به دنبال سدسازی‌های ترکیه در حوضه رود ارس دشت مغان تا سال ۱۴۱۰ خشک می شود+عکس

به دنبال سدسازی‌های ترکیه در حوضه رود ارس دشت مغان تا سال ۱۴۱۰ خشک می شود+عکس

صد آنلاین | با ادامه سدسازی های ترکیه بر روی ارس، دشت مغان تا سال ۱۴۱۰ خشک خواهد شد و سرنوشت نامعلومی در انتظار کشاورزی منطقه است.

کد خبر : ۱۶۶۵۷

به گزارش صد آنلاین ، مناقشات آبی بر سر رودخانه‌های مرزی در نقاط مختلفی دنیا وجود دارد و معمولاً کشورهایی که در بالادست رودخانه‌ها هستند، از این ویژگی به عنوان اهرم فشاری بر کشورهای پایین‌دست استفاده می‌کنند.

چه زمانی طلا بخرم خوبه؟ تکنیک‌های دریافت سود روی طلا رو یاد بگیر

وبینار رایگان

تبلیغ

  • چه زمانی طلا بخرم خوبه؟ ◗تکنیک‌های دریافت سود روی طلا رو یاد بگیر◖

پیشنهاد امروز

این موضوع در منطقه خاورمیانه نیز پررنگ است و در سال‌‌های اخیر موضوع مناقشات آبی کشور ما را درگیر کرده و متأسفانه عملکرد منفعلانه مسئولین در بحث “دیپلماسی محیط زیست” به کشورهایی همچون افغانستان و ترکیه اجازه داده تا از موقعیت خود سوء استفاده کرده و قصد دارند که آب را سلاحی برای تحت فشار گذاشتن جمهوری اسلامی ایران بسازند.

کشور افغانستان در حوزه رودخانه‌های هریرود، هیرمند و فراه رود بالادست کشور ماست و با ساخت سدهای کمال‌خان بر روی هیرمند، بخش‌آباد بر روی فراه رود، سد سلما بر روی هریرود و…، حقابه ایران را پایمال کرده و اجازه نمی‌دهد تا آبی از جانب این روخانه‌ها به کشور ما برسد. این موضوع باعث شده تا استان‌های خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان ما مشکل مواجه شوند.

کشور ترکیه نیز در حوضه رودخانه ارس در شمال غربی و دجله و فرات در جنوب غربی در بالادست کشور ما قرار دارد و با تعریف و اجرای پروژه‌های سدسازی متعدد، باعث کاهش آورده روخانه‌های دجله، فرات و ارس به ایران شده است. سدسازی‌های این کشور در بالادست رودخانه ارس باعث کاهش ۳۰ درصدی آب این رودخانه شده و تهدید جدی برای دشت مغان که تأمین ۱۰ تا ۲۰ درصدی امنیت غذایی کشور ما را بر عهده دارد، محسوب می‌شود.

در این رابطه، مراد دلالت؛ پژوهشگر ژئوپلیتیک می گوید: سدسازی‌ها ترکیه در حوضه ارس و حوضه دجله و فرات به این منظور است که کشورها پایین‌دست را تحت فشار قرار داده و امتیاز بگیرد. سدسازی‌های ترکیه در حوضه ارس، آورده این رودخانه را ۳۰ درصد کاهش داده و پایین بودن بارندگی‌های اخیر می‌تواند این آمار را در فصل تابستان به حدود ۶۰ درصد افزایش دهد و معیشت مردم را با مشکل مواجه کند.

وی ادامه داد: کشورهای دشمن ما در سدسازی‌های ترکیه نقش گسترده‌ای دارند و رژیم صهیونیستی در کشور ترکیه بحث فناوری‌های آب‌پایه و افزایش کشاورزی نوین را مطرح کرده است. یکی از دلایل ورود این کشور به قفقاز نیز این است که مشابه این طرح‌ها را در جمهوری آذربایجان هم تکرار کند.

عضو انجمن ژئوپلیتیک ایران با بیان اینکه اگر منفعلانه عمل کنیم و دیر به خودمان بیاییم باید منتظر جنگ آبی باشیم، گفت: جنگ ما با عراق هم با محوریت جنگ آبی شروع شد و مناقشه سر اروند رود جنگ را شروع کرد. ما باید از تکرار تجربه مشابه با افغانستان یا ترکیه و آذربایجان جلوگیری کنیم.

دلالت درباره راهکارهای پیشرو برای جلوگیری از جنگ آبی توضیح داد: در حوضه هیرمند حقابه ما مشخص است و باید عدم پرداخت آن را از طریق پروتکل‌های حقوقی پیگیری کنیم؛ اما در حوضه ارس ما هنوز حقابه مشخصی نداریم و تعیین حقابه ما از ارس به زمانی برمی‌گردد که هنوز شوروی تجزیه نشده بود و تقسیم آب بین ما و شوروی ۵۰ ـ ۵۰ بود اما الان ۵ کشور در این حوضه آبریز هستند که باید به توافق برسند و سهم هرکس مشخص شود.

میدونی چه زمانی طلا بخری تا سود کنی؟ ◗تکنیک های دریافت سود روی طلا◖

وبینار رایگان

تبلیغ

وی ادامه داد: متأسفانه به این دلیل که بحث آب در کشور ما به یک محوریت اصلی تبدیل نشده هنوز به این مهم توجه نشده است. وظیفه پرداختن به این موضوع در وهله اول برعهده بخش دیپلماسی آبی وزارت نیرو است اما سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت امور خارجه و حتی وزارت دفاع از نظر تعیین مرزبندی و وزارت کشور از نظر امنیتی نیز در این خصوص وظیفه دارند. در واقع هیچ سازمانی نمی‌تواند به طور مستقل در این‌باره عمل کند و باید در همکاری جمعی از سازمان‌های مسئول ممکن شود.

این کارشناس جغرافیای سیاسی در رابطه با تهدید سدسازی‌های ترکیه بر دشت مغان توضیح داد: منطقه آزاد تجاری ماکو و منطقه آزاد ارس که نقش مهمی در اقتصاد کشور دارند از این موضوع ضربه می‌خوردند. همچنین دشت مغان که ۱۰ تا ۱۵ درصد امنیت غذایی کشور ما را تأمین می‌کند با ادامه این روند ممکن است بین سال‌های ۱۴۰۸ تا ۱۴۱۰ خشک شود و از بین برود. مسئولان اجازه ندهند که بعدها از نابودی کشت و صنعت مغان به عنوان “غفلت تاریخی جمهوری اسلامی” یاد شود.

دلالت هشدار داد: با ادامه این روند کشور ما خشک شده و آن طرف مرز کشاورزی و صنعت هر روز رونق بیشتری گرفته و این موضوع می‌تواند تهدیدات امنیتی و واگرایی قومی را به همراه داشته باشد. ریشه این مشکلات پیش‌تر از جمهوری اسلامی ایران و درجایی شکل گرفت که پهلوی آرارات را به ترکیه داد و مار را در حوضه ارس کشور پایین دستی کرد. دود این اقدام پهلوی اکنون به چشم ملت ایران می‌رود.

وی درباره حقابه ایران از هیرمند بیان کرد: افغانستان نیز همین فرمان ترکیه را پیش گرفته و آب را اهرم فشار بر ما قرار داده است. افغانستانی‌ها می‌گویند که پروتکل امضا شده مربوط به سال‌ها پیش است و در شرایط فعلی کاربردی ندارد. در آن زمانی پهلوی قراردادی را امضا کرد که در آن مقدار حقابه در شرایط خشکسالی و پرآبی و…، فرق می‌کرد و این بندهایی که در قرارداد آمده به شکل‌های مختلف قابل تفسیر است و کشور بالادست می‌تواند به طرق مختلف آن را تفسیر کرده و سوء استفاده کند.

این کارشناس جغرافیای سیاسی تأکید کرد: کاهش آورده آب از ارس به دریای خزر، اکولوژی این دریاچه را نیز به هم می‌ریزد و در این حوضه نیز کشور ما را دچار مشکل می‌کند. درحال حاضر هم این موضوع در گلستان و ساری ایجاد مشکل کرده است. اگر ارس خشک شود مهاجرت اقلیمی را در پی خواهد داشت و مردم استان‌های مرزی ما باید به سایر نقاط کشور مهاجرت کنند که این موضوع نیز توازن جمعیت را با مشکل مواجه خواهد کرد.

دلالت خاطرنشان کرد: معاهدات ما با کشورهای همسایه باید چندجانبه باشد و نیاز داریم تا یک اتحادیه منطقه‌ای آب‌پایه در حوضه ارس و رودخانه کورا داشته باشیم. این اتحادیه کشورها را به هم وابسته می‌کند و این موضوع راهبری باید مورد توجه قرار بگیرد. همچنین حضور یک رایزنی آبی در کشورهای همسایه نیز می‌تواند مؤثر باشد.

هیرمند؛ برگ برنده دست کیست؟

هیرمند؛ برگ برنده دست کیست؟

هیرمند چه بخش افغانستانی و چه بخش ایرانی آن می‌تواند حلقه وصلی باشد بین این دو کشور.

محمد کاظم کاظمی: اگر فلات ایران را که کشورهای افغانستان و ایران در آن واقع شده اند، یک تنه جغرافیایی واحد بگیریم، هیرمند شاهرگ آن است. هیرمند بزرگ‌ترین رودی است که از داخل این فلات شروع می‌شود و در داخل آن به پایان می‌رسد.

هیرمند از افغانستان سرچشمه می‌گیرد، در آنجا جاری می‌شود و سرانجام به هامون سیستان می‌ریزد. هیرمند سرچشمه حیات سیستان است، چه بخش افغانستانی سیستان و چه بخش ایرانی آن و این می‌تواند حلقه وصلی باشد بین این دو کشور؛ولی دریغ که مناسبات سیاسی بین دولت‌ها و نقش‌آفرینی شیطنت‌بار بیگانگان و حکومت‌های وابسته به آنان در تعیین مرزها هنگام تقسیم سیستان بین دو کشور، آب هیرمند را به گرهی حل‌نشده میان دو کشور بدل کرده است. آنچه به این گره افزوده ، خشکسال‌های پی‌در پی و طولانی بوده که نگذاشته است بهره‌مندی مردم دو کشور از این رود، به حد کفایت برسد.

آفر ویژه کاشت ابرو پر تراکم : 2 میلیون هدیه و پرواز رایگان به تهران!

مشاوره رایگان

تبلیغ

اخیراً دوباره بحث هیرمند داغ شده است. صرف نظر از مسائل فنی که به عهده کارشناسان است، به نظر می‌رسد که در میان مردم و به ویژه اهل قلم و اهل رسانه دو کشور هم بعضی ابهام‌ها و انتظاراتی وجود دارد که بی‌سبب می‌تواند در تیره‌ساختن مناسبات میان دو ملت اثرگذار باشد.

نگارنده کارشناس فنی یا حقوقی موضوع نیست که بتواند در این مورد داوری کند؛ ولی به تبع مطالعات مختصری که چه در کتاب‌ها و چه در سیاست و رسانه در عصر کنونی داشته‌ام، می‌کوشم در مورد بعضی ابهام‌ها توضیح دهم.

۱. یکی از تصوراتی که گاهی در افغانستان وجود دارد، این است که چون هیرمند از این کشورسرچشمه می‌گیرد، آب آن متعلق به همان کشور است و هر میزان آبی که از کشور خارج می‌شود در واقع حقی است که از مردم افغانستان ضایع شده است. این تصور درست نیست، چون از آب رودخانه‌ها، همه کسانی که در طول مسیر از آن بهره می‌برند، حق دارند، چه آنان که در مبدأ هستند و چه آنان که در مصب هستند. میزان بهره‌مندی از این آب را البته کارشناسان حوزه آب و نیز حقوقدانان عرصه سیاست بین‌الملل تعیین می‌کنند.

۲. در مقابل، تصوری که گاهی در ایران وجود دارد، این است که هیرمند چون به هامون می‌ریزد، سهم هامون است؛ولی حقیقت این است که این رودحدود ۱۰۰۰ کیلومتر در داخل افغانستان جریان دارد و حیات بخشی از این کشور، مدیون آن است. این رودخانه نه فقط هامون و اطراف آن، بلکه زمین‌های بسیاری در طول مسیر خود از کوه‌های بابا تا سیستان را سیراب می‌کند و آب شرب و کشاورزی بخش مهمی از کشور افغانستان وابسته به هیرمند است.

۳. افغانستان را می‌توان منبع آب منطقه دانست. رودهای بسیاری از کوه‌های بلند این کشور سرچشمه می‌گیرند؛ همچون آمو، هریرود، رود کابل، رود مرغاب و… و بیشتر اینها به کشورهای همجوار سرازیر می‌شوند. افغانستان نفت و گاز ندارد، به دریاهای آزاد هم راه ندارد و از بسیاری از مواهب طبیعی بی‌بهره است، اما در عوض این منابع‌ آبی را دارد و طبیعی است که از این ثروت استفاده کند. دولت‌های افغانستان از همین رو با سدسازی‌هایی، کوشیده‌اند که بخش‌هایی از این آب را مهار کنند؛ ولی این نکته قابل توجه است که سیاست آنان در برابر همسایگان یکسان نبوده است. عمدتاً در افغانستان حکومت‌هایی بر سر کار بوده‌اند که با ایران مناسبات نیک نداشته‌اند و آنقدر که در مقابل آب هیرمند و ایران حساسیت داشته‌اند، دربرابر دیگر رودخانه‌ها و دیگر همسایگان نداشته‌اند.

۴. پس این تفکیک میان دولت‌ها و ملت‌ها در این قضیه مهم است. شنیده‌ایم که بعضی‌ها بار این قضیه را بر دوش مهاجرین انداخته‌اند و لزوم سختگیری بر مهاجران افغانستان در ایران را به عنوان یک اهرم فشار بر روی دولت‌های افغانستان مطرح کرده‌اند؛ ولی حقیقت این است که این مهاجران در عمل بیشتر در سمت ایران هستند، هم از نظر حضور در ایران و معاشرت و همزیستی با جامعه ایرانی و هم از این نظر که عمدتاً مخالفان یا حتی طردشدگان حکومت افغانستان بوده‌اند. این که بر مهاجرین بیشتر فشار آورده شود، درعمل حکومتی را که این مردم را رانده است، خوشحال می‌کند.

چند نوبت دیگر هم اتفاق افتاده است که فشار بر مهاجرین افغانستان به عنوان اهرمی در مسیر فشارهای سیاسی بر حکومت‌های افغانستان مطرح شده است؛ ولی از این نکته غفلت کرده‌اند که اتفاقاً‌ مهاجرین که در این کشور زندگی می‌کنند، می‌توانند بازوی حمایتی ایران حتی در داخل افغانستان باشند. یعنی اگر بخواهید توازن قوا را به نفع خود به هم بزنید باید مهاجر ین را تقویت و زمینه رشد و فعالیتشان را فراهم کنید ، تا در این معادله همراه و همسوی شما باشد و با نقش‌آفرینی در فرهنگ، سیاست و اقتصاد کشور، سبب‌ساز مناسبات نیک‌تر شود، نه این که در عمل به دامان دشمنان مشترک انداخته شود.

۵. واقعیت این است که هیچ‌کس از این وضع نباید خرسند باشد. در سفر به زابل دیدم که خشکسالی چه بر سر سیستان آورده است.سیستان نگینی در جغرافیا، تاریخ و اسطوره‌های ماست و برای همه مردم دو کشور باید عزیز باشد. خیلی باید مراقب بود که هیاهوهای رسانه‌ای میان دو ملت فاصله نیندازد. به نظرم در این وضع موضوعی که بسیار مهم است، ابتدا پیشبرد جریان به شکل کارشناسی و معقول آن است و دیگری،تبیین درست موضوع در رسانه‌ها. باشد که بحران خشکسالی، کمترین عارضه‌اش را برای دو کشور بگذارد. باشد که هم برف و باران بر کوه‌های هندوکش و بابا ببارد و هم گل و گیاه از همه این سرزمین‌ها بروید، به ویژه از دل‌های دو ملت همزبان و همکیش.

خواص بادرنجبویه

به گزارش بهداشت نیوز، بادرنجبویه داروی مورد علاقه پزشک بزرگ ایرانی ابوعلی سینا است که برای تقویت قلب و انبساط روح تجویز می‌کرده است. این گیاه به اشکال مختلفی از قبیل اسانس، روغن، پماد، کمپرس و دم کرده استفاده می‌شود.

بادرنجبویه دارای طبیعت گرم و خشک است.

خواص بادرنجبویه

بادرنجبویه به‌عنوان آرام بخش اعصاب، ضد بیماری‌های قلب، معده و روده، مفرح و نشاط آور، خوشبوکننده دهان، ضد اسپاسم، ضد درد، ضد تشنج، رفع احساس صداهای مبهم در گوش اسانس بادرنجبویه در آرام کردن درد معده با منشا عصبی، احساس چنگ زدگی در معده، تپش قلب، سردردهای یکطرفه، سر گیجه، عصبانیت، بی‌خوابی، استفراع دوران بارداری و درد عصبی دندان موثر است.

برگ بادرنجبویه بهترین دارو برای کسی است که هنگام نگرانی و اظطراب دچار درد معده می‌شود.

دم کرده آن نیز برای بهبود تهوع، مراحل اول سرماخوردگی، خستگی عصبی و افسردگی مفید است.

کمپرس، پماد و روغن این گیاه جهت دفع حشرات و درمان زخم نیش آنها و رفع تنش عصبی از زمان این سینا تجویز شده است.

روغن بادرنجبویه برای از بین بردن افسردگی، نگرانی، بی‌قراری و سردردهای عصبی تجویز می‌شود.

از آنجا که روغن این گیاه عامل اصلی درمان گیاه است، توصیه شده است که از مصرف برگ خشک شده گیاه خودداری و از برگ تازه آن استفاده شود.

منبع: پژوهشکده گیاهان دارویی

ناگفته هایی از مرگ ناباورانه کیومرث پوراحمد / داریوش فرهنگ چه گفت؟

ناگفته هایی از مرگ ناباورانه کیومرث پوراحمد / داریوش فرهنگ چه گفت؟

ناگفته هایی از مرگ ناباورانه کیومرث پوراحمد / داریوش فرهنگ چه گفت؟

ایسنا نوشت: مراسم بزرگداشت کیومرث پوراحمد کارگردان فقید سینما در عصر بهاری اردیبهشت ماه در حالی به همت کانون کارگردانان سینمای ایران برگزار شد که هنرمندان حاضر در فقدان یکی از «حرفه ای ترین سینماگران» سخنرانی را مطرح کردند.

عصر ۱۰ اردیبهشت ماه تالار سیف الله داد خانه سینما میزبان سینماگرانی بود که همچنان از مرگ ناباورانه کیومرث پوراحمد صحبت می کردند.

در این مراسم نیکی کریمی، تهمینه میلانی، بهمن فرمان آرا، مرضیه برومند، رسول صدرعاملی، محمد مهدی عسگرپور، غلامرضا موسوی، هوشنگ گلمکانی، احمد امینی، عباس یاری، مهدی صباغ زاده، مهوش وقاری، حسن فتحی، سیروس الوند، محمدرضا عرب، مصطفی آل احمد، گیتی معینی، جهانگیر الماسی و... و. حضور داشتند.

برنامه با خوانش بخشی از کتاب «شب یلدا» که توسط عباسی یکی از دوستان پوراحمد خوانده شد، آغاز و سپس داریوش فرهنگ کارگردان و بازیگر سینما اجرای برنامه را برعهده گرفت.

داریوش فرهنگ در ابتدای سخنانش با اشاره به مرگ کیومرث پوراحمد گفت: یکی از دوستان ما ناخواسته از میان ما رفت. او می خندید، اهل معاشرت بود و اهل برخوردهای صمیمانه، درباره چنین آدمی می توان باور کرد که او اینگونه از میان ما برود!؟

او با اشاره به کارنامه کاری کیومرث پوراحمد ادامه داد: لابه لای تمام فیلم هایش شعف زندگی، امید و میل به زندگی را می دیدیم. اما نفهمیدم چرا اینگونه شد؟

داریوش فرهنگ با بیان اینکه "نمی شود همه مردم بالاخص هنرمندان سلیقه یکسان داشته باشند" تصریح کرد: به تعداد آدم ها و جمعیت فیلم سازی خودمان سلیقه و اندیشه و افکار نو هست.

او در بخشی از سخنانش با اشاره به بحران هایی که جامعه با آن مواجه است، تصریح کرد: گروهی هستند که با بودجه های بزرگ فیلم می سازند و خودی هستند و گروه دیگر غیر خودی ها هستند که راه به جای نمی برند. من نه خودی هستم و نه غیر خودی و تلاش کردم، بی خودی هم نباشم.
داریوش فرهنگ با اشاره به جمع حاضر گفت: خیلی از ماها فاصله طولانی بین آخرین فیلم مان تا الان هست، نمی دانم چه وضعیتی است که ما گرفتار شدیم.

داریوش فرهنگ با اشاره دوباره به مرگ کیومرث پوراحمد، گفت: چه کسی باور می کند که این مرد خوش و بذله گو اینگونه از میان برود!؟ اما به قول سهراب سپهری "تا شقایق هست زندگی باید کرد گاه با یک گل سرخ. "

در ادامه پیام تصویری محسن امیر یوسفی رییس کانون کارگردانان سینما که در سفر بود، پخش شد.

او ضمن تسلیت گویی به خانواده و جامعه هنری در بخشی از صحبت هایش گفت: این مصیب آنقدر دردناک و هولناک است که باور کردنی نیست چنین پایانی برای پوراحمد. او پُر از شور زندگی بود و ابایی از گله و اعتراض نداشت.

کارگردان «آشغالهای دوست داشتنی» تصریح کرد: چاره ای نداریم در شرایط فعلی امید داشته باشیم برای روزهای بهتر و ما فیلم سازان کنار هم باشیم.

محمدرضا عرب نایب رییس کانون کارگردانان سخنانش را با تسلیت به خانواده و جامعه سینمایی ایران آغاز کرد و ادامه داد: یکی از بهترین و زحمت کش ترین های سینمای ایران را از دست داده ایم. جز افسوس کاری نمی توانیم بکنیم. ان شالله برای پهلوان، زنده کاری کنیم.

او با اشاره به شرایط خاص خانواده پوراحمد و سینماگران اینگونه سخنانش را به پایان برد: باید خیلی مراقبت کنیم هم سوء تفاهم نشود و هم مطالباتی که خانه سینما از مجموعه کشور دارد، را ما به عنوان صنف با این تشکل، همراهی کنیم.

در ادامه بخش های از مستند «به خاطر کیومرث» ساخته سید مازیار هاشمی پخش شد.
سپس از مرضیه برومند به عنوان مدیرعامل خانه سینما دعوت شد که صحبت کند که او گفت: ترجیح می دهد، سخنرانی بعدیش در یک مراسم شادمانی باشد.

پس از پخش آنونس فیلم «تاتوره» که به همت فیلم خانه ملی ایران در اختیار کانون کارگردانان سینمای ایران قرار گرفته بود، تهمینه میلانی در ادامه دعوت شد که به روی صحنه بیاید.

او با اشاره به آشنایی چهل و چند ساله خود با پوراحمد گفت: او هنرمند اجتماعی، انسانی بود و خیر همه را می ساخت.

سپس آنونس «بی بی چل چله» پخش شد و داریوش فرهنگ با این پرسش که چند کارگردانان می توان نام برد که به وقت خودش و در زمان خودش فیلم خودشان را ساختند؟ و گفت: من به یاد علی حاتمی می افتم اما او هم زود رفت.

داریوش فرهنگ سپس یادآور شد: خواستم سناریو بنویسم، در صفحه دوم دیدم چقدر عقب هستم از نسل جوان و نوجوانان! من از آقای عسگرپور به عنوان سخنران بعدی برنامه می پرسم که ما کجا ایستاده ایم!؟

سپس محمد مهدی عسگرپور رییس هیات مدیره خانه سینما خطاب به داریوش فرهنگ گفت که سوال سختی کردید و ادامه داد: ما با یک اتفاق مواجه شدیم (نحوه مرگ کیومرث پوراحمد) که به نظر می آید تلخ ترین اتفاقی است که در چند دهه گذشته در سینما افتاده است و نقطه عطف از جهت فیلم نامه است، کما اینکه حاشیه های مختلفی وجود دارد، مثلا دلایل فوت روشن نیست و امیدواریم هر چه زودتر روشن بشود.

وی در عین حال گفت: سخت است، صحبت کردن درباره آثار کیومرث پوراحمد و در ادامه درباره مرگش به یک جمع بندی رسیدن، نمی توان به نقطه مشترکی رسید.

عسگرپور تصریح کرد: از بعضی موضوع ها باید بگذریم. دو نسل از مردم با آثارش زندگی کردند. باید به این نکته توجه کنیم که خیلی از مردم چشم امیدشان هنرمندان هستند به هرحال همه چی برای ناامیدی فراهم است اما باید به راههای دیگری فکر کرد.

مدیرعامل خانه هنرمندان ایران در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد:باید خودمان از خودمان مراقب کنیم و منتظر مراقبت دیگران نباشیم. بیرون از خانواده سینما، مجموعه سانسور، مقررات هست و کم هم نیست اما ما به عنوان سینماگران باید جدی تر گفتگو کنیم و مراقب هم باشیم. مراقبت فقط مالی نیست.

عسگرپور اظهار امیدواری کرد: چنین حادثه تلخی دیگر اتفاق نیفتد. چشم امید مردم در شرایط فعلی به هنرمندان است، بیشتر از یکدیگر مراقبت کنیم.

داریوش فرهنگ که اجرای برنامه را برعهده داشت با اشاره به نقل قولی از امیر نادری اینگونه سخنانش را ادامه داد: امیر نادری در سفری که با هم داشتیم، می گفت داریوش این حرفه بی رحم است. اول باور نمی کردم اما بعد سال ها کار در سینما متوجه حرفش شدم.

سپس احسان بیگلری کارگردان «برادرم خسرو» از دستیاران کیومرث پوراحمد به روی صحنه حاضر شد و گفت: آقای پوراحمد در مستندی که اینجا پخش شد، گفتند مدیون نادر ابراهیمی هستند و من هم باید بگویم که من هم مدیون کیومرث پوراحمد هستم. برای من خیلی سخت است، درباره استادم حرف بزنم. در بُهتم و هنوز عزاداری نکردم.

او یادآور شد: در ۲۳ سالگی از هر دری می زدم نمی توانستم به سینما راه پیدا کنم. یرای چند کارگردان، نقد آثارشان را نوشتم و هرجا گیرشان می آوردم. این نقدها را به آنها می دادم و شماره ام را می گذاشتم. در مقطعی در کارگاه های آقای کیارستمی بودم که آقای پوراحمد به من زنگ زد و گفت که نقدی برایم نوشتی و شماره ات اینجاست. گفت که تحمل فقر داری؟ از فردا سه روز میای دفتر، اگر بد بودی من نه ولی سینما با لگد بیرون ات می کند و اگر خوب بودی می مانی.

بعد از آن تماس از آقای کیارستمی اجازه گرفتم و ایشان هم گفت برو و به سراغ آقای پوراحمد رفتم که اوج همکاری مان در «اتوبوس شب» بود.

احسان بیگلری در بخش دیگری از سخنانش گفت: در این سالها تلاش می کردم که او برخی فیلم نامه ها را نسازد اما او یک روح بی قراری داشت که باید کار می کرد.

سپس صحبت های هوشنگ مرادی کرمانی به عنوان نویسنده «قصه های مجید» که سریال و فیلم آن را کیومرث پوراحمد ساخته بود، پخش شد.

او گفت: بعد از مرگ پوراحمد عده زیادی به من تسلیت گفتند و هر روز که برای پیاده روی می روم، دست کم ۵، ۶ نفر می پرسند که چرا کیومرث پوراحمد اینگونه از دنیا رفت.

هوشنگ مرادی کرمانی در بخش هایی از صحبت هایش گفت: ما (من و کیومرث پوراحمد) نیم گمشده ای داشتیم که هر دو در «قصه های مجید» پیداش می کردیم.

سپس داریوش فرهنگ یادآور شد: قرار بود من قصه های مجید را کار کنم و مادرم هم کرمانی بود اما بعدها به کیومرث گفتم که خوشحالم که این کاراکتر را در اصفهان بردی و برای خودت کردی.

ناگفته هایی از مرگ ناباورانه کیومرث پوراحمد / داریوش فرهنگ چه گفت؟

سیروس الوند کارگردان سینما سخنانش را با قطعه شعری از حافظ آغاز کرد و گفت: روزگار بدون کیومرث پوراحمد را داریم، سپری می کنیم. در حالیکه در درون مان هست و روزی نیست که به او و مرگش فکر نکنیم.
کارگردان «دست های آلوده» تصریح کرد: او حرفه ای سینما بود و رانت خوار نبود. رانت خواری اش بلیت مردم و مخاطبان تلویزیون بود.

سیروس الوند سخنانش را اینگونه به پایان برد که "مرگ پایان کار نیست و مرگ آغاز زندگی در فکر و ذهن دیگران است. "

سپس مهدی صباغ زاده که در فیلم «خواهران غریب» با او همکاری داشت در سخنانی ضمن تسلیت گویی ادامه داد: چندین سال آقای پوراحمد را ندیده بودم اما الان یک خبر خوش دارم. من دیشب خواب ایشان را دیدم. من خواب دیدم یک جمع بزرگی دور هم نشستیم و پوراحمد وسط ایستاده است. نزدیک شدم و او را بغل کردم، گفتم جات خوبه؟ گفت آره!


رسول صدرعاملی هم از درگذشت کیومرث پوراحمد ابراز تاسف کرد و گفت: متاسفم آخرین بار برای فوت برادر پوراحمد با هم در این سالن بودیم.
او با اشاره به نقل قولی از کیومرث پوراحمد که می گفت: «در نوجوانی آرزو داشتم که همه ایران مرا بشناسند و حالا دوست دارم دنیا مرا بشناسد»، ادامه داد: کیومرث عاشق ایران بود و با موسیقی ایرانی زندگی می کرد. خیلی امیدوار بود که شرایط خوب بشود.

او یادآور شد: زمان اکران خواهران غریب که خیلی خوب هم می فروخت، با هم برمی گشتیم و در ماشین سرش را روی صندلی گذاشت و گفت که خیلی خسته ام. فکر می کنم این خستگی در او سال ها ماند.

صدرعاملی سخنانش را اینگونه به پایان برد که اجازه ندهیم، جامعه سینمایی به خودی و اون طرفی و این طرفی تقسیم شود. قدر هم را بدانیم و در کنار هم باشیم.

با پخش تیزر فیلم سینمایی «نان و شعر»، داریوش فرهنگ از عباس یاری از مجله فیلم امروز دعوت کرد تا روی صحنه بیاید.

عباس یاری در سخنانی گفت: ما باید برای شادی ها اینجا بیایم اما متاسفانه فقط برای غم و اندوه اینجا جمع می شویم.
او با اشاره به جدیدترین شماره مجله «فیلم امروز» که ویژه کیومرث پوراحمد چاپ شده است، یادآور شد: ما شماره ای منتشر کردیم که در آن خیلی حرف ها زده شده است.
یاری همچنین خاطرنشان کرد: من پوراحمد را در لحظه های یه یاد می آوردم که چنان خنده ای می زد که همه می رفتیم، زیر میز و درعین حال از او لحظاتی را به یاد دارم که در یک عروسی، وقتی شنید صاحب پیتزا «پنتری» از دنیا رفته است، در تمام مدت عروسی به اتاقی رفت و گریه کرد.
او در پایان سخنانش گفت: عذرخواهی می کنم که با رفتنش عکس اش روی جلد ما آمد. امیدواریم از این پس از زنده ها قبل از مرگ شان روی جلد عکس بگذاریم.

داریوش فرهنگ در ادامه مراسم را با قطعه شعری از سعدی به پایان برد.

زنده‌یاد کیومرث پوراحمد چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ در ۷۴ سالگی درگذشت. (بر روی سنگ قبر ۱۵ فرودین ماه درج شده است اما ۱۶فرودین ماه خبر درگذشت در رسانه ها منتشر شده است.)

ناگفته هایی از مرگ ناباورانه کیومرث پوراحمد / داریوش فرهنگ چه گفت؟

«تیغ و ترمه»، «کفشهایم کو؟»، «۵۰ قدم آخر»، «اتوبوس شب»، «نوک برج»، «گل یخ»، «خواهران غریب»، «شب یلدا»، «بخاطر هانیه» و «بی‌بی چلچله» از فیلم‌های سینمایی این کارگردان هستند. او در تلویزیون هم سریال‌های ماندگار «قصه‌های مجید» و «سرنخ» را ساخته بود.

این فیلمساز متولد سال ۱۳۲۸ در نجف آباد استان اصفهان است که سال گذشته فیلم «پرونده باز است» را ساخت که در جشنواره فجر شرکت داشت.

حمیرا، خواننده پیش از انقلاب درگذشت؟!

حمیرا، خواننده پیش از انقلاب درگذشت؟!

خبرهایی از درگذشت حمیرا، خواننده زن پیش از انقلاب در فضای مجازی منتشر شده است.

به گزارش سلام نو به نقل از روزیاتو، چند ساعتی است که خبری مبنی بر درگذشت حمیرا، خواننده زن پیش از انقلاب ساکن آمریکا در شبکه های اجتماعی دست به دست می‌شود اما این خبر هنوز تایید یا تکذیب نشده است.

این در حالی است که پیش از این نیز بارها خبر درگذشت حمیرا در رسانه ها منتشر شده اما صحت نداشته است.

پروانه امیرافشاری که با نام هنری حمیرا شناخته می‌شود، در ۲۶ اسفند ۱۳۲۳ در شهر تهران به دنیا آمد. او از خانواده‌ای بانفوذ و سرشناس است که اصالتی آذری دارند، است. پدرش از زمین‌داران بزرگ آذربایجان و مالک ۱۵۰ قریه و روستا در منطقه شمال غرب ایران بود.

از همان دوران کودکی حمیرا، خانه آن‌ها شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامیِ آن زمان، مانند روح‌انگیز، بنان، ملوک ضرابی و بسیاری دیگر بود که همین انگیزه اولیه حمیرا برای روی آوردن به آواز شد. او به دور از چشم پدر و با تشویق همسرش که تازه از آلمان برگشته بود، با نام‌نویسی در آزمون صدا در شورای رادیوی آن زمان، باعث حیرت و تحسین اعضای شورا شد و پس از آن تحت آموزش علی تجویدی قرار گرفت.

گفته می‌شود که او نام حمیرا را بر خود گذاشت تا پدرش متوجه آوازخوانی او نشود و تا مدت‌ها کسی از هویت این خواننده زن خوش صدا باخبر نبود.

حمیرا در پاییز ۱۳۴۴ خورشیدی با خواندن اثر �صبرم عطا کن� به شهرت رسید. با پخش صدایش در رادیو پدر او را می شناسد و برای حفظ آبرو تمام صفحات موسیقی حمیرا را از بازار می‌خرد و در خانه انبار می‌کند و با تشر جدی حمیرا را از هرگونه فعالیت موسیقی منع می‌کند

تبلیغ

مدتی بعد اما با سفر اروپایی پدر ، دوبار حمیرا با حمایت مادرش آهنگی به نام �سرگردان� را می‌سازد که این‌بار با برگشت پدر او برای همیشه از خانواده طرد و از ارث محروم می‌شود.

ازدواج اول

حمیرا در سال ۱۳۴۲ وقتی ۱۹ ساله بود با فشار پدرش با پسر یکی از تجار بزرگ ایران که هم سن بودند ازدواج کرد. اما این زندگی زناشویی بعد از ۶ ساله با وجود داشتن یک دختر بنام هنگامه به طلاق ختم شد.

حمیرا در درباره جدایی از همسر اول خود گفت: �مادر شوهرم بی‌نهایت عاشق موسیقی بود و همیشه مرا تشویق می‌کرد، من همیشه از بس مادر شوهرم را دوست داشتم تحت کنترل او زندگی می‌کردم. بعد از مدتی که مادرشوهرم به اروپا سفر کرد زندگی زناشویی من هم با وجود داشتن یک فرزند به اختلاف کشید و سال ۱۳۴۸ از همسرم جدا شدم.

ازدواج دوم

حمیرا در سال ۱۳۴۹ وقتی ۲۴ ساله بود با پرویز یاحقی ۳۵ ساله موسیقیدان و آهنگساز برجسته ایرانی ازدواج کرد. این ازدواج نیز سال ۵۷ به جدایی ختم شد.

حمیرا در طول زندگی شش ساله خود با یاحقی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی منتشر کرد. اما بعد از طلاق ارتباط هنری حمیرا با پرویز یاحقی به‌طور کامل قطع شد.

ازدواج سوم و مهاجرت

اواخر سال ۱۳۵۷ وقتی ۳۴ ساله بود بخاطر دید منفی مردم آن دوره به زن بیوه مجبور به ازدواج با صاحب فروشگاه معروف کراوات مسعودنیا شد.

دو سال بعد از انقلاب به علت ممنوعیت کراوات، همسرش بیکار شد و حمیرا هم دیگر امکان فعالیت هنری را از دست داد تا اینکه به فکر مهاجرت افتاد. نهایتا حمیرا سال ۱۳۶۰ در ۳۷ سالگی به همراه دخترش یاسمن از مرز افغانستان از ایران خارج و سپس به پاکستان رفت و بعد به اسپانیا سفر کرد. او در نهایت مدتی در کاستاریکای آمریکای مرکزی بود و پس از آن در لس انجلس ساکن شد.

از تومور مغزی تا عمل قلب

حمیرا در سال ۱۳۷۸ زمانی که ۵۵ ساله بود به تومور مغزی دچار شد اما بطور معجزه آسایی از اتاق عمل سالم بیرون آمد. او مدتی بعد بخاطر ناراحتی قلبی عمل شد که آن هم با موفقیت همراه بود.

جدیدترین قیمت گوشی‌های سامسونگ در بازار+جدول

جدیدترین قیمت گوشی‌های سامسونگ در بازار+جدول

کدخبر: ۵۶۸۷۱۸ ۱۴۰۲/۰۲/۰۱ - ۰۰:۰۰

گلکسی S۲۳ Ultra یکی از گران‌ترین پرچمداران سامسونگ است که در آخرین روز فروردین امسال دست‌کم ۶۶ میلیون تومان قیمت دارد.

جدیدترین قیمت گوشی‌های سامسونگ در بازار+جدول

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فرارو، S۲۳ Ultra که جدیدترین پرچمدار سامسونگ است، دست‌کم ۶۶ میلیون فروخته می‌شود

گلکسی S۲۳ Ultra یکی از گران‌ترین پرچمداران سامسونگ است که در آخرین روز فروردین امسال دست‌کم ۶۶ میلیون تومان قیمت دارد. فروشنده‌های موبایل ارزان‌ترین نسخه گلکسی S۲۳ Ultra را با این قیمت می‌فروشند و بابت گلکسی S۲۳ Ultra نسخه ۵۱۲ گیگ هفت میلیون بیشتر دریافت می‌کنند. گلکسی S۲۲ Ultra هم که حدود یک سال و نیم پیش معرفی شد، الان نهایتا ۵۷ میلیون تومان فروخته می‌شود.

گلکسی S۲۱ FE را با ۲۵۶ گیگ فضای ذخیره‌سازی ۲۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می‌فروشند و درکمال تعجب، گلکسی A۵۴ که مدل جدید در بازار به‌حساب می‌آید، ۲۲ میلیون و ۵۵ هزار تومان قیمت خورده است. گلکسی A۷۳ را نهایتا ۱۹ میلیون تومان می‌فروشند و قیمت A۳۳ به ۱۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسیده است.

گلکسی A۰۳ Core هم که جزو ارزان‌ترین گوشی‌های هوشمند فعلی است، سه میلیون و ۸۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود و A۰۴ یکی از بهترین انتخاب‌ها با بودجه پنج میلیون محسوب می‌شود.

گلکسی A۱۳ را درحال حاضر به‌عنوان پرفروش‌ترین محصول سامسونگ در بازار می‌شناسیم که حالا نسخه جدید آن یعنی گلکسی A۱۴ هم به بازار معرفی شده است. فروشنده‌های موبایل می‌گویند، هر دو نسخه ۶۴ و ۱۲۸ گیگ گوشی گلکسی A۱۳ بین محبوب‌ترین مدل‌های فعلی بازار به‌حساب می‌آیند و کنار آن می‌توانیم به گلکسی A۳۲ اشاره کنیم که بعد تقریبا بعد سه سال از عرضه جهانی، هنوز در ایران طرفدار دارد.

گلگسی A۵۳ و A۷۳ توانستند به‌ترتیب جانشین‌های خوبی برای A۵۲ و A۷۳ باشند و بین محبوب‌ترین میان‌رده‌های بازار برای خودشان جایی دست‌وپا کنند. البته از گلکسی S۲۱ FE هم نباید غافل شویم. مدلی که به آن لقب قاتل پرچمدار را می‌دهند و خیلی‌ها به‌جای رفتن سراغ گوشی‌های پرچمدار سری S، با قیمت کمتری S۲۱ FE را می‌خرند.

گلکسی S۲۳ Ultra جدیدترین و بهترین پرچمدار فعلی سامسونگ است که با حسگر اصلی ۲۰۰ مگاپیکسل یکی از رقبای گوشی‌های گرانقیمت آیفون به‌حساب می‌آید. گلکسی S۲۲ Ultra نسخه قدیمی‌تر S۲۳ Ultra است و الان با قیمت کمتری فروخته می‌شود.

قیمت روز گوشی‌های پرفروش سامسونگ

مدل

قیمت

Galaxy A۱۳ ۶۴+۴

شش میلیون و ۷۰۰ هزار تومان

Galaxy A۱۴ ۶۴+۴

هفت میلیون و ۱۰۰ هزار تومان

Galaxy A۳۲ ۱۲۸+۶

۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان

Galaxy A۳۳ ۱۲۸+۶

۱۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان

Galaxy A۳۴ ۱۲۸+۸

۱۷ میلیون تومان

Galaxy A۰۳ Core ۳۲+۲

سه میلیون و ۸۰۰ هزار تومان

Galaxy A۵۳ ۵G ۲۵۶+۸

۱۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان

Galaxy A۵۴ ۵G ۲۵۶+۸

۲۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان

Galaxy A۲۳ ۱۲۸+۴

هشت میلیون و ۷۵۰ هزار تومان

Galaxy M۳۳ ۱۲۸+۶

۹ میلیون و ۵۸۰ هزار تومان

Galaxy A۰۴ ۶۴+۴

پنج میلیون تومان

Galaxy A۷۳ ۵G ۲۵۶+۸

۱۹ میلیون تومان

Galaxy S۲۲ Ultra ۵G ۵۱۲+۱۲

۵۷ میلیون تومان

Galaxy S۲۳ Ultra ۵G ۲۵۶+۱۲

۶۶ میلیون تومان

Galaxy S۲۳ Ultra ۵G ۵۱۲+۱۲

۷۳ میلیون تومان

Galaxy S۲۱ FE ۵G ۲۵۶+۸

۲۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان

Galaxy S۲۲ ۵G ۱۲۸+۸

۳۵ میلیون و ۳۰ هزار تومان