجود شدت 7.3 ریشتری زلزله از این منطقه، با عنایت به نوسازی 37000 واحد مسکن روستایی در دولت نهم و دهم، خوشبختانه تلفات و خسارات ایجاد شده در روستاها به حداقل رسیده است. اگر بازسازی مسکن‌های روستایی در دولت نهم و دهم در استان کرمانشاه نبود تکرار غم بار تلفات زلزله بم با 6.5 ریشتر بیش از 26 هزار جان‌باخته و ده‌ها هزار مجروح دور از انتظار نبود.

7- متاسفانه معاندان و مغرضان با انتشار تصاویر خرابی‌های ایجاد شده توسط تروریست‌ها در سوریه و بلایای طبیعی مصر در تلاش هستند تا این خرابی‌ها را به مسکن مهر نسبت دهند که انتظار می‌رود دستگاهای مسئول با روشنگری از این اقدام غیر اخلافی ممانعت نمایند.

8- دولت مردان بدانند که از عمر دولت شان نزدیک به 5 سال گذشته است بجای پاس دادن همه نابسامانی‌ها به دولت گذشته از عملکرد خودشان بگویند و رئیس محترم دولت هم بداند پروژه اعلامی‌تان در کرمانشاه را تعاونی مسکن مشاغل آزاد ساخته است نه دولت قبلی، دولت قبل تسهیلات ارزان قیمت و زمین ارزان به افراد واجد شرایط طبق قانون واگذار نموده است. آیا اگر 88840 واحد مسکن مهر شهری و روستایی ساخته نمی‌شد و مردم در ساختمان غیرمسکن مهر و غیر مقاوم اسکان می‌یافتند ویرانی آن مسکن‌ها فاجعه‌ای مصیبت بار برای مردم بوجود نمی‌آورد ؟

9- اکنون زمان تمرکز بر امداد و نجات و رساندن آب و برق تامین نیازهای اولیه زلزله زدگان عزیز از جمله پتو و غذا و پوشاک و لوازم گرمایشی است و پرداختن به تسویه حساب‌های سیاسی دور از جوانمردی است.

انشاالله خداوند با همه ما با نیات و اعمالمان رفتار کند و مردم بزرگ ایران را از این امتحان سر بلند بیرون آورد.

علی نیکزاد

پیشگویی نوستراداموس: جنگی بزرگ در خاورمیانه راه می افتد!

در روزهای پایانی هر سال جستجو درباره پیشگویی کارشناسان برای سال جدید آغاز می شود و شاید پیشگویی های نوستراداموس فیلسوف بزرگ فرانسوی از اهمیت بیشتری برخوردار باشد با توجه به آنکه اغلب پیشگویی هایش به حقیقت پیوست.
کد خبر: ۵۹۴۷۱
تاریخ انتشار:۲۳ آبان ۱۳۹۶ - ۲۳:۱۸ - 14 November 2017
به گزارش روزپلاس، از مهمترین پیشگویی های نوستراداموس، حمله به برج های دوقلوی تجارت جهانی در آمریکا در 11 سپتامبر 2001 و پیشگویی هایی درباره ناپلئون و هیتلر و توسعه بمب هسته ای و نیز پیشگویی پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری است.

این پیشگوی فرانسوی اما برای سال 2018 چندین مساله را پیش بینی کرد از جمله بارش شدید باران در اروپاست. طبق این پیشگویی کشورهای انگلیس، ایتالیا، چک و مجارستان در معرض سیل قرار خواهند گرفت.

وی افزود: موج شدید گرما آسیا را در می نوردد و در پی آن بسیاری از ساکنان آسیا به مناطق سردسیر در شمال خواهند گریخت؛ همچنین پس از استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه و عراق بسیاری از مردم به مهاجرت به اروپا و روسیه چشم خواهند دوخت.

فیلسوف فرانسوی همچنین پیش بینی کرد که یک منطقه جنگی جدیدی در خاورمیانه ظاهر خواهد شد که جان بسیاری را خواهد گرفت و مشکل جنگ بر اساس درگیری های میان اقوام از ادیان مختلف بوجود خواهد آمد و خطر جنگ جهانی سوم بروز خواهد کرد.

نوستراداموس همچنین گفت: مشکلاتی در ایالات متحده آمریکا نه فقط در عرصه اقتصادی بلکه در تمام جنبه های مختلف زندگی بوجود خواهد آمد.

پیشگوی فرانسوی اظهار داشت: اختلافاتی میان امریکا و دیگر کشورها از جمله کشورهای متحدش در اروپا بوجود خواهد آمد همچنین اختلاف بزرگی میان امریکا و چین بروز خواهد کرد که در پی آن نفوذ آمریکا کاهش خواهد یافت و چین به قدرت اول اقتصادی تبدیل می شود.

یادآور می شود که میشل دی نوسترادام که به نوستراداموس شهرت دارد، یک داروساز و ستاره شناس فرانسوی بود و آثار بسیاری از خود برجای گذاشت که پیشگویان هر سال در این کتابها در جستجوی پیش بینی های جدید هستند.

پیش بینی کریگ همیلتون از رخدادهای سال 2017

"کریگ همیلتون"، مدیوم معروف انگلیسی مهم ترین اتفاقات سال 2017 را پیش بینی کرد.

به گزارش افکارنیوز، "کریگ همیلتون پارکر" مدیوم انگلیسی، اتفاقات سال 2017 را پیش بینی کرد.

مهم ترین پیش بینی های "کریگ" عبارتند از:

-عقب نشینی ایتالیا و دانمارک از اتحادیه اروپا

-فروپاشی اقتصاد آمریکا و اروپا

-برپایی شورش در چند پایتخت اروپایی

-آتش سوزی گسترده در ساختمان پارلمان و حمله بیولوژیکی به مدرسه ای در اروپا

-انتشار ویروس آنفلوانزا در جهان

-کناره گیری هیلاری کلینتون از فعالیت های سیاسی

"بارکر" افزود: گمان می کنم در سال های 2017 و 2018 با نابودی عصر مادی، شاهد بروز پدیده های معنوی باشیم.

گفتنی است؛ "بارکر"سال گذشته انتخاب ترامپ به عنوان ریاست جمهور آمریکا، خروج انگلستان از اتحادیه اروپا و حملات تروریستی در فرانسه را پیش بینی کرده بود که به وقوع پیوست.

پيشگويي هاي عجيب براي سال ٢٠١٨ توسط مردي كه پيروزي ترامپ در انتخابات را پيش بيني كرده بود

مردی که توانسته بود پیروزی باورنکردنی دونالد ترامپ در انتخابات را پیش‌بینی کند، اکنون درباره سال آینده میلادی پیشگوهای جدیدی کرده است.
کد خبر: ۵۹۳۳۷
تاریخ انتشار:۲۳ آبان ۱۳۹۶ - ۰۴:۴۵ - 14 November 2017
به گزارش روزپلاس، مردی که توانسته بود پیروزی باورنکردنی «دونالد ترامپ» در انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا و همچنین برکسیت (جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا) را پیشگویی کند، هم اکنون پیش بینی های جدیدی درباره سال 2018 کرده است.

«کریگ همیلتون پارکر» پیش بینی کرده است که یک حمله تروریستی در بزرگراه انگلیس به وقوع می پیوندد، انقلابی در کره شمالی آغاز می شود که منجر به سرنگونی کیم جونگ اون، رهبر این کشور، خواهد شد و یک حمله با سلاح های شیمیایی بوسیله پهپادها در یک شهر اروپایی اتفاق خواهد افتاد.

وی همچنین پیشگویی کرده است که سال 2018 سالی مملو از آشفتگی سیاسی و بحران زیست محیطی خواهد بود. این پیشگو همچنین پیش بینی کرده است که شاهزاده هری، پسر کوچک چارلز، شاهزاده ولز و دایانا، با «مگان مارکل» ازدواج خواهد کرد.

پارکر که در شهر «ساوت همپتون» انگلیس متولد شده است، دارای یک توانایی بی نظیر برای پیش بینی رویدادهای غیرمنتظره جهان است. وی که پیش از این پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را پیشگویی کرده بود، گفت که رئیس جمهور آمریکا در آینده استیضاح خواهد شد و همچنین یک کشتی جنگی آمریکایی هم در سال آینده غرق می شود.

وی برای اروپا پیش بینی کرد که اختلاف های فرهنگی در آلمان و فرانسه شدیدتر خواهد شد و این می تواند منجر به تشدید مشکلات نژادی شود و در نتیجه شورش ایجاد کند.

او همچنین اعلام کرد فاجعه های زیست محیطی از جمله پیشگویی های اصلی وی برای سال آینده میلادی است. پارکر در این باره گفت: من پیشگویی می کنم که در سال 2018 فاجعه های زیست محیطی مثل زلزله، فوران آتشفشان و آب و هوای وحشتناک اتفاق بیفتد. ما پیشتر هم گفته ایم که این حوادث ممکن است اتفاق بیفتند نه به خاطر گرمایش جهانی بلکه به دلیل افزایش فعالیت خورشید. ما همین الان هم شاهد وقوع توفان های وحشتناک بوده ایم؛ اما من احساس می کنم که بدتر از این هم در سال آینده اتفاق خواهد افتاد.

آقای پارکر همچنین پیشگویی کرد که کوه وزوویوس در ایتالیا در سال آینده فوران می کند و ناپل تخلیه خواهد شد. همچنین زمین لرزه هایی بزرگ در نیوزیلند به وقوع خواهد پیوست.

وی در پایان افزود: بیشتر این پیشگویی ها ناراحت کننده هستند؛ اما من معتقدم که انسانیت در سراسر جهان در حال افزایش است. وقوع نزاع و درگیری و مشکلات فراوان باعث خواهد شد مردم جهان در کنار یکدیگر بایستند.

اگر برجام بهم بخورد ما آن‌ها را حیرت زده خواهیم کرد

رئیس سازمان انرژی اتمی گفت: اگر برجام بهم بخورد هیچ کنوانسیونی نمی‌تواند از استحکام لازم برخوردار باشد. امیدواریم این اتفاق پیش نیاید. ولی اگر برجام بهم بخورد ما آن‌ها را حیرت زده خواهیم کرد.

به گزارش افکارنیوز، مراسم گرامیداشت پنجاهمین سالگرد فعالیت راکتور تحقیقاتی تهران با حضور علی اکبر صالحی، معاون رییس جمهور و رییس سازمان انرژی اتمی، معاونین و مدیران، نخبگان و پیشکسوتان این عرصه ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۶ در سالن دکتر حسابی سازمان برگزار شد.

معاون رییس جمهور ضمن ابراز خرسندی از حضور چهره‌هایی ارزشمند، خدمتگزار، صادق و خالص همچون؛ دکتر امراللهی، دکتر خزانه، دکتر فرخی، دکتر کاشیگر، دکتر فرهودی، دکتر پذیرنده، دکتر قنادی و ... در پنجاهمین سالگرد راکتور تحقیقاتی تهران، گفت: شما باید به ۵۰، ۶۰ یا ۷۰ سال گذشته برگردید و ببینید در علوم و فناوری هسته‌ای در چه وضعیتی بودیم. اگر نبود فکر بلند این بزرگواران و چشم اندازی که در وجود عزیزانی مثل جناب آقای دکتر آزاد، دکتر حسابی و دکتر جناب نهادینه شده بود، یقیناً الان اینجا نمی‌ایستادیم و اینگونه به گذشته خود افتخار نمی‌کردیم. تاریخ ایران مشحون از فراز و نشیب هاست. بخصوص این آشفتگی که در دو سه قرن اخیر داشتیم سبب شد ایران از افتخارات گذشته خود کمی فاصله بگیرد و ما درست در زمانی که جهان راه به سوی پیشرفت گشود، متأسفانه کنار گذاشته شدیم.

وی افزود: در نیم قرن گذشته افرادی زمینه پیشرفت علم و فناوری و صنعت کشور را تا جایی که مقدور بوده فراهم کرده اند و ما از آن‌ها همواره تشکر می‌کنیم. جناب آقای دکتر سهرابی را می‌بینیم که واقعاً یکی از دانشمندان بنام ایران در عرصه بین المللی است. دکتر قریب را که در حوزه اکتشاف و استخراج و کلاً سیکل سوخت واقعاً زحمات بسیار ارزشمندی کشیدند. امروز افتخار دیدن این بزرگان را داریم.

ریاست سازمان سپس به قدردانی از زحمات دکتر افشار بکشلو از جمله دست اندرکاران اولیه راکتور تحقیقاتی تهران پرداخت و افزود: اکنون ۴۰ سال از زمانی که توفیق آشنایی با ایشان را داشتم، می‌گذرد. من قبل از انقلاب با ایشان در دانشگاه تهران آشنا شدم. بعد انقلاب شد و بحث راکتور بوشهر پیش آمد که آیا ادامه پیدا کند یا نکند. ما به اتفاق در گروهی بودیم که گزارشی با عنوان "وضعیت چرخه سوخت نیروگاه بوشهر به چه صورت است" در ارتباط با سیکل سوخت نیروگاه بوشهر نوشتیم.

رئیس سازمان انرژی اتمی با ذکر آثاری که مرحوم دکتر اولیاء، پیشکسوت صنعت هسته‌ای در سازمان بر جای گذاشته است، گفت: دکتر اولیاء را همه شما می‌شناسید. تعداد زیادی از عزیزان را ایشان تربیت کرده اند. راه ایشان همچنان ادامه دارد.

وی در این زمینه و در حوزه تولید رادیو داروها خاطرنشان ساخت: ما در حال حاضر در امر رادیو داروها قدم‌های بلندی را برمی داریم. مسئولین بخوبی کار را پیش می‌برند. خوشبختانه در بحث جی ام پی کار ساختمانی و طراحی‌ها آغاز شده است. این کار، کار بزرگی است و قریب به ۶۰ میلیون یورو هزینه دارد که امیدواریم در ۴ سال آینده تکمیل شود و ما در عرصه رادیودارو در چارچوب (جی ام پی) بتوانیم در غرب آسیا حرفی برای گفتن داشته باشیم.

صالحی در بخشی دیگر از سخنانش گفت: نمی‌خواهم غلو آمیز صحبت کنم. به عنوان یک دانشجو بنده واقعاً از کسانی که این سازمان انرژی اتمی را بوجود آوردند خیلی ممنونم و این حقیر خود را میراث دار آن‌ها می‌دانم.

وی افزود: دکتر اعتماد کار بزرگی را انجام داد. این محلی که ما نشسته ایم مربوط به دانشگاه تهران است و بنا بر توجیهات درست سال ۱۳۵۳ در چارچوب سازمان بوجود آمد و دکتر اکبر اعتماد عهده دار ریاست آن شد.

رئیس سازمان انرژی اتمی گفت: قانون بسیار متقنی آن زمان نوشته شد هر گاه من و یا کارشناسان آن را مرور می‌کنیم می‌بینیم که آنقدر این قانون متقن نوشته شده که اگر امروز هر چه بخواهید در آن دخل و تصرف کنید، می‌بینید بدتر می‌شود و بهتر است این قانون محفوظ بماند.

صالحی سپس در بخشی دیگر از سخنانش به امضای پیمان ان پی تی توسط ایران اشاره کرد و افزود: پس از مرور روند تحول علوم و فناوری هسته ای، متوجه شدم برای اینکه وارد عرصه فناوری هسته‌ای شویم با فشار امریکا باید ان پی تی را امضا می‌کردیم؛ با این وجود مسئولین وقت سازمان بسیار زیبا حرکت کرده بودند. به این صورت که همه صنعت هسته‌ای را در نظر گرفته بودند نه فقط ساخت نیروگاه بلکه تأمین نیازهای آن را هم دیده بودند.

وی افزود: پیش بینی شده بود که اگر نیروگاهی می‌خرند نیروی انسانی لازم و دیگر الزامات از جمله سوخت آن را نیز تأمین کنند تا در ارتباط با ادامه حیات نیروگاه اگر نگویم خودکفا، خوداتکا باشیم. نمی‌شود نیروگاه داشت و میلیاردها دلار سرمایه گذاری کرد و نسبت به سوخت آن بی توجه بود. این پیش بینی‌ها همه جای تقدیر دارد.

معاون رئیس جمهور که در جمع پیشکسوتان راکتور تحقیقاتی سخن می‌راند سپس گفت: بنده افتخار می‌کنم که این توفیق را یافته ایم که میراث دار این عزیزان باشیم. حداقل کاری که انجام می‌دهیم این است که باید رو به جلو حرکت کنیم و به عقب برنگردیم و خشتی بر خشت‌هایی که پیشکسوتان روی هم گذاشته اند، قرار دهیم.

وی سپس در زمینه فرایند اکتشاف در سازمان گفت: از سال ۸۸ که افتخار حضور در سازمان پیدا کردم با اجازه‌ای که از مقام معظم رهبری گرفتیم، توانستیم جستجوی هوایی را انجام دهیم و امکاناتی را از خارج وارد کنیم. آن هم به سختی. زیرا اجازه تامین آن داده نمی‌شد. هلیکوپترهایی وارد شد. الان قریب به ۷۳ تا ۷۴ درصد برداشت هوایی از خاک ایران انجام شده است. این رقم با نسبت ۲۰ درصدی که حداکثر قبل از انقلاب انجام شده بود قابل مقایسه نیست.

صالحی افزود: ضمن اینکه تحلیل تصاویر را هم خودمان انجام میدهیم. در اکتشاف برداشت تصاویر یک بحث و تحلیل آن بحثی دیگری است. الان شرکتی داریم که در این زمینه ارائه خدمات می‌دهد.

وی به مقایسه شرایط پیشین با وضعیت امروز کشور در این حوزه پرداخت و گفت: قبلاً در شرایطی بودیم که اگر می‌خواستیم کاری انجام دهیم لاجرم باید سریع انجام می‌دادیم و خیلی زمان نداشتیم. الان زمانی است که می‌توانیم به صورت منطقی جلو برویم. به عنوان مثال در زمینه سانتریفیوژ از ابتدای خلق فکر یک سانتریفیوژ جدید تا زمان تولید آن به ۸ سال زمان نیاز است؛ و ما هم داریم همین مسیر را طی می‌کنیم و خوشبختانه توفیق زیادی هم نصیبمان شده است.

رییس سازمان انرژی اتمی گفت: الان با چین و کشورهای دیگر مذاکره می‌کنیم. البته این کشورها یک سری شرایطی مثل پیوستن به یک سری کنوانسیون ها، ایمنی و ... دارند و ما خیلی شتابی برای پیوستن به کنوانسیون‌های بین المللی نداریم؛ لذا با تأمل جلو می‌رویم.

صالحی سپس در زمینه ساخت ۲ نیروگاه جدید گفت: ۲ نیروگاه را در حال احداث داریم. یعنی ۱۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری باید انجام دهیم. به خاطر شرایط آب و هوایی نیروگاه‌های بزرگ را باید در جنوب و یا در شمال ایجاد کنیم. ولی نیروگاه‌های کوچک را می‌توانیم در محل مصرف ایجاد کنیم.

وی سپس به افکار عمومی و ذهنیتی که در آن‌ها از انرژی هسته‌ای وجود دارد اشاره کرد و افزود: متأسفانه تصور اذهان عمومی از انرژی هسته‌ای غالباً موضوعاتی نظیر سانتریفیوژ و غنی سازی است؛ در حالیکه صنعت هسته‌ای کاربردهای دیگری در کشاورزی، صنعت و سلامت نیز دارد. چنانچه در حال حاضر دست اندرکار احداث یک بیمارستان هسته‌ای هستیم. این هم یک صنعت است و هم دانش؛ که هم عرضه خدمات در سلامت دارد و هم برداشت و استفاده علمی خواهد داشت. ۹۵ درصد از کارهای قراردادی آن به اتمام رسیده است و تنها بخش مربوط به ضمانت بانکی آن با کشور اتریش باقی مانده که در حال انجام آن هستیم. ان شاء ا... شاهد بیمارستانی مدرن در غرب آسیا خواهیم بود.

رئیس سازمان با اشاره به بحث مذاکرات هسته‌ای گفت: در بحث مذاکرات این توجه را داشتیم که ممکن بود آن‌ها زیر قرارداد بزنند. به همین علت پیش بینی‌هایی را برای برگشت پذیری کرده بودیم. ما با خوش باوری در مذاکره شرکت نکرده بودیم.

وی با اشاره به بحث برجام و مفید بودن آن برای همه طرف‌ها تأکید کرد: برجام برای همگان مفید بوده است. این برنامه برای ما، برای جامعه بین المللی و هم برای استحکام بخشیدن به ان پی تی مهم است. اگر برجام بهم بخورد هیچ کنوانسیونی نمی‌تواند از استحکام لازم برخوردار باشد. امیدواریم این اتفاق پیش نیاید. ولی اگر برجام بهم بخورد ما آن‌ها را حیرت زده خواهیم کرد.

صالحی سپس به چالشی که در سال ۸۸ با آن روبرو شده بود پرداخت و گفت: وقتی برای اولین بار عهده دار مسؤولیت در سازمان شدم، سوخت راکتور رو به اتمام بود. برادر بزرگوارم آقای آقازاده که جا دارد از ایشان هم به عنوان مدیری موفق تقدیر کنیم نامه‌ای به آقای البرادعی نوشته بودند که ما ۲۰ درصدمان در حال اتمام هست بفرمایید که آرژانتین و یا هر کشور دیگری مثل زمان آقای امراللهی این ۲۰ درصد را در اختیار بگذارند. بنده که به سازمان آمدم آن نامه را پی گیری کردم. چون مدتی در وین بودم با آقای البرادعی هم روابطی داشتم، ایشان نامه آقای آقازاده را نشان داد و گفت شما که پیگیری می‌کنید، این بار برای تحویل سوخت بیست در صد هم شرایط گذاشته اند. نامه‌ای غیررسمی توسط آمریکا و روسیه نوشته بودند و گفته بودند حاضریم ۲۰ درصد را در قبال پذیرش شروطی تأمین کنیم من هم گفتم هیچ دلیلی ندارد که ما آن شروط را بپذیریم. این شروط حاکمیت ملی ما را زیر سؤال می‌برد. راکتور ما برای تولید رادیودارو است و قبلا هم سوخت ۲۰ درصد را گرفته بودیم.

وی ادامه داد: بحث از آنجا شروع شد من از مذاکره با آقای البرادعی برگشتم؛ من به رییس جمهور گفتم این‌ها به ما ۲۰ درصد را نخواهند داد اجازه بدهید ما کار را شروع کنیم. بنده به گونه‌ای کار را آغاز می‌کنم که نه با مقررات بین المللی در تعارض باشیم و نه سر و صدا می‌کنیم، ولی کار را آغاز می‌کنیم. برآورد هزینه کردیم. گروهی را تشکیل دادیم و شبانه روز آن گروه کار کردند.

صالحی در ارتباط با نقش شهید شهریاری در پیشبرد کار گفت: دکتر شهریاری عزیز بخشی از محاسبات را عهده دار بودند و افرادی را نیز تربیت کردند. به این ترتیب مقدمات ۲۰ درصد را فراهم کردیم و دو ساله ۲۰ درصد را توانستیم از زیر صفر تأمین کنیم.

در بخشی دیگر از برنامه دکتر موافقی، رییس پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای در بیان تاریخچه‌ای از راکتور تحقیقاتی تهران گفت: اکنون ۵۰ سال بهره برداری امن راکتور را پشت سر می‌گذاریم. تیم بهره بردار توانسته اند ۵۰ سال بهره برداری آن را در کارنامه خود داشته باشند که دستاورد مهمی محسوب می‌شود.

وی افزود: ساختار راکتور تهران تقریبا دست نخورده و ساختار اولیه آن حفظ شده است.

موافقی سپس در ارتباط با کاربرد راکتور گفت: این کاربردها شامل تولید رادیو داروها و رادیوایزوتوپ ها، برخی از کاربردهای تابشی نوترون و نوترون سریع و رادیوگرافی نوترون است.

وی خاطرنشان ساخت: راکتور تحقیقاتی تهران نقش بسیار مهمی را در تربیت نیروی انسانی و مهندسین هسته‌ای و فیزیکدانان هسته‌ای داشته است. الان چیزی حدود ۵ نسل است که مهندسین هسته‌ای کشور ما در این راکتور آموزش دیده اند.

دکتر قنادی، معاون برنامه ریزی هسته‌ای سازمان از جمله دیگر سخنرانان بود که در این زمینه گفت: علاوه بر نقش این راکتور در تربیت دانشجویان و متخصصین، راکتور تحقیقاتی؛ به مثابه قدرت یک کشور است. اگر راکتور تحقیقاتی را با راکتور قدرت مقایسه کنیم تفاوت عدیده‌ای وجود دارد؛ لذا تولید رادیو ایزوتوپ‌ها در راکتور قدرت امکان پذیر نیست.

وی افزود: راکتور تحقیقاتی در پزشکی و صنعت خدمات ارزنده‌ای را برای جامعه بشری ارائه می‌دهد.

دکتر قنادی خاطرنشان ساخت: بنده یکی از کاربران این راکتور بودم که پروژه‌ای راهبردی را در سال‌های ۷۰-۶۹ اجرا کردم که ۶-۵ سال طول کشید و بحث ما با آژانس بیشتر از این زمان طول کشید.

وی ادامه داد: در سال ۱۳۸۶ به ما اطلاع دادند که دیگر مولیبدنی به کشور نخواهد آمد، با توجه به این مسأله و درماندگی پزشکان و عدم تأمین رادیوداروی بیماران؛ پروژه مولیبدن را آغاز کردیم و به مدت ۴ سال ادامه دادیم. این پروژه در راکتور تحقیقاتی تهران ادامه پیدا کرد و توانستیم مشکل بیماران دردمند را مرتفع کنیم. وی سپس از کسانی که در این پروژه‌ها همکاری کردند تقدیر کرد.

طبق اعلام تارنمای سازمان انرژی اتمی، در این مراسم برخی دیگر از پیشکسوتان به بیان خاطرات و سخنانی کوتاه از تجربیات و مسائل پیش روی خود پرداختند.

مراسم پنجاهمین سالگرد راکتور تحقیقاتی تهران با تقدیر از پیشکسوتان و نخبگان عرصه راکتور تحقیقاتی و اهدای لوح تقدیر به آن‌ها پایان یافت.

نیویورک تایمز: آمریکا رهبری جهان را به چین واگذار کرد

نیویورک تایمز: آمریکا رهبری جهان را به چین واگذار کرد

تهران – ایرنا – روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در تحلیل سفر اخیر دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا به شرق آسیا و نتایج آن نوشت: آنگونه که نظرسنجی ها نشان می دهد اعتماد جهانی به نقش رهبری آمریکا کم شده و ترامپ جای خود به عنوان قدرتمندترین رهبر جهان را به همتای چینی خود واگذار کرده است.

به گزارش ایرنا، این روزنامه آمریکایی روز جمعه نوشت: در پشت زرق و برقی که رییس جمهور چین در استقبال از همتای آمریکایی خود به راه انداخته است دیدن واقعیت دشوار نیست: اینکه این دو رهبر در مسیرهای کاملا مغایر گام بر می دارند.
این روزنامه آمریکایی در ادامه با اشاره به قدرت زیاد شی جین پینگ به عنوان رهبر و رییس جمهور چین نوشت: او پس از کنگره اخیر حزب کمونیست چین عملا به پادشاه این کشور بزرگ تبدیل شده و همان لقبی به او داده شده است که قبل از وی تنها به مائو تسه تونگ و دن شیائو پینگ داشت. او حتی در این کنگره جانشینی برای خود انتخاب نکرد که نشان می دهد مطمئن است پس از پایان دو دوره پنج ساله شاید در قدرت بماند.
نکته اصلی در این میان آن است که ترامپ با سیاست های خود به دور کشورش دیوار می کشد ولی رییس جمهور چین پل می سازد.
رییس جمهوری چین در جریان مجمع جهانی اقتصاد در ماه ژانویه، کشور خود را قهرمان تجارت آزاد و جهانی سازی اعلام کرد و گفت قصد دارد یک تریلیون دلار برای مرتبط کردن آسیا و اروپا از طریق طرح 'یک جاده – یک کمربند' هزینه کند.
این بدان معناست که در حالی که ترامپ درها را به سوی دنیا می بندد، رییس جمهوری چین بیش از پیش از جهان استقبال می کند.
چین همچنین در غیاب آمریکا در فعالیت های جهانی مربوط به تغییرات آب وهوا نقش رهبری به عهده گرفته، در سازمان تجارت جهانی حرف اول را می زند، یکی از اصلی ترین نقش ها را در سازمان ملل و عملیات صلح طلبانه آن دارد و مهم تر از همه برای جذب نابغه ها و بزرگان علم جهان تلاش می کند.
نیویورک تایمز در انتها نوشت: به این ترتیب، چین با پیشروی گام به گام در تمام عرصه ها کم کم جای آمریکا را در نردبان قدرت جهانی می گیرد و حتی می تواند کم کم نظم جهانی مورد نظر خود را همه تحمیل کند.

کلاهبرداری عظیم آمریکا

پرچم آمریکا

حذف دلار از مبادلات تجاری و رفتارهایی از این دست برای پایان دادن به دوران تک قطبی کاری است که باید انجام شود.

به گزارش مشرق، نماینده کلیمیان ایران در مجلس گفت: ما نباید این را فراموش کنیم که جایگزینی دلار در مبادلات بین‌المللی به جای طلا با کلاهبرداری عظیم آمریکا از تمامی کشورهای دیگر دنیا صورت گرفت و بی‌ثبات ماندن دلار باعث شد یک غارت جهانی به نفع ذخایر طلای آمریکا صورت پذیرد.


سیامک مره‌صدق نماینده کلیمیان ایران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تأکید رهبر معظم انقلاب بر حذف دلار از مبادلات تجاری در دیدار رؤسای جمهور روسیه و آذربایجان گفت: حذف دلار از مبادلات تجاری و رفتارهایی از این دست برای پایان دادن به دوران تک قطبی کاری است که باید انجام شود.

وی افزود: ما نباید این را فراموش کنیم که جایگزینی دلار در مبادلات بین‌المللی به جای طلا با کلاهبرداری عظیم آمریکا از تمامی کشورهای دیگر دنیا صورت گرفت.

نماینده کلیمیان ایران در مجلس شورای اسلامی اظهارداشت: زمانی که بانک مرکزی آمریکا ثبات نرخ دلار را در برابر طلا در دنیا اعلام کرد و مدت کوتاهی به آن وفادار ماند باعث شد تا همه کشورهای دنیا از دلار به عنوان ارز جاری در مبادلات بین‌المللی استفاده کنند اما بعد این ثبات پابرجا نماند و در نتیجه بسیاری از کشورها از این امر متضرر شدند و در واقع یک غارت جهانی به نفع ذخایر طلای آمریکا صورت گرفت و مردم با این وضع در مبادلات بین‌المللی چندین برابر نرخ دلار برای مدتی برای دلار ارزش قائل شدند.

مره‌صدق خاطرنشان کرد: با این رویه و رفتار غیرقابل پیش‌بینی و غیر قابل اعتماد آمریکا و دولتمردان و سیاست‌مداران این کشور طبیعی است که کشورهای دنیا نباید به دلار به عنوان یک ارز با ثبات اعتماد کنند چرا که دولت آمریکا و سیاست‌های آمریکا دارای ثبات نیست.

وی افزود: وقتی تغییر رئیس جمهور در آمریکا تا به این حد در رفتار این کشور در منطقه تغییر ایجاد کند طبیعی است که هیچ بازرگان عاقلی نباید به اقتصاد آمریکا اعتماد کند.

نماینده کلیمیان ایران در مجلس شورای اسلامی در پایان اظهارداشت: اعتماد به آمریکا و اقتصاد آمریکایی جز ضرر چیزی برای ما ندارد و ما نباید اجازه دهیم که آمریکا به بازارهای ما نیز بیاید به نحوی که برخی از خانواده‌های ایرانی برای تست ارزش پولشان آن را به دلار تبدیل کنند و نگه دارند چرا که این رفتار هم می‌تواند به اقتصاد ملی ما ضربه بزند و هم طبیعتاً وقتی که ارز یک کشور بیگانه به عنوان یک ارز قابل قبول در کشور دیگری مورد قبول واقع شود تبعات فرهنگی‌اش را نیز به دنبال خود خواهد داشت. رواج ارز آمریکایی در یک کشور مطمئناً فرهنگ آمریکایی را نیز به دنبال خود خواهد آورد.

گفت‌وگو با دکتر عباس خامه‌یار، به مناسبت یکصدمین سالروز صدور بیانیه ننگین بالفور

 

 

 

 

 

گفت‌وگو با دکتر عباس خامه‌یار، به مناسبت یکصدمین سالروز صدور بیانیه ننگین بالفورآمریکا به دنبال بازتجزیه منطقه است سر هنری کمپل بنرمن، از نخست‌وزیران انگلیس در قرن نوزدهم معتقد بود خاورمیانه منطقه‌ای است که مهم‌ترین آبراه‌های استراتژیک را در دل خود جای داده است که اگر هر کدام از آنها برای یک دوره کوتاه بسته شود، اقتصاد دنیا دچار تلاطم می‌شود. به باور او، در این منطقه استراتژیک دنیا، غنی‌ترین ذخایر زیر‌زمینی وجود دارد که اقتصاد دنیا کاملا به آن وابسته است. بر این اساس، او توصیه‌ می‌کرد اگر بریتانیا بخواهد سلطه‌اش را در دنیا استمرار ببخشد لازم است در این منطقه جای پایی داشته باشد. این توصیه به نقشه راه انگلستان در قرن بیستم بدل ‌شد. جنگ ‌جهانی اول که امپراتوری عثمانی در ضعف قرار گرفت، بهترین زمان برای نفوذ در خاورمیانه بود. انگلستان طی قرارداد سایکس‌ ـ‌ پیکو خاورمیانه را بین خود و فرانسه تقسیم می‌کند. پس از آن، برای محکم‌ کردن جایگاه خود در این منطقه در 2 نوامبر 1917 آرتور جیمز بالفور، وزیر خارجه وقت بریتانیا، نامه‌ای تاریخی خطاب به والتر روتشیلد، سیاستمدار یهودی‌تبار و عضو مجلس عوام بریتانیا نوشت و در آن از موضع مثبت دولت بریتانیا به منظور ایجاد خانه ملی برای یهودیان در سرزمین فلسطین خبر داد؛ نامه‌ای که به بیانیه بالفور شهرت دارد و سرآغاز تلاش در عرصه بین‌المللی برای تاسیس کشور اسرائیل به شمار می‌رود. حتی امروز، نخست‌وزیر انگلستان بصراحت از نقش کشورش در تأسیس اسرائیل می‌گوید و به آن افتخار می‌کند.
در یکصدمین سالروز این بیانیه با دکتر عباس خامه‌یار، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل گفت‌وگو کردیم. او دانش‌آموخته دکترای علوم سیاسی و پژوهشگر مسائل جهان عرب است.،‌خامه‌یار، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در چندین کشور عربی نیز بوده است. به باور او، بیانیه‌ بالفور، منشأ مشکلات امروز خاورمیانه و جهان اسلام است؛ مشکلاتی که با قرارداد سایکس ـ پیکو در سال 1916 به منظور تجریه خاورمیانه آغاز شد و اکنون با طراحی جدید رژیم صهیونیستی و آمریکا در قالب بازتجزیه خاورمیانه ادامه دارد. خامه‌یار عقیده دارد، سخنان ترزا می در یکصد سالگی بیانیه بالفور کاملا در راستای اهداف استعماری غرب و رژیم صهیونیستی و سایکس ـ پیکوی جدید قابل فهم است.
چرا بیانیه بالفور برای صهیونیست‌ها آن‌قدر اهمیت دارد که به مناسبت یکصدمین سالگرد آن، جشن‌های مفصلی به راه انداخته‌اند؟
یکصدمین سالگرد اعلام بیانیه بالفور و به نحوی تأسیس رژیم صهیونیستی با هفتادمین سالگرد اشغال سرزمین‌های فلسطین (1948) و پنجاهمین سالگرد اشغال قدس در سال 1967 در جنگ شش‌روزه اعراب و اسرائیل مقارن شده است. از سوی دیگر، بیانیه یا وعده بالفور مهم‌ترین حادثه و بزرگ‌ترین اتفاقی است که در جهان اسلام و کشورهای اسلامی روی داد و پایه همه مشکلاتی است که از آن به بعد برای جهان اسلام پیش آمد.
چرا انگلستان چنین تضمینی به صهیونیست‌ها می‌دهد و به آنها برای تأسیس یک دولت یهودی در فلسطین کمک می‌کند؟
در این زمینه باید ابتدا به توافق سایکس ـ پیکو اشاره کرد، چرا که تحلیل تاریخی منطقه بدون توجه به این رویداد ابتر و ناقص است. در واقع، بیانیه بالفور از دل توافق سایکس ـ پیکو در سال 1916 درآمد که دو قدرت جهانی آن زمان فرانسه و انگلیس، سرزمین‌های امپراتوری عثمانی را تقسیم کردند و آنها را تحت قیمومیت خود در آوردند. آن زمان آمریکا قدرت چندانی نداشت و سهمی از این ماجرا نبرد و روسیه تزاری هم با توافق‌هایی که منافعش را در آسیای میانه تأمین می‌کرد در مقابل این قرارداد سکوت کرد. این توافق‌نامه کاملا محرمانه بود و پس از پیروزی انقلاب بلشویکی در روسیه، لنین برای نخستین بار اسناد آن را افشا کرد و این اسناد منتشر شد و رسوایی بزرگی برای انگلیس و فرانسه به بار آورد. در آن توافق‌نامه در حالی که تجزیه عراق، سوریه، اردن و لبنان صورت گرفته بود بحث فلسطین به آینده موکول شد.
چرا آنها بحث فلسطین را به آینده موکول کردند؟
انگلیسی‌ها از همان زمان، فلسطین را مأمنی برای یهودیان درنظرگرفته بودند. هر چند میان یهودیان همچنان بر سر این که موطن صهیونیست‌ها کجا باشد، اختلاف بود. در کنار فلسطین آنها گزینه آرژانتین و اوگاندا را نیز مطرح کرده بودند، اما انگلیس بنا داشت اسرائیل را به عنوان ژاندارمی در دل جهان اسلام به کار گیرد. از طرف دیگر آنها قصد داشتند یهودیان را از اروپا دور کنند. وانگهی اندیشه صهیونیسم با اندیشه استعماری بریتانیا کاملا هم آوایی داشت. آن دو اندیشه مکمل هم بودند.
آیا ارتباطی میان این تفاهم‌نامه سایکس ـ پیکو و کنفرانس بال که با هدف تأسیس یک کشور یهودی برگزار شد، وجود دارد؟
آنچه در کنفرانس بال در نخستین کنفرانس جهانی صهیونیسم در سال 1897 مطرح شد به یک دولت پشتیبان نیاز داشت که انگلستان دقیقا نقش آن را ایفا کرد. پس از جنگ جهانی دوم و تضعیف نقش انگلیس، آمریکا این نقش را به عهده گرفت و این موضوع در کنفرانس جهانی صهیونیسم در سال 1946 تأیید شد.


سایکس ـ پیکو، آغاز اجرای برنامه‌ریزی موج اول تقسیم جهان اسلام و عرب بود که در نخستین کنفرانس جهانی صهیونیسم مطرح شد و مقدمه صدور بیانه بالفور و عملیاتی کردن کنفرانس‌های جهانی صهیونیسم بود. باید گفت بیانیه بالفور دستاورد تفاهم نامه سایکس ـ پیکو ست.
در واقع، سایکس ـ پیکو نقشه‌ای برای تجزیه امپراتوری عثمانی و جهان عرب بود و شوم‌ترین واژه‌ای است که در ادبیات اسلامگرایان و مسلمانان اهل سنت به چشم می‌خورد. آنها تمام مشکلات و بدبختی‌های بعدی مسلمانان را متوجه فروپاشی خلافت اسلامی عثمانی می‌دانند. همچنان که سکولارها نیز فروپاشی امپراتوری عثمانی را آغاز تنش‌ها و مشکلات منطقه بیان می‌کنند.
دلیل اصلی انگلیسی‌ها برای تجزیه سرزمین‌های امپراتوری عثمانی چه بود؟ آیا صرف تجزیه فلسطین بی‌آن که عراق و سوریه و اردن و لبنان تجزیه شوند، ممکن نبود؟
این باور وجود داشت وحدت جهان اسلام خطر بزرگی برای استعمار اروپاست و تقسیم آن برای استمرار منافع استعماری غرب بزرگ‌ترین تضمین است. به عبارت دیگر، پیروزی نقشه تقسیم اعراب، تضمینی برای برپایی رژیم صهیونیستی ‌بود. بر همین اساس بیانیه بالفور توسط وزیر امور خارجه انگلستان صادر شد و وعده تأسیس دولت یهودی را در فلسطین به مردم داد. خود انگلیسی‌ها منافع بزرگی در حوزه کانال سوئز و راه‌های ارتباطی هندوستان داشتند که باتکیه بر صهیونیست‌ها در فلسطین کاملا تأمین می‌شد.
چگونه انگلستان حاضر به اعلام این بیانیه می‌شود در حالی که بر اساس حقوق بین‌الملل چنین اقدامی قابل تصور نیست؟
این یکی از عجیب‌ترین و ننگین‌ترین اسناد در تاریخ است که به موجب آن یک دولت استعمارگر، سرزمینی را که مالک آن نبود از حساب کسانی که مالکش بودند و استحقاقش را داشتند، ‌یعنی فلسطینی‌ها، به کسانی بخشید که اصلا حق و حقوقی نسبت به آن سرزمین نداشتند. این اقدام به آواره شدن یک ملت به نحو بی‌سابقه‌ای منجر شد. جالب این که با تمام مشکلات و فجایعی که پس از صدور این بیانیه در تاریخ معاصر پیش آمده انگلیسی‌ها به جای عذرخواهی با کمال وقاحت امروز بر آنچه تاکنون اتفاق افتاده صحه می‌گذارند و نخست‌وزیرشان به نقش انگلستان در آن افتخار می‌کند. این تأییدی است که طراحان صهیونیسم اساسا انگلیسی‌ها بوده‌اند. از همان زمان هم آنها و به طور کلی غربی‌ها حامی تأسیس رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین شدند. از خرید زمین‌ها و کوچ دادن اجباری فلسطینی‌ها و مهاجرت یهودی‌ها گرفته تا تبلیغات رسانه‌ای علیه فلسطینی‌ها و جنگ تحمیلی 1948 که دولت صهیونیستی اعلام موجودیت کرد و سپس به رسمیت شناختن آن توسط سازمان ملل و همچنین جنگ شش روزه 1967 که باید آن را جنگ واگذاری اراضی اعراب به اسرائیل نامید که به اشغال بیت‌المقدس، بلندی‌های جولان، کناره رود باختری اردن و صحرای سینا منجر شد.
پیشروی صهیونیست‌ها همچنان ادامه داشت تا در سال 1973 که اعراب توانستند به خود بیایند و از سرعت پیشروی آنها بکاهند. هر چند صهیونیست‌ها همچنان به دنبال تحقق شعار نیل تا فرات بودند و در نهایت سال 1982 بیروت را اشغال کردند.
اما در نهایت متوقف شدند و نتوانستند به حرکت‌شان ادامه دهند.
سه مانع عمده به وجود آمد که اسرائیلی‌ها نتوانستند این حرکت را ادامه دهند؛ نخست انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 میلادی که همچون زلزله‌ای در منطقه بود و برنامه‌های اسرائیل را نقش بر آب کرد. هر چند اسرائیل به کمک غرب تلاش کرد با اعمال جنگ تحمیلی و تحریم‌های شدید، این مانع را از سر راه خود بردارد.
دیگری تشکیل حزب‌الله و مقاومت اسلامی لبنان در سال 1982 بود که توانستند خیز بلند اسرائیلی‌ها را متوقف کنند و سال 2000 میلادی اسرائیل برای نخستین بار از سرزمین‌هایی که اشغال کرده بود، عقب‌نشینی کرد و سال 2006 نیز در جنگ 33 روزه و پیروزی حزب‌الله و پس از آن درگیری‌هایی که حماس در غزه با اسرائیل داشت و جلوی تجاوزات این رژیم اشغالگر ایستاد.
همچنین بیداری اسلامی و پیامدهای آن را باید در راستای خیز ملت عرب در برابر رژیم اشغالگر قدس ارزیابی کرد.
چرا سازمان ملل برای جلوگیری از تجاوزات اسرائیل دخالتی نکرد؟ هر چند به نظر می‌رسد دخالت‌های این سازمان هم به نفع اسرئیل تمام شده است،‌ بویژه که پیش از جنگ جهانی دوم، جامعه ملل (خاستگاه سازمان ملل فعلی) نقش اساسی در تشکیل رژیم اشغالگر قدس داشت.
سازمان‌های بین‌المللی به علت سلطه قدرت‌های جهانی بویژه آمریکا و تأثیر لابی‌های صهیونیستی بر کشورهای مقتدر و سلطه‌جو که عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند، به گونه‌ای با بیانیه بالفور همراهی کردند و بستر لازم را برای توسعه رژیم صهیونیستی فراهم کردند. البته این آش آن‌قدر شور بود و جنایات رژیم صهیونیستی آن قدر علنی که قطعنامه‌هایی در محکومیت این رژیم از سوی سازمان ملل صادر شد. بیشتر این واکنش‌ها هم پس از سخنرانی معروف یاسرعرفات در سازمان ملل بود که با شاخه‌ای از زیتون، فلسطینی‌ها را صلح‌طلب معرفی کرد و سلاح را زمین گذاشتند.
اجلاس‌های اسلو، شرم‌الشیخ، کمپ دیوید و... با حمایت این قطعنامه‌ها تشکیل شد ولی هیچ یک از اینها سبب آزادسازی، بازپس‌گیری حقوق فلسطینیان و بازگرداندن آوارگان فلسطینی نشد. در واقع فلسطینی‌ها پس از این همه مذاکره، چیزی به دست نیاوردند و وضعیت و مشکلات آنها در کرانه باختری و نوار غزه حل نشده است.
قطعنامه‌های سازمان ملل هم دوپهلوست و اشاره می‌کند سرزمین‌های اشغالی پس از سال 1967 با گفت‌وگو باز گردانده شود و رژیم صهیونیستی به مرزهای پیش از سال 1967 عقب‌نشینی کند.
به نظر شما با توقف برنامه رژیم صهیونیستی، آیا غرب بویژه آمریکا و انگلیس از دستیابی به اهداف خود در منطقه مأیوس شده‌اند؟
تحولات را باید به صورت کلان دید. متأسفانه نگاه ما نسبت به تحولات منطقه جزئی‌نگرانه است. ما عادت کرده‌ایم قطعات پازل را نگاه کنیم. عراق، سوریه، لیبی، عربستان، یمن و لبنان همه تکه‌های پازل هستند. ما باید به کل این تصویر نگاه کنیم نه اجزای آن. این قطعات راباید به صورت یکجا دید. پس از قیام بزرگ کشورهای عربی ملت‌های عرب در تونس، مصر، لیبی، شاهد پاتک رژیم‌های مرتجع منطقه با حمایت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها برای سرکوب این قیام‌ها بودیم و وضعیت امروز منطقه نتیجه برنامه های آنهاست. چرا در جهان اسلام تکفیری‌ها اوج می‌گیرند و مسأله اول مسلمانان که همان قدس است به فراموشی سپرده می‌شود؟
یعنی معتقدند آنها از اهدافشان دست برنداشته و فقط تاکتیک خود را تغییر داده‌اند؟
پس از شکست اسرائیل در جنگ با حزب‌الله و حماس در سال‌های اخیر، آمریکایی‌ها طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح کرده‌اند که سایکس ـ پیکوی جدید است. حمایت دوباره انگلستان از بیانیه بالفور نیز صحه‌ای بر این است که آنها دنبال بازتجزیه جهان اسلام هستند. تلاش‌های آنها در این راستا از چند سال گذشته برداشته شده است. در سایکس ـ پیکوی جدید، آمریکا مدعی حقوقی است که در تفاهم‌نامه سایکس ـ پیکو در سال 1916 به آنها داده نشد. آنها می‌خواهند با حفظ منافع امروزی خود، خاورمیانه را تجزیه کنند و آنچه امروز در لیبی اتفاق می‌افتد، تجزیه بخشی از پیکره سودان، تجزیه‌طلبی کردستان عراق، طرح برمر،‌ سفیر پیشین آمریکا برای تجزیه عراق، جنگ در سوریه و تلاش‌شان برای تجزیه این کشور و... همه در راستای این طرح صورت می‌گیرد.
اهداف آمریکایی‌ها از تجزیه منطقه چیست؟
آمریکایی‌ها سه هدف را دنبال می‌کنند، نخست حفظ منافع‌شان یعنی انرژی و امنیت که مدعی آن هستند. دومین هدف آنها، حفظ و تثبیت مرزهای رژیم صهیونیستی پس از عقب‌نشینی بی‌سابقه اسرائیلی‌ها از لبنان و شکست در جنگ سی‌وسه روزه است. تحقق شعار رژیم صهیونیستی یعنی از نیل تا فرات سومین هدف آنها را تشکیل می‌دهد. با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حزب‌الله و مقاومت این طرح متوقف شد و آنها با سایکس ـ پیکوی جدید می‌خواهند روند توسعه‌گرانه رژیم صهیونیستی ادامه پیدا کند. در این زمینه می‌توان به طرح پنتاگون یا گفته‌های مقامات و سیاستگذاران آمریکایی مانند هنری کیسینجر اشاره کرد؛ همچنین طرحی که برنالد لوئیس در مورد تقسیم خاورمیانه ارائه کرده است. او که خود یک یهودی‌زاده است، طراح حمله آمریکا به عراق خوانده می‌شود. او حتی برای ایران نسخه تجزیه پیچیده و گفته مقابله با کشورهایی که از پشتوانه فرهنگی و تمدنی قوی برخودارند بسیار دشوار است و تنها راه رویارویی با آنها، فروپاشی و تجزیه فرهنگی، قومی و مذهبی آنهاست.
اما عداوت آنها با جمهوری اسلامی چیز تازه‌ای نیست و آنها در این 40 سال برای براندازی نظام ما از هیچ اقدامی فروگذار نکردند.
آنها معتقدند هر قدرت بالقوه‌ای در منطقه که ممکن است روزی بالفعل شود باید از میان برداشته شود. عجله‌ای هم در کار نبوده و این حرکت کاملا تدریجی است. فروپاشی ارتش‌های منطقه در دستور کار آنها قرار دارد: ارتش عراق، ایران، مصر، ترکیه و... نخستین اقدام آمریکا پس از اشغال عراق، انحلال ارتش عراق بود. انحلال ارتش یکی از خواست‌های مخالفان اصلی جمهوری انقلاب اسلامی ایران در اوایل انقلاب بود، اما با تدبیر امام خمینی(ره) ارتش حفظ و به یک ارتش مکتبی و مدافع ارزش‌های انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی کشور تبدیل شد. در همین زمینه جامعه مصر مردم رو در روی هم قرار می‌گیرند و با بزرگ‌ترین قدرت اسلامگرا در این جامعه و در جهان اسلام یعنی اخوان‌المسلمین مقابله می‌شود و شکست می‌خورند. حتی ترکیه که متحد آمریکا محسوب می‌شود و رابطه خوبی با رژیم صهیونیستی دارد و سال‌ها عضو ناتو هستند نیز باید با کودتای آمریکایی از میان برود. چون احتمال می‌رود این قدرت روزی رودرروی مستقیم رژیم صهیونیستی قرار بگیرد.
برای مقابله با این طرح باید چه کرد؟ به نظر می‌رسد تیر آنها در تجزیه کردستان عراق به سنگ خورده باشد.
این یک طرح راهبردی رژیم صهیونیستی و قدرت‌های استعماری است ازجمله مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس که در حال اجراست. آنها عجله‌ای در این زمینه ندارند. در سودان و لیبی این طرح پیش رفت، اما در سوریه و عراق با تلاش محور مقاومت شکست خورد. تلاش آنها در عراق با همه‌پرسی اقلیم کردستان به اوج خود رسید که در نهایت شکست خورد و همه‌پرسی تجزیه‌طلبی به تاریخ پیوست. این طرح قرار بود در لبنان نیز پیاده شود، ولی با پیروزی‌های مقاومت در مناطق جرود، رأس‌بعلبک و قلمون عملا تکفیری‌ها شکست فاحشی خوردند.
محور مقاومت چه نقشی در این عرصه خواهد داشت؟
امروز شکل‌گیری محور مقاومت اسلامی در کل منطقه از یمن تا سوریه و لبنان با محوریت جمهوری اسلامی توانسته طرح سایکس ـ پیکوی جدید آمریکا را تا اندازه زیادی متوقف کند. اما باید توجه داشت آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی به تلاششان ادامه می‌دهند. تقلایی که اکنون آنها با ایجاد ائتلاف‌های جدید در منطقه و جابه‌جایی ایران با رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن اعراب دارند یا تفرقه‌افکنی بین سنی و شیعه همه بخشی از تلاش آنها در این زمینه است که تاکنون با درایت رهبر معظم انقلاب، قدرت و قوت حزب‌الله و مقاومت اسلامی و تا حدودی با ورود برخی قدرت‌های منطقه مانند روسیه طرح آنها تا اندازه ای متوقف شده، اما به معنای پایان تلاش‌شان نیست.
طراح اصلی تجزیه خاورمیانه
برنارد لوئیس در 1916 میلادی در لندن از پدر و مادری یهودی متولد شد. او که استاد بازنشسته مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون است، در تاریخ اسلام و اثر متقابل میان اسلام و غرب تخصص دارد و بویژه به خاطر تحقیقات خود درباره تاریخ امپراتوری عثمانی و منازعه زیرکانه‌اش با ادوارد سعید برسر کشمکش میان اسرائیل و فلسطین مشهور است. لوئیس یکی از برجسته‌ترین خاورمیانه شناسان غربی قلمداد می‌شود. او یکی از طراحان و حامیان اصلی جنگ آمریکا با تروریسم به شمار می‌آید و پس از 11 سپتامبر به عنوان مشاور وزیر دفاع آمریکا در امور خاورمیانه ایفای نقش کرد. در واقع، او را طراح حمله به عراق می‌خوانند. او در سخنرانی‌اش با عنوان «ایران در تاریخ» که در مرکز موشه دایان دانشگاه تل آویو در سال 1999 میلادی ایراد شد، نقش ایران در تاریخ و تأثیر آن را بر تمدن جهان به اختصار مورد بحث قرار داده ‌است. لوئیس در این سخنرانی خاطرنشان می‌کند: «در 2000 سال گذشته هیچ کشورگشا یا نیروی خارجی نتوانسته‌است بر زبان و فرهنگ ایرانی اثرات بنیادی بگذارد که این یکی از نشانه‌های فرهنگ برتر است و فرهنگ برتر همیشه بر فروتر چیرگی یافته ‌است.» او نتیجه می‌گیرد تنها راه رویارویی با چنین فرهنگی نابود کردن آن است و پیشنهاد می‌کند ایران را به قطعات قومی گوناگون بشکنند و میان کشورهای نوپا تقسیم کنند.
کنفرانس بال: کنگره جهانی صهیونیسم
نخستین کنفرانس سازمان جهانی صهیونیسم با رهبری تئودرو هرتزل، پدر صهیونیسم جهانی در شهر بال سوئیس در 29 آگوست 1897 با شعار و بازگشت به صهیون یکی از نام‌های قدس برگزار شد. هدف از این کنگره تأسیس کشوری یهودی برای یهودیان در یکی از کشورهای فلسطین، آرژانتین و اوگاندا بود.
اعلامیه بالفور: وعده انگلیس به صهیونیست‌ها
در 2 نوامبر 1917 آرتور جیمز بالفور، وزیر خارجه وقت بریتانیا، نامه‌ای تاریخی خطاب به والتر روتشیلد، سیاستمدار یهودی‌تبار و عضو مجلس عوام بریتانیا نوشت و در آن وعده داد: «دولت اعلیحضرت [پادشاه بریتانیای کبیر] نسبت به تأسیس یک وطن ملی برای قوم یهود در فلسطین نظر مساعد دارد و بیشترین تلاش خود را برای تسهیل دستیابی به این هدف به کار خواهد گرفت.» در واقع، بالفور وعده تأسیس وطنی در بخشی از فلسطین را به یهودیان داد تا یک نقطه پشتیبان استراتژیک از کانال سوئز و راه هند و یک پایگاه پیشرفته امپریالیسم در جهان عرب داشته باشد.
سایکس ـ پیکو و تجزیه خاورمیانه


سایکس ـ پیکو، واژه شومی نزد نخبگان عرب، اعم از ناسیونالیست‌ها، سکولارها و اسلامگرایان است. این توافق نامه محرمانه بین دو دیپلمات انگلیسی و فرانسوی به نام‌های مارک سایکس و فرانسوار ژرژ پیکو با موافقت امپراتوری روسیه تزاری در 6 می 1916 به امضا رسید. مذاکرات آنها از نوامبر 1915 تا می 1916 ادامه داشت. به موجب این تفاهم‌نامه، منطقه الهلال الخصیب (مشرق عربی) بین دو کشور غربی فرانسه و انگلیس تقسیم شد و غرب آسیا، یعنی خاورمیانه تحت نفوذ رسمی غرب قرار گرفت و کشورهای فلسطین،‌ شامات اردن، سوریه، عراق و لبنان از پیکره دولت عثمانی که در آستانه شکست در جنگ جهانی اول بود، جدا شدند.

رهبر انقلاب در پشت‌ صحنه فیلم مریم مقدس/عکس

راز سفرهای پیاپی پوتین به تهران؛ ایران و روسیه چه طرحی برای منطقه دارند؟ /نه به آمریکا، آری به برجام

 
تحولات منطقه ای و بین المللی از جمله موضوع سوریه، برجام، تحریم های امریکا علیه روسیه و ایران باعث شکل گیری معادلات جدیدی در روابط ایران با همسایگان شده است.
گروه بین الملل نامه نیوز : ایران و روسیه در سالهای گذشته روابط پر فراز و نشیبی پشت سر گذاشته اند. به نظر می رسید روابط ایران و روسیه در این سالها تحت الشعاع روابط روسیه و امریکا بود و هر گاه که روسیه روابط نزدیکی با امریکا تجربه می کرد رویکرد سردی نسبت به ایران داشت و با این که روابط قطع نمی شد اما از حد معینی هم بالاتر نمی رفت. در سال هایی که روسیه می بایست نیروگاه هسته ای بوشهر را تحویل می داد، ایران به اجبار پشت درهای بسته روسیه قرار می گرفت و اهرم فشار مناسبی برای تحصیل منافع خود در رابطه با روسیه نداشت. این شکنندگی در سالهای تحریم نیز مشاهده شد. روسیه در این سال ها به بهانه تحریم ها از تحویل سامانه اس سیصد به ایران تفره رفت و حتی تنش هایی در این باره شکل گرفت. 

دلیل این موضوع را جز گرفتن امتیازها و لقمه های درشت تر از امریکا نمی توان در چیز دیگری خلاصه کرد. روسیه می توانست با در دست داشتن اهرم ایران، امتیازهایی از امریکا بگیرد و روابط خود با ایران را به شکل دست و پا شکسته ای پیش ببرد. 

مرحله جدید روابط ایران و روسیه
اما تحولات جدید منطقه ای و بین المللی دست در دست هم داد تا روابط ایران و روسیه از حالت شکننده و بی اعتمادی به فضای جدیدی برسد و روند جدیدی را تجربه کند. تحولات سوریه مهمترین تحول بود. روسیه بعد از باخت در ماجرای در لیبی بسیار زود خود را جمع و جور و عزمش را جزم کرد که در سوریه امتیاز از دست ندهد. سوریه برای روسیه نقطه حیاتی و البته تنها معادله باقی مانده برای ماندن در خط مسابقه بود. اگر روسیه، سوریه را هم واگذار می کرد عملا از دور رقابت با قدرت اول جهانی و رقیب دیرینه خود حذف می شد و حتی بعد از آن احتمال داشت در معادلات دیگر از جمله بحران اوکراین و چالشهای دیگر مجبور به مذاکره و دادن امتیاز باشد و موضع قدرت خود را از دست دهد.

این موضوع باعث شد روسیه و ایران نگرانی ها و منافع حیاتی یکسانی داشته باشند و خود را در کنار هم ببینند. همکاری ها و اشتراکات منافع در سوریه از سطح سیاسی و لفظی خیلی زود به همکاری ها و رفت و آمدهای نظامی و استراتژیک تبدیل شد. همین روند باعث شد پس از پیروزی های دولت مرکزی سوریه در صحنه میدانی ابتکار مذاکرات آستانه برای آینده سوریه با محوریت روسیه، ایران و ترکیه شکل گیرد که تا به اکنون ادامه دارد و یکی از محور های گفت و گوی روحانی و پوتین که برای نشست سه جانبه ایران، روسیه و آذربایجان  به تهران آمده بود، شکل می داد.
نشست سه جانبه تهران
نشست سه جانبه ایران، روسیه و آذربایجان با حضور پوتین و علی اف در تهران روز چهارشنبه برگزار شد. اولین دور این مذاکرات در آذربایجان و با ابتکار باکو و استقبال ایران و روسیه شکل گرفت. ادامه آن روند و شکل گیری نشست دوم در تهران برای پیگیری توافقات و گفت و گوهای گذشته نشان از عزم جدی سه کشور برای ایجاد مناسبات مشخص و مشترک در راستای منافع مشترک منطقه ای دارد. هر چند محتوی اصلی نشست و گفت و گوها مسائل اقتصادی و پیگیری کریدور شمال جنوب است اما بر کسی پوشیده نیست که نزدیکی مواضع مشترک سیاسی و امنیتی باعث این روند شده است و همکاری های اقتصادی می تواند بر استحکام این مواضع کمک کند.

دیدار دو رئیس جمهور روسیه و آذربایجان با رهبر انقلاب و گفت و گوهای مهم سه جانبه بر اهمیت حضور دو رئیس جمهور در تهران می افزاید و به نظر می رسد برنامه های مشخصی برای پیشبرد توافقات صورت گرفته انجام پذیرفته است.

در مورد سفر پوتين به تهران نكته مهمي كه وجود دارد اين است كه این سفر چارچوب تعريف‌شده و مشخصي دارد. اين سفر در چارچوب همكاري‌هاي سه جانبه تهران، مسكو و باكو است. برنامه ويژه‌اي در چارچوب همكاري‌هايي كه ماهيت اقتصادي دارند، وجود دارد. موضوع اين گفت‌وگوهاي سه‌جانبه به خصوص در رابطه با ترانزيت و تحكيم تجارت و گسترش روابط روسيه و ايران از طريق جمهوري آذربايجان و تقويت كريدور شمال به جنوب است. چيزي كه در مباحث ميان رهبران سه كشور مطرح شد در اين قالب است، هر چند قرار نيست موضوعات دو جانبه تهران و مسكو و مسائل منطقه‌اي مربوط به دو كشور مورد بررسي قرار بگيرد اما بدون شک موضوع سوریه، و همچنین بحق مناقشه قره باغ و یافتن راه حلی برای کاهش تنش میان باکو- ایروان از بحثهایی است که سه کشور به آنها علاقه مند هستند و در گفت و گو ها گنجانده شده است.

نه به آمریکا، آری به برجام
اما بجز سوریه که دو کشور ایران و روسیه را به همدیگر نزدیک کرد، مواضع و رفتارهای امریکا با دو کشور ایران و روسیه بر نزدیکی مواضع ایران و روسیه و تصمیم آنها برای ادامه همکاری موثر بوده است. امریکا در رابطه با موضوع دخالت روسیه در انتخابات امریکا و همچنین مسائل منطقه ای ایران، تحریمهای متعددی را در یک بسته تحریمی مشترک علیه ایران و روسیه به تصویب رساندند. رویکرد های پیش بینی ناپذیر ترامپ و مدل بازی آن نیز بر این موضوع تاثیر گذار بود و باعث شد ایران برای حفظ برجام در راستای مقابله با هزینه های برجام، بر روی همکاری منطقه ای حساب ویژه ای باز کند.

برچسب ها: ایران ، روسیه ، آذریایجان

راز سفرهای پیاپی پوتین به تهران؛ ایران و روسیه چه طرحی برای منطقه دارند؟ /نه به آمریکا، آری به برجام

حولات منطقه ای و بین المللی از جمله موضوع سوریه، برجام، تحریم های امریکا علیه روسیه و ایران باعث شکل گیری معادلات جدیدی در روابط ایران با همسایگان شده است.
گروه بین الملل نامه نیوز : ایران و روسیه در سالهای گذشته روابط پر فراز و نشیبی پشت سر گذاشته اند. به نظر می رسید روابط ایران و روسیه در این سالها تحت الشعاع روابط روسیه و امریکا بود و هر گاه که روسیه روابط نزدیکی با امریکا تجربه می کرد رویکرد سردی نسبت به ایران داشت و با این که روابط قطع نمی شد اما از حد معینی هم بالاتر نمی رفت. در سال هایی که روسیه می بایست نیروگاه هسته ای بوشهر را تحویل می داد، ایران به اجبار پشت درهای بسته روسیه قرار می گرفت و اهرم فشار مناسبی برای تحصیل منافع خود در رابطه با روسیه نداشت. این شکنندگی در سالهای تحریم نیز مشاهده شد. روسیه در این سال ها به بهانه تحریم ها از تحویل سامانه اس سیصد به ایران تفره رفت و حتی تنش هایی در این باره شکل گرفت. 

دلیل این موضوع را جز گرفتن امتیازها و لقمه های درشت تر از امریکا نمی توان در چیز دیگری خلاصه کرد. روسیه می توانست با در دست داشتن اهرم ایران، امتیازهایی از امریکا بگیرد و روابط خود با ایران را به شکل دست و پا شکسته ای پیش ببرد. 

مرحله جدید روابط ایران و روسیه
اما تحولات جدید منطقه ای و بین المللی دست در دست هم داد تا روابط ایران و روسیه از حالت شکننده و بی اعتمادی به فضای جدیدی برسد و روند جدیدی را تجربه کند. تحولات سوریه مهمترین تحول بود. روسیه بعد از باخت در ماجرای در لیبی بسیار زود خود را جمع و جور و عزمش را جزم کرد که در سوریه امتیاز از دست ندهد. سوریه برای روسیه نقطه حیاتی و البته تنها معادله باقی مانده برای ماندن در خط مسابقه بود. اگر روسیه، سوریه را هم واگذار می کرد عملا از دور رقابت با قدرت اول جهانی و رقیب دیرینه خود حذف می شد و حتی بعد از آن احتمال داشت در معادلات دیگر از جمله بحران اوکراین و چالشهای دیگر مجبور به مذاکره و دادن امتیاز باشد و موضع قدرت خود را از دست دهد.

این موضوع باعث شد روسیه و ایران نگرانی ها و منافع حیاتی یکسانی داشته باشند و خود را در کنار هم ببینند. همکاری ها و اشتراکات منافع در سوریه از سطح سیاسی و لفظی خیلی زود به همکاری ها و رفت و آمدهای نظامی و استراتژیک تبدیل شد. همین روند باعث شد پس از پیروزی های دولت مرکزی سوریه در صحنه میدانی ابتکار مذاکرات آستانه برای آینده سوریه با محوریت روسیه، ایران و ترکیه شکل گیرد که تا به اکنون ادامه دارد و یکی از محور های گفت و گوی روحانی و پوتین که برای نشست سه جانبه ایران، روسیه و آذربایجان  به تهران آمده بود، شکل می داد.
نشست سه جانبه تهران
نشست سه جانبه ایران، روسیه و آذربایجان با حضور پوتین و علی اف در تهران روز چهارشنبه برگزار شد. اولین دور این مذاکرات در آذربایجان و با ابتکار باکو و استقبال ایران و روسیه شکل گرفت. ادامه آن روند و شکل گیری نشست دوم در تهران برای پیگیری توافقات و گفت و گوهای گذشته نشان از عزم جدی سه کشور برای ایجاد مناسبات مشخص و مشترک در راستای منافع مشترک منطقه ای دارد. هر چند محتوی اصلی نشست و گفت و گوها مسائل اقتصادی و پیگیری کریدور شمال جنوب است اما بر کسی پوشیده نیست که نزدیکی مواضع مشترک سیاسی و امنیتی باعث این روند شده است و همکاری های اقتصادی می تواند بر استحکام این مواضع کمک کند.

دیدار دو رئیس جمهور روسیه و آذربایجان با رهبر انقلاب و گفت و گوهای مهم سه جانبه بر اهمیت حضور دو رئیس جمهور در تهران می افزاید و به نظر می رسد برنامه های مشخصی برای پیشبرد توافقات صورت گرفته انجام پذیرفته است.

در مورد سفر پوتين به تهران نكته مهمي كه وجود دارد اين است كه این سفر چارچوب تعريف‌شده و مشخصي دارد. اين سفر در چارچوب همكاري‌هاي سه جانبه تهران، مسكو و باكو است. برنامه ويژه‌اي در چارچوب همكاري‌هايي كه ماهيت اقتصادي دارند، وجود دارد. موضوع اين گفت‌وگوهاي سه‌جانبه به خصوص در رابطه با ترانزيت و تحكيم تجارت و گسترش روابط روسيه و ايران از طريق جمهوري آذربايجان و تقويت كريدور شمال به جنوب است. چيزي كه در مباحث ميان رهبران سه كشور مطرح شد در اين قالب است، هر چند قرار نيست موضوعات دو جانبه تهران و مسكو و مسائل منطقه‌اي مربوط به دو كشور مورد بررسي قرار بگيرد اما بدون شک موضوع سوریه، و همچنین بحق مناقشه قره باغ و یافتن راه حلی برای کاهش تنش میان باکو- ایروان از بحثهایی است که سه کشور به آنها علاقه مند هستند و در گفت و گو ها گنجانده شده است.

نه به آمریکا، آری به برجام
اما بجز سوریه که دو کشور ایران و روسیه را به همدیگر نزدیک کرد، مواضع و رفتارهای امریکا با دو کشور ایران و روسیه بر نزدیکی مواضع ایران و روسیه و تصمیم آنها برای ادامه همکاری موثر بوده است. امریکا در رابطه با موضوع دخالت روسیه در انتخابات امریکا و همچنین مسائل منطقه ای ایران، تحریمهای متعددی را در یک بسته تحریمی مشترک علیه ایران و روسیه به تصویب رساندند. رویکرد های پیش بینی ناپذیر ترامپ و مدل بازی آن نیز بر این موضوع تاثیر گذار بود و باعث شد ایران برای حفظ برجام در راستای مقابله با هزینه های برجام، بر روی همکاری منطقه ای حساب ویژه ای باز کند.

خسارت برجام که با سرعت نور تصویب شده با حرکت لاک‌پشتی جبران نمی‌شود

حسین شریعتمداری نمایه

حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان عصر دیروز با حضور در نمایشگاه مطبوعات با انبوه بازدیدکنندگان غرفه کیهان به گفت‌وگو نشست و به پرسش‌های بازدیدکنندگان پاسخ داد.

به گزارش مشرق، بسیاری از بازدیدکنندگان از روزنامه کیهان به خاطر مردمی بودن و مقابله با مفسدان اقتصادی، تأکید بر خسارت‌آفرین بودن برجام، افشای حقوق‌های نجومی، تیترهای روشنگرانه و ایستادگی در مقابل شانتاژها و کینه‌توزی‌های داخلی و خارجی و... تقدیر کرده و از اینکه پیش‌بینی‌های کیهان در مسائل و موضوعات مختلف به واقعیت پیوسته ابراز خرسندی می‌کردند.

در این نشست دو ساعته، پرسش‌های مختلفی نیز از سوی بازدیدکنندگان مطرح شد که پاسخ‌های شریعتمداری را در پی داشت.

یکی از حاضران پرسید؛ چرا درباره جاسوسی دختر یکی از سران سه قوه چیزی ننوشته‌اید؟ و شریعتمداری گفت؛ چون یک دروغ محض بود که از سوی یک کانال تلگرامی وابسته به بهائی‌ها منتشر شده بود. این کانال از سوی منوشه امیر، مدیر رادیو فارسی اسرائیل مدیریت می‌شود و افرادی که به‌عنوان گرداننده کانال معرفی شده‌اند نقشی بیشتر از چند پادوی دم‌دستی ندارند. یکی از آنها اعتراض کرده بود که اگر ما پادو هستیم پس چرا ما را محکوم می‌کنند که باید پرسید مگر خوش‌خدمتی به اسرائیل و کاسه‌لیسی صهیونیست‌ها، جرم نیست؟

پرسیدند؛ چرا از ابتدا با برجام مخالفت کردید؟ و مدیر مسئول کیهان گفت؛ برای اینکه از ابتدا معلوم بود اسب‌زین شده را داده‌ایم و افسار پاره تحویل گرفته‌ایم. شریعتمداری در پاسخ به پرسش دیگری در همین زمینه گفت؛ امروز که دست‌اندرکاران برجام هم به دستاورد تقریباً هیچ آن اعتراف دارند، اما به نظر ما، واژه «تقریباً هیچ» گویای فاجعه برجام نیست، چرا که نه فقط هیچ دستاوردی نداشته است بلکه ده‌ها امتیاز نقد را هم از دست داده‌ایم.

ما چند ساعت بعد از اعلام توافق لوزان درباره آن تیتر زدیم که «برد-برد نتیجه داد، هسته‌ای رفت و تحریم‌ها باقی ماند» و می‌بینید که پیش‌بینی کیهان کاملاً صحت داشته است.

پرسیدند؛ اگر آمریکا برجام را لغو کند چه پیامدی خواهد داشت و شریعتمداری گفت؛ مگر آمریکا دیوانه است که برجام را لغو کند؟! برجام برای آمریکا یک سند طلایی است که در آن ده‌ها امتیاز نقد گرفته و در مقابل نه فقط هیچ نداده بلکه خواستار امتیازات دیگری نیز هست. شریعتمداری گفت؛ خسارت برجام را که ظرف 20 دقیقه و با سرعت نور تصویب شده است نمی‌توان با حرکت لاک‌پشتی جبران کرد.

مدیر مسئول کیهان در پاسخ به سؤال دیگری گفت؛ مبارزه با بیکاری، رکود اقتصادی و مفاسد اقتصادی راهکارهای مشخصی دارد ولی متأسفانه دولت در این عرصه دست روی دست گذاشته و کاری نمی‌کند. وی ادامه داد؛ نتیجه طبیعی واردات بی‌رویه کالا، قاچاق ده‌ها میلیارد دلاری، تعطیلی کارخانه‌ها و مراکز تولید و از رونق افتادن کسب و کار است که متأسفانه اتفاق افتاده است. وقتی ساخت اتوبان را به ایتالیایی‌ها می‌دهیم، کترینگ راه‌آهن را به اتریشی‌ها واگذار می‌کنیم و اعلام می‌کنیم که توان تولید ایرانی‌ها در حد پختن آبگوشت بزباش و خورشت قرمه‌سبزی است، و با صراحت می‌گوئیم باید از خارج مدیر وارد کنیم انتظار دارید، شاهد رونق اقتصادی باشیم؟!

جلوگیری از قاچاق و واردات بی‌رویه و سپردن امور به متخصصان داخلی که کار دشواری نیست و می‌تواند گره‌گشا باشد. اما، شاید نان بعضی‌ها در ادامه این روند پلشت است که راهکار را می‌شناسند اما از انجام آن خودداری می‌کنند، چرا؟! این سوالی است که بارها مطرح کرده‌ایم و هیچ پاسخی نشنیده‌ایم.

یکی از حاضران درباره قانون «کاتسا» موسوم به «مادر تحریم‌ها» سوال کرد و اینکه آیا همان‌گونه که دولتی‌ها مطرح می‌کنند، کاتسا مسئله مهمی نیست؟ و شریعتمداری گفت؛ کاتسا یک تحریم هرمی است و لیست موسوم به SND را کامل کرده است. لیست SND مربوط به شخصیت‌های حقیقی و حقوقی است که تحریم شده‌اند و بر اساس کاتسا، همه کسانی که با افراد و شرکت‌های این لیست رابطه دارند نیز مشمول تحریم‌ می‌شوند. شریعتمداری گفت: دیروز، آب خوردن مردم را هم وابسته به رفع تحریم‌ها می‌دانستند و امروز مادر تحریم‌ها را بی‌اثر معرفی می‌کنند!

یکی از شرکت‌کنندگان پرسید؛ چاره چیست؟ و مدیرمسئول کیهان گفت؛ اقتصاد مقاومتی و این در یک کلمه یعنی تکیه بر ظرفیت‌ها و امکانات داخلی به جای چشم دوختن به گشایش از آن سوی مرزها.

پرسیدند؛ شما دولت را به انفعال در مقابل آمریکا متهم می‌کنید، این انفعال چیست؟  شریعتمداری با نشان دادن تصویری از صفحه اول روزنامه کیهان 15 فروردین‌ماه 94 که روز توافق لوزان بود گفت؛ به این دو تیتر توجه کنید؛ یکی از قول رهبر معظم انقلاب در آغاز فروردین‌ماه همان سال است که هشدار داده بودند «لغو تحریم‌ها پس از اجرای توافق، خدعه آمریکایی است» ولی متأسفانه به این هشدار جدی توجه نشد و همه امتیازها را نقد دادیم و به امید وعده‌های نسیه نشستیم و دیدید که وقتی پای تعهدات آمریکا به میان آمد، به هیچیک از آنها تن نداد. این یعنی انفعال مطلق. حضرت آقا در همان سخنان فرموده بودند؛ تحقیر منتقدان خلاف تدبیر و حکمت است و دغدغه داشتن و دلواپس بودن جرم نیست ولی آقایان منتقدان را به جهنم حواله دادند و امروزه همان سخن منتقدان را تکرار می‌کنند بی‌آنکه از وادادگی آن روزهای خود ابراز ندامت کنند.

مدیرمسئول کیهان به تیتر دیگر در صفحه اول همان نسخه کیهان اشاره کرد که آمده بود «برد- برد نتیجه داد، هسته‌ای می‌رود و تحریم‌ها می‌ماند» و پرسید؛ آیا این‌گونه نشده است؟ چرا مذاکره‌کنندگان که خود را متخصص و کارشناسان برجسته می‌دانند به این واقعیت تلخ توجه نکردند؟! که کیهان در همان ساعات اولیه با مراجعه به متن توافق لوزان به این نتیجه رسیده بود.

شریعتمداری نمونه دیگری از انفعال را اعتماد بی‌مورد به آمریکا دانست و گفت؛ آقای عراقچی گفته بود «امضای جان‌کری تضمین است»! ولی دیروز ایشان با یک چرخش یکصد و هشتاد درجه‌ای می‌گوید؛ «ما درباره تضمین برجام روی هیچ کشور خاصی حساب باز نکرده‌ایم»! و یا آقای موسویان که تأکید می‌کرد آمریکا هرگز زیر قول و امضای خود نمی‌زند! امروز، می‌گوید «آمریکا برای امضای خود احترام قائل نیست»! این چرخش‌های یکصد و هشتاد درجه‌ای نتیجه انفعال اولیه است و به قیمت نابودی صنعت هسته‌ای و هزینه شدن امکانات و ظرفیت‌های 4 ساله کشورمان تمام شده است که با تغییر لفظ و لحن جبران‌پذیر نیست.

وی در پاسخ به این پرسش که اطلاعات خاص کیهان چگونه به دست می‌آید؟ گفت؛ این اطلاعات از سوی نیروهای حزب‌اللهی که خوشبختانه همه جا حضور دارند تأمین می‌شود.

شریعتمداری در پاسخ به این سؤال که طرح کنونی آمریکا علیه کشورمان چیست؟ گفت؛ آمریکا یک پروژه دو سویه را علیه ما به کار گرفته است. از یک سو اصرار دارد با فشارهای اقتصادی ما را در حالتی قرار دهد که احساس کنیم به آخر خط رسیده‌ایم و از سوی دیگر در باغ سبز اروپا را باز گذاشته است که امید خود به گشایش اقتصادی از سوی غرب را از دست ندهیم و هرگز به فکر بهره‌گیری از ظرفیت‌های داخلی خود که همان اقتصاد مقاومتی است نباشیم. شریعتمداری افزود؛ کسانی که بعد از بدعهدی‌های آمریکا در برجام، رویکرد به اروپا را آدرس می‌دهند چه آگاهانه و چه ناخودآگاه در این میدان فریب مشترک آمریکا و اروپا به بازی گرفته شده‌اند. مدیر مسئول کیهان گفت؛ توهم‌پراکنی درباره «سایه جنگ» بخشی از همین طرح فریب بود که متأسفانه با کمک بعضی‌ها در داخل کشور به کار گرفته شد و کوشیدند با ترساندن مردم از «سایه جنگ»، تن دادن به باج‌خواهی آمریکا را موجه جلوه دهند.

شریعتمداری در پاسخ به سؤال دیگری درباره معوقات بانکی گفت؛ به قول آقای سیف میزان معوقات بانکی به 105 هزار میلیارد تومان رسیده است و این مبلغ هنگفت در اختیار حداکثر 200 نفر است که با قلدری از بازپرداخت آن خودداری می‌کنند و میزان نقدینگی نیز نزدیک به 1300 هزار میلیارد تومان است. وی افزود؛ با یک حساب سرانگشتی می‌توان به آسانی نتیجه گرفت که این مبالغ کلان می‌تواند چرخ تولید را در بسیاری از کارخانجات و کارگاه‌های تولیدی به چرخش درآورد. شریعتمداری درباره آمارهای ارائه شده گفت؛ آمارهای ارائه شده ضد و نقیض است و از سوی دیگر آمارها با واقعیت‌های ملموس همخوانی ندارد و از غیر واقعی بودن آنها خبر می‌دهد. وی افزود؛ ظاهراً تنها کارخانه‌ای که با تمام ظرفیت کار می‌کند، کارخانه آمارسازی است!

مدیر مسئول کیهان در پاسخ به این سؤال که آیا در انتخابات 96 تقلبی صورت گرفته است گفت؛ تخلفات دولتی‌ها فراوان بوده است که برخی از آنها نیز به همین اتهام تحت تعقیب هستند ولی این تخلفات در حد و اندازه‌ای نبوده که در نتیجه نهایی انتخابات تأثیری داشته باشد و اساساً مکانیزم انتخابات در جمهوری اسلامی ایران به گونه‌ای است که در آن تقلب منجر به تغییر نتیجه انتخابات غیرممکن است.
شریعتمداری در پاسخ به سؤالی درباره کوروش و نظری که در مصاحبه با فارس مطرح کرده بود گفت؛ برخی از مورخان و مفسران از جمله مرحوم علامه طباطبائی کوروش را همان ذوالقرنین می‌دانند که در این صورت ادعای صهیونیست‌ها و برخی از ملی‌گرایان درباره او ادعای واهی و پوچ است و اضافه کرد؛ البته خشت‌نوشته منسوب به کوروش هیچ سندی ندارد و ادعای بعضی‌ها که می‌گفتند با آن می‌شود دنیا را اداره کرد، یک لاف گزاف و ادعای بی‌اساس است.

شریعتمداری در این نشست که 2 ساعت به طول انجامید به پرسش‌های دیگری از جمله درباره حقوق‌های نجومی، فساد اقتصادی، زد و بند برخی از مفسدان با کانون‌های سیاسی و... نیز پاسخ داد.

پاکسازی بدن با ۱۰ حرکت ساده

نوشیدنی

اگر هرچیز شیرین و نیز عسل مصرفی شما در هر ماه میزان قابل توجهی است همین می‌تواند دلیل اصلی نیاز بدن تان به پاکسازی باشد. در اصل، با مصرف شکر، مصرف انسولین در بدن بالا می‌رود.

به گزارش مشرق، سموم از راه غذا، محیط و... وارد سیستم بدن می‌شوند، مثل جیوه موجود در گوشت ماهی و BPA موجود در مواد پلاستیکی! این سموم، عوارضی مثل خستگی، میگرن و آکنه ایجاد می‌کنند. البته بدن روزانه از شر بسیاری‌شان از طریق ادرار و مدفوع خلاص می‌شود ولی درهرحال مقداری از آن در بدن باقی می‌ماند که چنانچه برای پاکسازی‎اش اقدام نشود، باعث ناخوشی و کسالت می‌شود. بهترین راهکارهای دفع سموم از بدن عبارتند از:

نوشیدن صبحگاهی آب لیمو

آب اکسیر زندگی است. برای اینکه بشاش بمانید و به پاکسازی سموم بدن‌تان کمک کنید باید روزانه حداقل پنج لیوان آب بنوشید، و چه بهتر که روز خود را با نوشیدن یک لیوان آب شروع کنید. با اضافه کردن آب‎لیمو به آب ناشتای خود، اثر مبارزه با این سموم را دوبرابر می‌کنید. آب‎لیمو با خاصیت اسیدی خود، همچون یک کیمیاگر رفتار کرده و سموم را قلع و قمع می‌کند!

افزایش میزان پیاده‎روی

این ورزش ساده، راه خارق‎العاده‎ای برای پاکسازی سیستم بدن است، آن هم بوسیله خاصیت تسکین‎دهنده و ترمیم‎کننده‎ای که دارد. حال اگر واقعا وقت پیاده‎روی ندارید، حداقل می‌توانید در طی روز کارهای کوچکی را به تلافی آن انجام دهید مثل بالا رفتن از پله‎ها بدون استفاده از آسانسور.

کاهش مصرف شکر

اگر شکر (هرچیز شیرین و نیز عسل) مصرفی شما در هر ماه میزان قابل توجهی است همین می‌تواند دلیل اصلی نیاز بدن‎تان به پاکسازی باشد. در اصل، با مصرف شکر، مصرف انسولین در بدن بالا می‌رود که این به معنای اضافه کاری غده پانکراس است (و در واقع تحمیل یک بار اضافی به بدن) و در درازمدت دیابت و حتی سرطان را به همراه خواهد آورد.

نوشیدن انواع اسموتی‎ها

اسموتی به خصوص وقتی که همراه با میوه و سبزیجاتی مثل اسفناج، کلم، گشنیز، پرتقال، سیب، چغندر، هویج، زنجبیل و ...باشد، مفیدترین جایگزین مواد مغذی و بهترین راهکار برای سم‎زدایی از بدن و ایجاد نشاط است.

حذف نان سفید از برنامه غذایی

نان سفید به محض ورود به بدن، با خاصیت چسبندگی‌اش، انواع مشکلات را از جمله در روند هضم ایجاد می‌کند. پس تا می‌توانید از مصرف این نوع نان خودداری کنید.

پیداکردن راه‌های رفع تنش عصبی

استرس و اضطراب می‌تواند از راه‌هایی غیر قابل تصور بر روی سیستم بدن اثر بگذارد که مشکلات پوستی، سردرد، خستگی و حتی حالت تهوع، همگی از جمله عوارض آن هستند. به بیان دیگر، به محض غلبه این احساس، سیلی از مواد سمی ‌سرازیر بدن می‌شوند تا شما را به مرز جنون بکشانند. راه‌های زیادی برای مقابله با این وجود دارد. از آن بین توصیه ما پیاده‎روی بیشتر، اختصاص ساعاتی چند به عنوان فراغت از مشغله‎ها، انجام کارهای دلبخواه‎تان (بیشتر از مواقع عادی)، نه گفتن هرچه بیشتر به درخواست‌های دیگران، تغذیه درست و استراحت بیشتر است.

مصرف ماست

اگر ماست دوست ندارید، می‌توانید یک مکمل پروبیوتیک را جایگزینش کنید، چون باکتری‌های مفید آنها (با مبارزه با باکتری‌های مضر بدن) به سلامتی سیستم بدن‎تان کمک می‌کنند. اما در هر حال ما مصرف ماست را توصیه می‌کنیم چون خواص دیگری مثل رساندن کلسیم به بدن نیز دارد.

استفاده از سونا

سونا فواید زیادی دارد از جمله کمک به پاکسازی بدن، باور کنید که داغی فضای سوناها دقیقا همان چیزی است که برای دفع سموم بدن به شکل تعریق نیاز است.

تنفس عمیق

هرقدر تنفس بهتر انجام شود و اکسیژن بهتر در بدن گردش کند، بدن پاک‌تر خواهد بود (تنفس کوتاه و سطحی فاقد این اثر است). انجام تنفس‌های عمیق، راه دیگری در جهت پاکسازی بدن است. با تمرکز بر روی تنفس خود به انتقال سریع و موثر اکسیژن و سم‎زدایی در بدن خود کمک خواهید کرد.

تغذیه درست

تغذیه سالم شامل میوه، سبزیجات، غلات و حبوبات است. مصرف این مواد در کنار حذف هله‎هوله، باعث تامین مواد مغذی لازم برای بدن است که به سم‎زدایی و سلامت آن کمک می‌کند

برجام و داستان مضحک دیوانگی

برجام

برای فهم درست داستان برجام و دیوانه خواندن مذاکره‌کنندگان با آمریکا توسط رئیس‌جمهور بازخوانی تذکرات و هشدارهای رهبرمعظم انقلاب این روزها بسیار کمک‌کننده خواهد بود.

این داستان مضحک آنجا مضحک‌تر می‌شود که به راه بن بستی منتهی شده که انتهایش نوشته شده «مگر دیگران دیوانه‌اند با آمریکا مذاکره کنند» و حالا مانده‌اند که چه بکنند و به ملت چه بگویند که تا به حال به گوش مردم لالایی باغ گلابی برای گشایش اقتصادی و رفع تحریم‌ها بالمره! می‌خواندند. 
اما در داستان مضحک برجام رئیس‌جمهور آمریکا را متهم به دیوانگی می‌کنند تا «دیوانگی مذاکره با آمریکا» را تحت‌الشعاع قرار دهند، ولی حقیقت به قول گوستاو لوبون این است که «دیوانه به کار خویش هوشیار است» و به قول گونتر گراس نویسنده آلمانی برنده جایزه نوبل ادبیات «برای کسب موفقیت در این جهان، هوشمند در نهان و دیوانه در عیان باید بود». براین اساس رئیس‌جمهور آمریکا از ده تا عاقل هم عاقل‌تر است، ولی دیوانه وار سیاست‌های «دولت عمیق» یا همان دولت پشت پردهِ تصمیم‌گیر و تصمیم ساز اصلی در داخل آمریکا را اجرا می‌کند تا دیگران را با این سیاست‌ها همراه کند. چنان که سعدی علیه رحمه نیز می‌گوید «افراد به ظاهر دانا کوشش دارند خود را همرنگ محیط سازند، ولی ‌اشخاص به ظاهر دیوانه سعی می‌کنند محیط را به شکل خود درآورند». 
براین اساس آمریکا با راهبرد تبلیغاتی ایران هراسی سه هدف اصلی از فضاسازی‌های ناشی از این تحریم‌ها را دنبال می‌کند: اولا- مصرف داخلی دارد. رئیس‌جمهور آمریکا از یک‌طرف برای اینکه به افکارعمومی داخلی آمریکا بگوید به وعده‌های انتخاباتی خود عمل کرده نیاز دارد تا با چنین فضاسازی‌هایی ژست فرد پیروزی بگیرد و به مردم کشورش چنین القایی کند که در مسیر پاره کردن برجام است. از سوی دیگر تلاش دارد با این فضا سازیها شکست‌های آمریکا در منطقه در مقابل جمهوری اسلامی را تحت‌الشعاع قرار دهد. ثانیا- رئیس‌جمهور آمریکا با بهره‌برداری از فضای به وجود آمده ناشی از تصویب طرح‌های ضد محور مقاومت می‌خواهد به چند متحد باقی مانده خود در منطقه که ادعا می‌کردند آمریکا با ایران مذاکره و مماشات می‌کند ، دلگرمی داده باشد و از سوی دیگر شاید بتواند دیگر کشورها را در همراهی با محور مقاومت بترساند.ثالثا-این فضاسازی‌های آمریکا بر مبنای تعلیق هدفمند برجام و فضای «نه تایید و نه رد برجام» با هدف نگه داشتن چماق تهدید علیه ملت ایران و بالا بردن قدرت چانه‌زنی برای گرفتن امتیازات بیشتر و مرعوب کردن دولت ایران است. 
مریکا با این سیاست افکارعمومی داخلی آمریکا و همچنین متحدینش در منطقه را راضی خواهد کرد اما همه چیز به دولت و ملت ایران بستگی دارد که آیا رئیس‌جمهور آمریکا بتواند کام خود را با این فضاسازی‌ها شیرین کند یا خیر!. اگر دولت ایران همچون قبل مرعوب توپ و تشر آمریکا شود قطعاً گامی در جهت شیرینی کام آمریکا برداشته خواهد شد و اگر ملت ایران همچون همیشه تحت هدایت‌های رهبر معظم انقلاب بایستد، قطعاً آمریکایی‌ها نمی‌توانند شیرینی چنین فضاسازی‌هایی را بچشند.

سه پیشنهاد اندیشکده آمریکایی به ترامپ برای محدود کردن قدرت ایران در منطقه

ترامپ بر علیه ایران

اندیشکده بروکینگز به ترامپ پیشنهاد داده است حالا که کار داعش در عراق رو به پایان است، آمریکا برای مقابله با نفوذ ایران وارد عرصه بازسازی این کشور شود.

سرویس جهان مشرق- اندیشکده بروکینگز از جمله اتاق‌های فکر مطرح و تاثیرگذار آمریکایی، طرحی در زمینه چگونگی مقابله با نفوذ و قدرت ایران در خاورمیانه خطاب به دولت ترامپ ارائه داد.

اندیشکده «بروکینگز» در مطلب اخیر خود در مورد برنامه‌ای برای محدود کردن نفوذ ایران در خاورمیانه نوشت:

«ترامپ، بر این تصور است که با بر هم زدن توافق هسته‌ای، یک بازی برد-برد را شکل می‌دهد. این در حالی است که هر گونه لغو برجام از سوی آمریکا، کاملا به ضرر ما خواهد بود. او، از توافقاتی چون پیمان «فراآتلانتیسم» و معاهده زیست‌محیطی «پاریس» بیرون کشید و به واقع، اشتباهات بزرگی را مرتکب شد. زیرکی او در قبال این پیمان‌ها آنگونه بود که پیش از آن که کنگره به سمت بررسی تصمیم وی برود، از اختیارات خود استفاده کرده و بلافاصله آن را اجرایی کرد. البته، رییس جمهور پس از وی، به احتمال فراوان، به دو معاهده لغو شده توسط وی باز خواهد گشت. اما بحث توافق هسته‌ای با ایران، خیلی متفاوت است. لغو یکجانبه یک توافق بین‌المللی چندجانبه که خیلی به سختی به دست آمده و توسط سازمان ملل هم به رسمیت شناخته شده، یعنی بزرگ‌ترین ضربه به پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای و نابود کردن وجهه خود در نزد متحدان نزدیک. با اینکه رییس جمهور بعدی آمریکا، قدرت لغو تصمیم کنونی ترامپ در باب برجام را دارد اما آن وقت دیگر کار از کار گذشته است. به همین جهت، برجام متفاوت با آن دوی دیگر است. با لغو یکجانبه برجام از سوی آمریکا، کارت سفید به دست ایران خواهد افتاد و در حالی که ما نمی‌توانیم آن تحریم‌های گذشته را هم اعمال کنیم، بهانه این را خواهد داشت که بدون هیچ محدویتی به برنامه هسته‌ای گسترده خود ادامه دهد.»

بروکینگز در ادامه آورده است: هیچ حکومتی طی دوران معاصر به اندازه ایران نتوانسته به ما در خاورمیانه ضربه بزند. بنابراین، قطعا باید برنامه محدودیت و کنترل ایران را به جریان بیاندازیم. لذا، در درجه اول، آمریکا باید به حضور مستمر خود در خلیج فارس ادامه داده و همکاری‌های امنیتی خود با اعضای شورای همکاری خلیج [فارس] را به حداکثر ممکن بر علیه ایران برساند و از سوی دیگر هم، تدابیر امنیتی کافی برای اسراییل در مقابل خطر ایران را مهیا نماید. هم اوباما و هم ترامپ در پی شکاندن شاخ ایران در عراق و سوریه هستند. اکنون، ایران از خلاء امنیتی منطقه نهایت بهره را می‌برد. جنگ داخلی یمن و حمله عربستان به این کشور، هم‌اکنون به بزرگ‌ترین فاجعه انسانی خاورمیانه تبدیل شده است. ائتلاف سعودی نیز اکنون در مرداب گیر کرده است؛ و این وضعیت، کاملا به نفع ایران است. واشنگتن، نیاز به بازیگران کلیدی منطقه دارد. لذا، باید به سراغ مصر و اردن به عنوان دو بازیگر کلیدی توانمند برود.

اندیشکده آمریکایی درپایان سه محور اصلی را برای مقابله با ایران مطرح می‌کند:

۱. تعهد به حفظ حضور نظامی در عراق برای مدت‌زمان طولانی و ارائه کمک به این کشور

این تعهد باید با همکاری متحدین ما در ناتو و شورای همکاری خلیج [فارس] همراه شود. اتفاقا این نوع تعهد، با آن رویکرد ناتو مبنی بر کمک به حکومت‌های شکننده منطقه، به خوبی منطبق است و می‌تواند آنها را هم در این مسیر، در طرف ما قرار دهد. عراق، تقریبا یک نسل را به جنگ و بی‌قانونی و کاهش قیمت نفت گذرانده و پس از ظهور داعش و یکه‌تازی‌های آن، به شدت خسته و ویران است. اکنون، فرصت مناسبی است که برای بازسازی این کشور، به عرصه وارد شویم و نبض کار و ابتکار عمل را به دست بگیریم. عراق پایدارتر و بازسازی‌شده، می‌تواند رو در روی ایران بایستد. باید همان حمایت مالی که از مصر و افغانستان کردیم را در مورد عراق اجرایی کنیم. آنگاه است که دولت موردنظر ما، شیعه‌های حامی ایران که به زودی به بدنه‌های امنیتی عراق هم نفوذ خواهند کرد را در داخل کنترل خواهد نمود.

۲. لزوم عدم استفاده از صرفا یک استراتژی در قبال سوریه به عنوان قضیه پیچیده‌تر

آمریکا و کشورهای همفکر آن، باید همکاری‌های اقتصادی و امنیتی را برای رهایی منطقه از بشار اسد، در دستور کار قرار بدهند. برخی از مناطق خاورمیانه باید تبدیل به مناطق خودمختار شوند و بتوانند به راحتی خود را اداره کنند. باید، نیروهای میانه‌روی ضد اسد به شکل قدرتمندانه‌تری از سوی آمریکا و اعضای شورای همکاری خلیج {فارس} مورد حمایت قرار بگیرند و تمرکز هم در مناطق شمال غربی سوریه باشد. جایی مثل ادلب که هنوز جبهة‌النصره در آنجا قدرت دارد. و دقت داشته باشیم که اگر زود نجنبیم، آنجا را هم به نیروهای ارتش سوریه که حمایت روسیه و ایران را دارند، واگذار خواهیم کرد.

۳. لزوم توجه به اردن

باید توجه بسیاری را معطوف اردن کنیم. این کشور، ۸ میلیون نفر جمعیت دارد و این در حالی است که یک میلیون و ۴۰۰ هزار سوری به آن پناه برده‌اند. اگر می‌خواهیم، ورق را در سوریه به نفع خود برگردانیم، باید اردن را از حیث مالی حمایت کنیم. اگر شرایط اقتصادی و معیشت و کار در این کشور را درست کنیم، جوانان آن کمتر به سمت جریان‌های تروریستی متمایل می‌شوند و بدینوسیله زبان دولت تهران دراز نمی‌شود.

همه ساخت‌وسازهای غیرمجاز روستای کندوان، حکم تخریب دارند

فرماندار اسکو:

همه ساخت‌وسازهای غیرمجاز روستای کندوان، حکم تخریب دارند

فرماندار اسکو گفت: همه ساخت‌وسازهای غیرمجاز روستای کندوان، حکم تخریب دارند، با این حال به دنبال مصالحه و قانع کردن اهالی برای تخریب ساخت‌وسازهای غیرمجاز و همگون‌سازی نمای واحدهای باقی مانده با بافت روستا هستیم. ...

به گزارش اوشکایا، مرتضی محمدزاده در بازدید از نمایشگاه مطبوعات در گفتگو با خبرنگاران، در خصوص روند ثبت کندوان در فهرست آثار جهانی، اظهار کرد: پیش‌بینی می‌شود پرونده‌ی ثبت جهانی کندوان پایان سال ۲۰۱۸ به یونسکو ارسال شود، البته در این مسیر با مشکلاتی نظیر ساخت‌وسازهای جدید، دست‌کاری در طبیعت و سازه‌های جدید مواجه هستیم و متأسفانه زمانی کندوان را درک کردیم که کار از کار گذشته بود.

محمدزاده در خصوص چالش‌های شهرستان اسکو، اظهار کرد: اسکو از شاخص‌هایی نظیر رتبه اول با سوادی، دیرینه‌ی فرهنگی، ظرفیت‌های گردشگری، کشاورزی و نزدیک بودن به مرکز استان برخوردار است، اما در حد و اندازه‌های خود پیشرفت نکرده و اصلی‌ترین چالش ما شکوفا کردن پتانسیل‌های اسکو است.

وی با بیان این‌که اسکو یکی از محورهای گردشگری رویداد «تبریز ۲۰۱۸» است، اظهار کرد: تلاشمان برای بهره‌برداری مطلوب از پتانسیل‌های گردشگری همچون مناظر طبیعی کوه سهند و روستای کندوان است.

محمدزاده در خصوص صنعت باتیک اسکو، گفت: خوشبختانه باتیک اسکو به کشورهای آسیای مرکزی نظیر ترکمنستان صادر می‌شود، اما این صادرات به صورت چمدانی و در حجم کم انجام می‌شود و به دنبال بسترسازی برای صادرات رسمی باتیک هستیم.

وی با اشاره به تولید باتیک در کارگاه‌های سنتی، اظهار کرد: برای حمایت مادی از کارگاه‌های تولید باتیک و تهیه‌ی مواد اولیه این صنعت همچون نفت، برنامه‌ریزی داریم.

وی در خصوص اتوبان «تبریز – سهند»، گفت: با احداث این اتوبان، ترافیک جنوب استان رفع می‌شود، این پروژه به شرکت زیرساخت شهر جدید -که یکی از معاونت‌های وزارت راه است- تحویل داده شده و نسبت به گذشته با سرعت بهتری در حال پیگیری است.

محمدزاده در خصوص مشخصات این پروژه، گفت: اتوبان تبریز – سهند به طول ۲۴ کیلومتر در حال احداث است که ۹ کیلومتر آن از سمت سهند و سه کیلومتر نیز از سمت تبریز به اتمام رسیده است؛ اما برای اتمام کل پروژه باید چند پل احداث شود که بسیار هزینه‌بر است.

وی با بیان این‌که این پروژه پیشرفت ۷۰ درصدی دارد، گفت: زمان اتمام نهایی این پروژه را نمی‌توانم پیش‌بینی کنم.

فرماندار اسکو در خصوص برگزاری نمایشگاه کتاب و مطبوعات در تبریز، یادآور شد: در بدو ورود به نمایشگاه با ازدحام جمعیت مواجه شدم که جای خوشحالی دارد، گسترش فضای مجازی رسانه‌های رسمی را با چالشی مواجه کرده بود که این استقبال مردم از نمایشگاه مطبوعات، نشان داد که مردم بر پایه‌ی رسانه‌های رسمی اطلاعات خود را به روز می‌کنند.

آینده پیش‌بینی‌پذیر برجام

برجام

شاخ خوردگان از آمریکا زمانی می‌گفتند «آمریکا گاوی است که باید او را دوشید نه اینکه سر شاخ شد» واکنون می‌گویند «اروپا گاو است»!

به گزارش مشرق، محمد ایمانی در روزنامه کیهان نوشت:

1-عقل و شرع غلط از آب در می‌آمد، اگر توافق با شیطان بزرگ - با روندی که نوشته و اجرا شد- به سرانجام مورد تصور مبنی بر ایجاد رونق و گشایش اقتصادی می‌رسید. شنیدن و اطاعت از ولی امر است که می‌تواند راهگشا باشد و نه غفلت از راهنمایی‌های او. خداوند درسوره حجرات پس از آنکه مومنان را از بالا بردن صدای خود در مقابل صدای پیامبر (ص) برحذر داشت، فرمود «وَ اعْلَمُوا أَنَّ فیکُمْ رَسُولَ اللهِ لَوْ یُطیعُکُمْ فی‏ کَثیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ... بدانید که میان شما پیامبر خداست، اگر در بسیاری از امور از شما پیروی و اطاعت کند، همانا به رنج و هلاک می‌افتید».

2- رهبر حکیم انقلاب دوسال پیش (29 مهر ماه 1394) در نامه‌ای به رئیس‌جمهور، ضمن موافقت مشروط با آغاز اجرای توافق برجام تصریح فرمودند«جنابعالی با سابقه‌ی چند دهه حضور در متن مسائل جمهوری اسلامی، طبعاً دانسته‌اید که دولت ایالات آمریکا، در قضیّه‌ هسته‌ای و نه در هیچ مسئله‌ دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته است و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند». اما هشدارهای آن نامه مهم و دوراندیشانه در هیجان اجرای هرچه سریع‌تر و یکطرفه توافق مورد غفلت قرار گرفت.

3- امیرمومنان علی علیه‌السلام در نامه 31 نهج‌البلاغه به امام حسن علیه‌السلام فرمودند: «فرزندم! درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام اما در کردار آنها نظر افکندم و در اخبار آنان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم تا اینکه مانند یکی از آنان شدم بلکه گویا از اولین تا آخرین آنها را همراهی کرده و با آنان زیسته‌ام... برای امور پیش نیامده، به واسطه آنچه واقع شده استدلال کن چرا که امور دنیا شبیه هم هستند و از کسانی نباش که اندرز و موعظه سودی به آنان نمی‌بخشد؛ مگر زمانی که به آزار و رنج برسد؛ که عاقل با آموختن و تربیت پند می‌پذیرد و چهارپایان، اندرز نمی‌پذیرند جز با زدن... و الهَوی شریک العَمی. و هواپرستی شریک نابینایی است».این حکمت شریف از امیر مومنان است که فرمود «من نام عن عدوه، انبهته المکاید. هرکس نسبت به دشمن خواب باشد، نقشه‌ها و نیرنگ‌ها او را بیدار می‌کند». ضربه سختی که برخی مدیران خوش گمان و سهل‌اندیش ما از دولتین آمریکا خوردند، حاصل همین عدم اهتمام به امر و نهی‌های راهبردی رهبری بود.

4- عملیات روانی دشمن گاه آن قدر سنگین می‌شود که خیلی‌ها را مقهور خود می‌کند. شبیه عملیات فریب دشمن در مذاکرات را می‌توان در جنگ صفین مشاهده کرد، آنجا که تیرِ پرتاب شده از سوی سپاه معاویه ، در گوشه‌ای از اردوگاه امیر مومنان افتاد و با لحنی خیرخواهانه بر روی آن نوشته شده بود «از بنده خیرخواه و ناصح خدا. من شما را خبر و هشدار می‌دهم که معاویه می‌خواهد فرات را بشکافد و به جانب شما گشاید تا شما را غرق کند، پس خود را بپایید». تیر در سپاه امیرمؤمنان(ع) دست به دست شد و ولوله برپا کرد. معاویه و عمروعاص مکار می‌خواستند اردوگاه امام را که در موقعیت بهتری قرار داشت از جای بجنبانند و موقعیت آنها را به تسخیر درآورند. چنین هم شد. جماعت به سوی امام هجوم آوردند درحالی که 200 عمله معاویه را کنار آب بندِ فرات مشغول «نمایش» حفاری نشان می‌دادند!

5- امام فرمود «آنها نیروی این کار را ندارند و تنها می‌خواهند شما را بترسانند و از جای بجنبانند.». اما جماعت گفتند «به خدا سوگند دارند حفر می‌کنند و ما اینجا نمی‌مانیم و، تو می‌خواهی بمان!» امام فرمود «رأی مرا تباه می‌کنید». و به ناچار با آنها همراه شد و لشکر شام موقعیت برتر رااشغال کرد. پس از آنکه واقعیت عملیات فریب دشمن آشکار شد، امام ، مالک‌اشتر واشعث بن قیس و دیگر لشکریان را خطاب قرار داد و خطاب به لشکر فرمود «آیا شما نبودید که مرا مغلوب نظر خود کردید، اکنون این شما و این وضع تازه». این ماجرا پس از خطبه‌ای که امام در دعوت به عزت و جهاد خواند، ختم به خیر شد و سپاه امام موقعیت از دست داده را پس گرفت. (کتاب «زندگانی امیرالمؤمنین(ع)» به قلم آیت‌الله رسولی محلاتی؛ و «وقعه صفین» به قلم نصر بن مزاحم )
6- ابن ابی الحدید می‌نویسد در شب معروف به لیلهًْ الهریر که عرصه بر لشکر شام تنگ‏ شده بود ، جاسوسان معاویه سخن‌اشعث ‏را به معاویه رساندند.‌اشعث‏ به یارانش گفت «اگر فردا مانند امروز جنگ شود، عرب نابود خواهد شد، من این سخن را نه از باب ترس از جنگ می‏گویم بلکه برای زنان و فرزندان وحشت دارم». معاویه با شنیدن این سخن گفت به خدا ‏سوگنداشعث درست گفته؛ پس دستور داد قرآنها را برسر نیزه کنند و... فتنه سر برآورد و جنگ پیروز، مغلوبه شد.

7- کلام امیر مومنان (ع) در خطبه 19 نهج‌البلاغه درباره شخصیت‌اشعث و خیانت‌های او آموزنده است؛ «مردی که شمشیر دشمن را بر قوم خود رهنمون شود و مرگ را بر سر آنان براند، سزاوار است که خویشان و نزدیکان، او را دشمن دارند و دیگران از شر او ایمن نباشند.» ابن ابی الحدید و عبده ضمن شرح نهج‌البلاغه تصریح کرده‌اند«اشعث در اصحاب امام، همانند عبدالله‌بن‌ابی‏ در بین اصحاب پیامبر(ص) بود. هر کدام در زمان خود رئیس‌منافقان بودند.» ابن ابی الحدید می‏نویسد «هر نابسامانی که در خلافت علی(ع) پیش می‏آمد و هراضطرابی که روی داد، اصل آن‌اشعث ‏بود، اگر کارهای او نبود، جنگ نهروان پیش نمی‏آمد و امام با اصحاب نهروان به جنگ معاویه می‏رفت و شام را تصرف می‏کرد.»

8- شاخ خوردگان از آمریکا زمانی می‌گفتند «آمریکا گاوی است که باید او را دوشید نه اینکه سر شاخ شد» واکنون می‌گویند «اروپا گاو است»! عذرخواهی پیشکش؛ کمترین اراده و شهامتی برای بازگشت از بیراهه و جبران مافات نشان نمی‌دهند. از زمانی که آقای هاشمی گفت آمریکایی‌ها مسائل را مانند گاو تحلیل می‌کنند تا زمانی که آقای مهاجرانی در مقام مشورت نوشت آمریکا گاو شیردهی است که باید او را دوشید نه اینکه به شاخ‌هایش بچسبیم، جریان سهل‌اندیش نسبت به غرب دستخوش دگردیسی‌ عمیق بوده است.

9- آبان 92 مقارن تدارک توافق موقت ژنو، عطاءالله مهاجرانی در سایت شخصی خود نوشت: «منوچهر دعوتم کرد به شام در رستورانی در فیلادلفیا. گفت عطا به این دوستانت بگو آمریکا مثل یک گاو شیرده هست، شما چسبیدید به شاخ این گاو. بابا منفعت ما در استفاده از شیرش هست». اسفند 93 همین مضمون را غلامرضا انصاری (نماینده سابق و عضو شورای شهر تهران) در دانشگاه آزاد مشهد بازگو کرد؛ «به جای اینکه با شاخ آمریکا خودمان را درگیر کنیم، از پستانش استفاده کنیم». پس از آن گروهک انحرافی موسوم به ایثارگران اصلاح‌طلب نوشت «متأسفانه سهم ما از آمریکا، شاخ گاو شده در حالی که اگر مدیریت و هوش به خرج دهیم می‌توانیم آمریکا را بدوشیم»!

10- حسین دهباشی سازنده مهم‌ترین فیلم تبلیغاتی آقای روحانی، شهریور96 با بیان اینکه امثال وی کوتاهی کرده‌ و ‌اشکالات برجام را نگفته‌اند، به بدعهدی‌ و مطالبات پسابرجامی آمریکا پرداخت و نوشت «برجام اصلا خیانت نبود، صرفا خریّت بود»! او مورد اعتراض قرار گرفت که؛ شماها در به ‌اشتباه انداختن عوام و خواص موثر بودید و پاسخ داد « بله امثال ما نیز بی‌غیرتی کردند، وقتی همان قبل از تصویب برجام، نقدهای خصوصی‌شان را علنی نکردند».

11- آقای روحانی 27 دی 1395 گفت «برجام یک توافق دوجانبه نیست که ترامپ بگوید خوشم می‌آید یا بدم می‌آید». اما به فاصله یکی دو ساعت، جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید در دولت اوباما پاسخ داد «ما برای آینده برجام در دولت بعدی تضمین نداده‌ایم. اوباما بارها گفته که این دولت درخصوص آنچه دولت بعد می‌کند، هیچ تضمینی نداده است. دولت بعدی بر اساس اینکه چه چیزی را در راستای منافع ملی تشخیص می‌دهد، تصمیم مقتضی را در قبال توافق خواهد گرفت»! دولت از آن زمان، 10 ماه فرصت تدبیر داشت اما آرزواندیشانه، معطل و منتظر ماند شاید اروپای بدعهد در توافقات 14 سال پیش، خرق عادت کند! در عین حال آخرین بیانیه شورای اتحادیه اروپا درباره عهدشکنی دولت ترامپ تصریح می‌کند «موضع ترامپ علیه برجام، مسئله داخلی آمریکاست»! البته همین‌ها و از جمله وزیر خارجه فرانسه صراحتا گفتند «ایران را بر سر برنامه موشکی و اقداماتش در خاورمیانه به شدت تحت فشار قرار می‌دهیم».

12- ملت ما اروپا و آمریکا را کم نیازموده است. 64 سال پیش دکتر مصدق در نیویورک با رئیس‌جمهور آمریکا مذاکره کرد و قول و قرار گذاشت تا بلکه بدین ترتیب راه زیاده‌خواهی انگلیس سد شود. اما آمریکا خیانت کرد و کودتای آژاکس را همراه انگلیس ترتیب داد. مذاکره و توافق بعدی دی ماه 1359 بود که به بیانیه الجزایر انجامید. آمریکا در ازای آزادی جاسوسانش تعهد کرد اموال ایران را آزاد کند، اموال غارت شده توسط شاه را مسترد نماید، تحریم‌های تجاری علیه ایران را لغو کند، به دعاوی مطرح علیه ایران در محاکم آمریکا و بین‌المللی خاتمه دهد و احکام صادره را لغو نماید و دیگر در امور ایران مداخله نکند. اما حتی یک بند از این 8 بند به اجرا درنیامد.

13- دو دهه بعد هنگامی که رئیس ‌دولت سازندگی برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان پادرمیانی کرد، آمریکا قولهایی داد اما زیرش زد. بوش پدر در بیانیه‌ای نوشته بود: «حسن‌نیت، حسن‌نیت می‌آورد». او با دکوئیار دبیرکل سازمان ملل تماس گرفت و گفت «می‌تواند امتیازهایی به ایران بدهد». اما پس از مساعدت دولت هاشمی، آمریکا نقض عهد کرد.
مرحوم هاشمی در خاطرات 10 اردیبهشت 1369 می‌نویسد «شب در حالی که مشغول نوشتن خاطرات بودم، به اخبار فارسی صدای آمریکا گوش می‌دادم، خبر داد که دومین گروگان آمریکایی آزاد شد. اظهاراتی شده که نشان می‌دهد، دولت آمریکا می‌خواهد امتیازی ندهد». محمدجواد ظریف در کتاب «آقای سفیر» درباره همین بدعهدی می‌نویسد«آمریکایی‌ها پیغام داده بودند اگر شما به آزادی گروگان‌ها کمک کنید، ما حسن‌نیت خواهیم داشت، که به ‌معنای آزاد کردن دارایی‌های ایران و از این‌گونه کارها بود. اما به قولشان عمل نکردند».

14- دولت اصلاحات به واسطه برخی قول و قرارهای پنهان، به آمریکا در مقابله با طالبان کمک کرد اما به جای تشکر و دست‌خوش، اتهام عضویت در محور شرارت را دریافت کرد. در همان روزگار - سال‌های 82 تا 84- توافق سعدآباد و پاریس و بروکسل میان ایران و 3 کشور اروپایی امضا شد که با وجود انجام تعهدات از سوی ایران، تعهدات طرف اروپایی کاملاً زیرپا نهاده شد و پس از 2 سال انتظار فهمیدیم وضع واژگان مجعولی نظیر «تعلیق داوطلبانه» و «راستی‌آزمایی» بازی با کلمات برای کشیدن ترمز پیشرفت ایران بدون لغو کوچک‌ترین تحریم‌ها بوده و تازه طرف غربی طلبکارتر شده است. در طول دوره‌ای 40 ساله می‌توان فهرستی طولانی از بدعهدی‌های شرکت‌های اروپایی از جمله زیمنس، یورودیف، توتال، رنو و... فراهم کرد.

15- رهبر حکیم انقلاب با وجود یقین به سرانجام مذاکره با شیطان بزرگ، به واسطه بدفهمی برخی مسئولان و از باب تجربه ملی، مجال مذاکره و توافق را برای دولت فراهم کردند، همچنان‌که بیشترین حمایت را از تیم مذاکره‌کننده به جا آوردند. هر کس نداند، آقای روحانی و برخی اعضای تیم مذاکره‌کننده بیش از همه به اهمیت این پشتیبانی- با وجود بی‌اعتمادی مطلق به آمریکا- واقفند. در عین حال ایشان 24 شهریور94 فرمودند «دشمنان ما مکرر می‌گویند شما کشور قدرتمند و بانفوذ و اثرگذاری هستید ]اما[... این مسئله انقلاب و روحیه انقلابی را کنار بگذارید و دنبال نکنید! اگر روحیه و عملکرد انقلابی نبود، این نفوذ هم وجود نداشت. معنایش این است که انقلاب را بگذارید کنار تا از این قدرت بیفتید تا ما بتوانیم شما را ببلعیم. این را صریحاً به افرادی از جمهوری اسلامی می‌گویند و توجه نمی‌شود به معنا و مفهوم واقعی این حرف... معنای این حرف این است که قدرت و عمق راهبردی خود را از دست بدهید».

16- بازی دوباره در میدان اروپا بدون اینکه گارد اروپایی‌ها ذره‌ای تفاوت کرده باشد و عبرت نیاموختن از تجربیات تلخ قبلی، فقط با تعطیلی خرد و وسوسه‌پذیری قابل توجیه است. اینکه مثلا بشود اقتدار بازدارنده نظامی و نفوذ امنیت‌آفرین منطقه‌ای را با وعده برخی معاملات اقتصادی تاخت بزنیم، بوی تبدیل خطا به خط را می‌دهد و خیانت محض است. هر کس وارد چنین حریمی‌ شود، باید برخورد خائن را با او کرد و نه کسی که وسط تهدید دشمن، خواب رفته است.