برجام به هیچ دردی نمی‌خورد اما امتیازاتش پابرجاست

برجام به هیچ دردی نمی‌خورد اما امتیازاتش پابرجاست

۲۷ شهریور ۱۴۰۲ - ۰۰:۱۴

کد خبر: 1245031

همزمان با اصرار اروپا بر گسترش عهدشکنی‌های برجامی، روزنامه هم‌میهن ادعا کرد: با وجود حفظ تحریم‌های موشک‌های بالستیک علیه ایران توسط اتحادیه اروپا، امتیازات برجام برای ایران پابرجاست(!)

برجام به هیچ دردی نمی‌خورد اما امتیازاتش پابرجاست

همزمان با اصرار اروپا بر گسترش عهدشکنی‌های برجامی، روزنامه هم‌میهن ادعا کرد: با وجود حفظ تحریم‌های موشک‌های بالستیک علیه ایران توسط اتحادیه اروپا، امتیازات برجام برای ایران پابرجاست(!)

این روزنامه نوشت: «هرچند مهم‌ترین و معروف‌ترین خواسته و هدف از قرارداد برجام، رفع تحریم‌های اقتصادی ایران بود که با خروج یک‌جانبه ترامپ از این قرارداد و عدم همراهی طرف‌های اروپایی در عمل نتوانست محقق شود و آمریکا با اعمال تحریم‌های یک‌جانبه توانست جهان را وادار به تبعیت از خود کند، اما ایران ضمن کاهش تعهدات و محدودیت‌های هسته‌ای خود توانسته از مزایای حقوقی، سیاسی، نظامی و امنیتی قرارداد برجام بهره‌مند شود و مهم‌ترین آن یعنی عادی شدن پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران ظرف دو سال دیگر و با پایان مهلت پانزده‌ساله پیش‌‌بینی‌شده در این قرارداد محقق خواهد شد. بنابراین ایران بدون درگیری و پرداخت هزینه زیادی از شرایط خطیر قرار گرفتن ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد خارج خواهد شد؛ شرایطی که در دوره احمدی‌نژاد و سیاست خارجی ماجراجویانه و بی‌مسئولیت او رقم خورد و ایران را با صدور شش قطعنامه شورای امنیت ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد به‌عنوان خطری برای صلح و امنیت جهانی قرار داد».

26 مهرماه امسال نیز پس از گذشت هشت سال از اجرایی شدن قرارداد برجام میان ایران و 1+5، تحریم‌های خرید و فروش تسلیحات غیرمتعارف ایران که براساس قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت وضع شده بود، لغو خواهد شد. این لغو بخشی از توافق ایران با اعضای 1+5 بود. بر همین اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، در تاریخ ۲۹ تیرماه ۱۳۹۴ تصویب شد و همراه با تصویب آن هر شش قطعنامه پیشین تحریمی را لغو کرد.

هم‌میهن می‌افزاید: «طی ماه‌های گذشته و با نزدیک شدن زمان لغو تحریم خرید و فروش سلاح‌های غیرمتعارف که به لغو تحریم‌های موشکی موسوم است، هم آمریکایی‌ها و هم اروپایی‌ها از تلاش خود برای عدم لغو این تحریم‌ها سخن گفته‌اند. جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بیانیه‌ای اعلام کرد که انگلیس، آلمان و فرانسه به اطلاع اتحادیه اروپا رسانده‌اند که خواستار حفظ تحریم‌های موشک‌های بالستیک علیه ایران هستند.

یکی از بندهای قطعنامه 2231 لغو تحریم‌های تسلیحاتی ایران در اکتبر سال 2023 است. پرونده هسته‌ای ایران و توافق برجام در یک سال گذشته تحت تاثیر تحولات داخلی ایران در پائیز سال گذشته و موضع و همکاری‌های نظامی ایران و روسیه در جنگ اوکراین قرار گرفته و موجب شده تا اصل توافقنامه برجام به حاشیه برود و طرف آمریکایی و اروپایی اعلام کرد که بازگشت به توافقنامه برجام اگر غیرممکن نباشد، بسیار سخت شده است اما با این حال تحریم‌های موشکی ایران در پائیز 2023 یعنی کمتر از یک ماه آینده لغو خواهد شد و از آن مهم‌تر تحریم‌های سیاسی است زیرا در سال 2025 موعد برجام تمام می‌شود و عملاً پرونده هسته‌ای ایران به پرونده عادی تبدیل می‌شود... بسیاری از تحریم‌ها از جمله تحریم‌های شورای امنیت حل شده است و با یک گام دیگر تا دو سال آینده به پایان امنیت‌‌سازی پرونده ایران خواهد رسید و روند برنامه هسته‌ای ایران عادی‌‌سازی می‌شود. این مهم از دستاوردهای توافقنامه برجام است که با وجود بدعهدی کشورهای غربی و با وجود اینکه ایران یک‌سال بعد به تعهدات خود عمل کرد، نتوانست از مزایای اقتصادی آن بهره‌مند شود. با این حال دستاوردهای سیاسی برجام پابرجاست و نمی‌توان امتیازات جدی برجام را نادیده گرفت و این مواضع دولت‌های غربی که نه حاضرند مرگ برجام را اعلام کنند و نه حاضرند توافقنامه برای لغو تحریم‌های تسلیحاتی را اعلام کنند، نوعی پیروزی سیاسی برای ایران محسوب می‌شود.»

درباره این تحلیل غلط‌انداز شایان ذکر است:

1- مسئله ایران در توافق براساس وعده‌های دولت برجام، لغو تحریم‌های اقتصادی بود و نه پیروزی اخلاقی و سیاسی و یا حتی لغو تحریم‌های تسلیحاتی. امروز هم کشورمان در گسترش توانمندی‌های پیشرفته نظامی از جمله پهپادی و موشکی به جایی رسیده که کشورهای بسیاری از شرق آسیا تا آفریقا و آمریکای لاتین و حتی برخی کشورهای اروپایی خواستار خرید این تسلیحات پیشرفته از کشورمان هستند و بنابراین ادعای تحریم تسلیحاتی ایران، ادعای مضحکی است. با این حال موضع اروپا درباره عدم اجرای تعهدش در این زمینه، بار دیگر بی‌صفتی دولت‌هایی را نشان می‌دهد که همزمان و به‌طور پنهان التماس می‌کنند ایران پهپاد و موشک در اختیار روسیه قرار ندهد. در مقابل اگر قرار باشد طرف اروپایی در سررسید تعهد لغو تحریم تسلیحاتی ایران به مسئولیت خود عمل نکند، طبیعتا خویشتنداری ایران در زمینه نحوه معاملات تسلیحاتی با روسیه و کشورهای دیگر، وارد فاز دیگری خواهد شد که می‌تواند اشک دولت‌های بدعهد اروپایی را درآورد.

2- در موضوع بی‌چشم و رویی اروپایی‌ها همین بس که آقای ظریف با وجود خوش‌بینی بلاوجه به آنها، چندین‌بار به اعتراض گفت:

- پس از ۲۰ ماه نمی‌توانیم حتی یک حساب بانکی در لندن باز کنیم.

- تسلیم اروپا در مقابل آمریکا تأیید شد. تروئیکای اروپا بقایای برجام را به آمریکا فروخت.

- اروپایی‌‌ها در برجام کمتر از یک درصد تعهدات خود را انجام داده‌‌‌اند. درواقع، بیش از 100 درصد در بیانیه‌های عمومی و کمتر از یک درصد در پایبندی واقعی به تعهدات‌شان عمل کردند.

- اروپا در برجام، شرافت خود را مفت فروخت.

- اگر می‌خواهید شرافت خود را بفروشید، بفرمائید. اما ظاهری اخلاقی- قانونی به خود نگیرید. شما آن را ندارید.

3- قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت با برجام لغو نشد بلکه در قطعنامه 2231 یک‌جا تجمیع شد و به مثابه ماشه کشیده شده و شمشیر داموکلس بالای سر ایران گذاشته شد تا در مقابل انواع عهدشکنی‌های طرف غربی نتواند هیچ اقدام متقابلی انجام دهد و بدین ترتیب به مدت شش سال از فرصت‌های کشور در مسیر آرزواندیش و التماس و مذاکرات فرسایشی تلف شد.

4- در حالی که اروپا اصرار دارد تعهدات ضدتحریمی و لغو تحریم تسلیحاتی را انجام دهد، نویسنده هم‌میهن وعده می‌دهد که تا دو سال دیگر هم قرار است تحریم‌ها ملغی شود(!) و این در حالی است که تحریم‌ها با اراده دولت و ملت ایران در حال بی‌اثر شدن است وگرنه آمریکایی‌ها 800 تحریم پیش از برجام را به بیش از دو هزار تحریم رسانده‌اند و اراده‌ای هم برای کنار گذاشتن این حربه ندارند.

5- اصرار برای فاکتور کردن برجام به‌عنوان دستاورد در حالی است که روند معطلی و تعلیق و انتظار هشت‌ساله برجام، فرصت‌های دیپلماسی اقتصادی متنوع، و به فعلیت‌رسانی انبوه ظرفیت‌های داخلی رونق اقتصادی را از ملت ایران گرفت و فاجعه ده‌ها برابر بزرگ‌تر از سیل و زلزله یا تحریم‌های ظالمانه دشمن بود./

سرنوشت قره‌باغ چه می‌شود؟

سرنوشت قره‌باغ چه می‌شود؟

یک تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: انکارشدنی نیست که قره‌باغ از نظر قومی در اختیار ارمنستان است و از نظر سرزمینی بخشی از خاک آذربایجان.

سرنوشت قره‌باغ چه می‌شود؟

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

گروه سیاست نامه‌نیوز: باز هم مناقشه میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر منطقه قره‌باغ بالا گرفته است. اما راه حل چیست و این مناقشه که حالا ادامه‌دار هم شده است، به چه سمتی می‌رود؟

پیرمحمد ملازهی، تحلیلگر مسائل سیاسی، درباره این موضوع به «نامه‌نیوز» گفت: «بازیگران زیادی در حوزه منطقه و جهان در مناقشه ارمنستان و آذربایجان دست دارند اما در این بین ترکیه از همه تعیین‌کننده‌تر است. ترکیه می‌خواهد از راه زمینی به آذربایجان متصل شود و از آن طریق به آسیای مرکزی برسد تا اردوغان نگاه پان‌ترکیستی‌اش را گسترش دهد و به نوعی بر همه ترک‌های منطقه نفوذ خودش را داشته باشد. از این سو ایران نمی‌خواهد راه ارتباطی‌اش به اروپا که اکنون از طریق ارمنستان است، قطع شود زیرا اگر قره‌باغ در اختیار آذربایجان قرار بگیرد، عملا ارتباط زمینی ایران با اروپا هم قطع می‌شود. کشورها و رژیم‌هایی که با ایران مشکل دارند از جمله اسرائیل سعی می‌کنند راه ارتباطی ایران با اتحادیه اروپا قطع شود و خب طبیعی است که ایران با این موضوع مخالف باشد».

او ادامه داد: «ایران به نوعی سمت ارمنستان ایستاد؛ در حالی که می‌توانست مانند روسیه عمل کند و امروز میانجی دو کشور باشد. به نظرم ایران قدری در این موضوع راه ل موقتی و تاکتیکی را در پیش گرفت اما می‌توانست راه حلی استراتژیک را منظور کند».

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «گرایش‌هایی در جمهوری آذربایجان وجود دارد که آذربایجان را یک‌پارچه می‌دانند و به مناطق آذربایجان ایران می‌گویند آذربایجان جنوبی. البته که این رویکرد در ایران مخاطبی ندارد و کسی خواهان جدایی مناطق آذری‌نشین از ایران نیست. تصمیم‌سازان اما می‌توانستند سیاست‌های جذب‌کننده برای اقوام در بگیرند. البته که همین حالا هم گرایش‌های جدایی‌طلبانه در میان مردم وجود ندارد اما این موضوع نافی سیاست‌های بعضا نادرست تصمیم‌سازان در مواجهه با اقوام نیست. اردوغان می‌خواهد از شرایط نامساعد اقوام در کشورهای مختلف بهره خودش را ببرد و ما نباید این اجازه را بدهیم و جلوگیری از این موضوع هم با تقویت سطح زندگی اقوام ایرانی است».

ملازهی در پایان گفت: «این موضوع انکارشدنی نیست که قره‌باغ از نظر قومی در اختیار ارمنستان است و از نظر سرزمینی بخشی از خاک آذربایجان. در واقع اغلب جمعیت قره‌باغ را ارمنی‌ها تشکیل می‌دهند اما آذربایجان هم ادعای مالکیت تاریخی بر این سرزمین دارد. در این شرایط بعضا از سوی سازمان ملل رفراندوم برگزار می‌شود اما به نظر می‌رسد شرایط به سمت برگزاری رفراندوم نمی‌رود و شاید شرایطی پیش آید که این سرزمین به صورت خودمختاری و در چارچوب سرزمینی آذربایجان اداره شود؛ شرایطی تقریبا آنچه درباره اقلیم کردستان عراق رخ داد. البته اقلیم وضعیت خاص خود را دارد و با حکومت عراق توافق‌هایی شده است که مسیر بی‌تنش ادامه یابد».

پیشنهاد ویژه به رضاخان /از این پس همه باید کشور ما را بنام ایران بشناسند

پیشنهاد ویژه به رضاخان /از این پس همه باید کشور ما را بنام ایران بشناسند

پیشنهاد ویژه به رضاخان /از این پس همه باید کشور ما را بنام ایران بشناسند

عصر ایران در مطلبی نوشت: اول بار سعید نفیسی بود که به رضاشاه پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد و او هم پذیرفت

در ادامه این مطلب آمده است :

رییس جمهوری هند (‌خانم دروپادی مورمو) در کارت دعوت سران اجلاس گروه ۲۰ به ضیافت شام به جای عبارت همیشگی و آشنای رییس جمهوری هند از عبارت تازۀ «رییس جمهوری بهارات» استفاده کرده و موجب غافل‌گیری و توجه بسیار در داخل و خارج هند و خشم احزاب مخالف شده است.

رییس جمهوری در هند البته مقامی تشریفاتی است و اگر نخست‌وزیر (‌نارندرا مودی) و حزب حاکم (‌بهاراتیا جاناتا) همراهی نمی‌کرد شاید اهمیت چندانی نمی‌داشت و به واقعیت نزدیک نمی‌شد اما حزب حاکم (‌بی‌جی‌پی) و نخست‌وزیر و دولت هم در پی تغییر نام رسمی به بهارات‌اند چون به باور آنان هم هویت‌شان را بیشتر بازمی‌تاباند (‌چون یک کلمه سانسکریت باستانی است فاقد هرگونه یادآوری دوران استعمار بریتانیا) و هم با سیمای جدید و هدف گذاری ۲۰۴۷ و آنچه عصر طلایی یا امریت‌کال می‌نامند بیشتر سازگار است اگرچه نوعی نفی دیگران هم در آن مستتر است.

در واقع می‌خواهند به جهان بگویند با یک هند جدید طرف هستید. پس تصویرتان را تغییر دهید و البته سیمای جدید هند و روند پیشرفت آن ادعایی گزافه نیست. این اتفاق تا همین جا هم جامعه هند را دوپاره کرده چندان که بازیگر مشهور و محبوب - آمیتا باچان- نیز تلویحا حمایت کرده و بهاراتی شده و از فحوای نگاه غیر سیاسیون موافق برمی‌آید که بهارات با بهره ا پریروز تاریخ به افق فردا نظر دارد.

پیشنهاد ویژه به رضاخان /از این پس همه باید کشور ما را بنام ایران بشناسند

به این بهانه اما دو نکته قابل یادآوری است. اول این‌که اگر هم این اتفاق رخ دهد چه بسا در ایران نیاز به همراهی نباشد چون ما خود ملتی قدیم هستیم و نام برخی کشورها را چنان نمی‌خوانیم که خودشان می‌گویند! مانند لهستان یا مجارستان که ما می گوییم و خودشان نه! یا نام شهرهای پکن و لاهه. (‌درباره لهستان اگر بر اساس قوم و به سبک انگلستان باشد باید می‌گفتیم لخستان چنان که نام رهبر اعتراضات هم لخ والسا بود نه له والسا!)

با مزه‌تر از همه تلفظ نام «دهلی» پایتخت همین هند است که در واقع «دلهی» است و در دوران رواج زبان شیرین فارسی در شبه قاره هند براساس واژه «دل» و به معنی «دلی» با تلفظ دلهی ساخته شد ولی خودمان می‌گوییم دهلی!

نکته دوم هم این یادآوری است که ایران را قرن‌ها با عنوان پرشیا یا پارسه یا پرسه می‌شناختند ( با نماد پرسه پولیس) و در عصر رضاشاه به اعتبار ۱۷۰۰ بار ذکر نام ایران در شاهنامه فردوسی به ایران تغییر و رسمیت یافت. البته پادشاهان قاجار همه به عنوان پادشاه «ممالک محروسه ایران» شناخته می‌شد ولی در خارج با عنوان پرشیا یاد می‌کردند. (در اسناد قاجار البته عبارت دولت ایران را در گزارش‌ها یا اشاره به ایرانیان یا اهالی ایران را خصوصا در نوشته‌های امیرکبیر می‌بینیم).

تغییر رسمی به ایران با دو واکنش منفی هم رو به روشد. اول این که مگر قبلا ایران نبودیم که حالا تازه ایران شویم؟! دوم این که شکل نوشتاری تلفظ IRAN و IRAQ بسیار به شبیه است و تنها در حرف آخر کلمه ۴ حرفی یکی حرف N است و دیگری Qو همین موجب اشتباه گرفتن می شود و بعد از آن البته بسیار هم شد.

به هر رو روز ۶ دی ۱۳۱۳ خورشیدی دولت ایران طی اعلامیه‌ای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژه های پرشیا، پرس و پرسه به جای واژه ایران استفاده نکنند.

اول بار سعید نفیسی بود که به رضاشاه پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد و او هم پذیرفت و در راستای باستان گرایی و تجدید عظمت ایران کهن دید. حلقه پیرامون رضاشاه شماری از برجسته ترین نخبگان ایرانی بودند که البته به مرور آنها را تاراند. هر چند سعید نفیسی از تیمورتاش و علی اکبر داور بخت‌یارتر بود و صبغه فرهنگی مستقل و فراتر از مناسبات سیاسی هم داشت.

استاد فقید به همین مناسبت ۴ روز بعد و در ۱۰ دی ۱۳۱۳ خورشیدی مقاله‌ای در روزنامه اطلاعات نوشت با عنوان: «از این پس همه باید کشور ما را بنام ایران بشناسند».

(هر چند درباره این اقدام دیدگاه مخالف و موافق وجود دارد و برخی در راستای تمرکز گرایی و حل و هضم و حتی هدم فرهنگ های محلی می‌دانند اما مطالعه این مقاله را از حیث نثر شیرین و رسای پارسی و چیرگی نویسنده بر مباحث مطروحه به برخی از کار به دستان امروز هم توصیه می‌کنیم تا ببینند ۸۰ سال پیش چگونه می گفتند و می‌نوشتند).

پیشنهاد ویژه به رضاخان /از این پس همه باید کشور ما را بنام ایران بشناسند

مشروح مقاله از این قرار است:

کسانی که روزنامه های هفته گذشته را خوانده اند شاید خبر بسیار مهمی را که انتشار یافته بود با کمال سادگی برگزار کرده باشند، خبر این بود که دولت ما به تمام دُوَل بیگانه اخطار کرده است: از این پس در زبان های اروپایی نام مملکت ما را باید «ایران» بنویسند.

در میان اروپائیان این کلمه ایران تنها اصطلاح جغرافیایی شده بود و در کتاب های جغرافیا دشت وسیعی را که شامل ایران و افغانستان و بلوچستان امروز باشد فلات ایران می‌نامیدند و مملکت ما را به زبان فرانسه «پرس» و به انگلیسی «پرشیا» و به آلمانی «پرزین» و به ایتالیایی «پرسیا» و به روسی «پرسی» می‌گفتند و در سایر زبان‌های اروپایی کلماتی نظیر این چهار کلمه معمول بود.

سبب این بود که هنگامی که دولت هخامنشی را در سال ۵۵۰ پیش از میلاد یعنی در ۲۴۸۴ سال پیش کورش بزرگ پادشاه هخامنش تشکیل داد و تمام جهان متمدن را در زیر رایت خود گرد آورد چون پدران وی پیش از آن پادشاهان دیاری بودند که آن را «پارسا» یا «پارسوا» می گفتند و شامل فارس و خوزستان امروز بود مورخین یونانی کشور هخامنشیان را نیز بنابر همان سابقه که پادشاهان پارسی بوده‌اند «پرسیس» خواندند و سپس این کلمه از راه زبان لاتین در زبان های اروپایی به «پرسی» یا «پرسیا» و اشکال مختلف آن در آمد و صفتی که از آن مشتق شد در فرانسه «پرسان» و در انگلیسی «پرشین» و در آلمان «پرزیش» و در ایتالیایی «پرسیانا» و در روسی «پرسیدسکی» شد و در زبان فرانسه «پرس» را برای ایران قدیم پیش از اسلام (مربوط به دوره هخامنشی و ساسانی) و «پرسان» را برای ایران بعد از اسلام معمول کردند.


تنها در میان علما و مخصوصا مستشرقین معمول شده کلمه ایران را برای تمام علوم و تمدن های قدیم و جدید مملکت‌ها و نژادها به کار بردند و از آن در فرانسه «ایرانین» و در انگلیسی «ایرانیان» و در آلمانی «ایرانیش» صفت اشتقاق کردند و این کلمه را شامل تمام تمدن های ایران جغرافیائی امروز و افغانستان و بلوچستان و ترکستان (تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان امروز) و قفقاز و کردستان و ارمنستان و گرجستان و شمال غربی هندوستان دانستند و به عبارت آخری یک نام عام برای تمام ممالک ایرانی نشین و یک نام خاص برای کشوری که سرحدات آن در نتیجه تجاوزهای دول بیگانه از شمال و مشرق و مغرب در نیمه اول قرن نوزدهم میلادی تعیین شده بود وضع کردند.

پیشنهاد ویژه به رضاخان /از این پس همه باید کشور ما را بنام ایران بشناسند


اما کلمه ایرانی یکی از قدیم‌ترین الفاظی است که نژاد آریا با خود به دایره تمدن آورده است. این شعبه از نژاد سفید که سازندۀ تمدن بشری بوده و علمای اروپا آن را به اسم هند و اروپایی و یا نژاد هندو و ژرمنی و یا هند و ایرانی و یا هند و آریائی خوانده‌اند از نخستین روزی که در جهان نامی از خود گذاشته است خود را به اسم آریا نامیده و این کلمه در زبان‌های اروپائی «آرین» به حال صفتی یعنی منسوب به آریا و آری متداول شده است.


این نژاد از یک سو از سواحل رود سند و از سوی دیگر تا سواحل دریای مغرب را فرا گرفته یعنی تمام ساکنین مغرب و شمال غربی هندوستان و افغانستان و ترکستان و ایران و قسمتی از بین النهرین و قفقاز و روسیه و تمام اروپا و آسیای صغیر و فلسطین و سوریه و تمام آمریکای شمالی و جنوبی را به مرور زمان قلمرو خود ساخته است تمام زبان های ملل مختلف آن با یکدیگر روابط و مناسبات گوناگون دارد. تمام مظاهر فکر و تمدن آن با یکدیگر مربوط است.

داستان ها و معتقدات آن همواره با یکدیگر پیوستگی داشته و همواره کره زمین مظهر خیر و شر آن بوده است. در اوستا که قدیم ترین آثار کتبی این نژادست ناحیه ای که نخستین مهد زندگی و نخستین مسکن این نژاد بوده است به اسم «ایران وئجه» نامیده شده یعنی سرزمین آریا ها و نیز در اوستا کلمه «ابریا» برای همین نژاد ذکر شده است . همواره پدران ما به آرائی بودن می بالیده اند چنانکه داریوش بزرگ در کتیبه نقش رستم خود را پارسی پسر پارسی و آرائی (هریا) از تخمه آریائی می شمارد و بدان فخر می کند.


در زمانی که سلسله هخامنشی تمام ایران را در زیر رایت خود در آورده معلوم نیست که مجموعه این ممالک را چه می نامیده اند زیرا که در کتیبه های هخامنشی تنها نام ایالات و نواحی مختلف قلمرو هخامنشی برده شده و نام مجموع این ممالک را ذکر نکرده اند. قطعا می بایست در همان زمان هم نام مجموع این ممالک لفظی مشتق از آرای باشد زیرا که تمام ساکنین این نواحی خود را آریائی می نامیده اند و لفظ آریا در اسامی نجبای این ممالک بسیار دیده شده است. قدیمی ترین سند کتبی که در جهان موجود است و ضبط قدیم کلمه ایران در آن می توان یافت گفته آرا نوستن جغرافیادان معروف یونانی است که در قرن سوم پیش از میلاد می زیسته و کتاب وی از میان رفته ولی استرابون جغرافیادان مشهور یونانی از آن نقل کرده و وی آن را «آریانا» ضبط کرده. از این قرار لااقل در دو هزار و دویست سال پیش این کلمه معمول بوده است.

بنابراین قدیمی ترین نام مملکت ما همین کلمه ایران بوده یعنی نخست نام ایریا که نام نژاد بوده است نام مملکت را آبریان ساخته اند و سپس به مرور زمان ابریان، آیران شده و در زمان ساسانیان ایران، ایران (به کسر اول و سکون دوم) بدل شده است و در ضمن اران (به کسر اول) نیز می گفته اند. چنان که پادشاهان ساسانی در سکه و کتیبه ها نام خود را پادشاه ایران و اران می نوشته اند و از زمان شاپور اول ساسانی در سکه ها لفظ انیران هم دیده می شود زیار که الف مفتوح در زبان پهلوی علامت نفی و تجزیه بود و انیران یعنی بجز ایران و خارج از ایران و مراد از آن ممالک دیگر بوده است که ساسانیان گرفته بودند.

در همین دوره ساسانی لفظ ایرانشهر یعنی شهر ایران (دیار و کشور ایران) نیز معمول بوده است و عراق را که در میان مملکت بدین اسم برده به اسم «دل ایرانشهر» می نامیدند. کلمه ایرانشهر را فردوسی و شعرای دیگر قرن پنجم و ششم ایران نیز به کار برده اند. پس مراد از ایرانشهر تمام مملکت ساسانیان بوده است چنان که تا زمان حمدالله مستوفی قزوینی مولف نزهت القلوب که در اواسط قرن هشتم هجری بوده یعنی تا چهارصد سال پیش همین نکته رواج داشته است و وی حدود ایران را چنین معلوم می کند: از مشرق رود سند و کابل و ماوراءالنهر و خوارزم، از مغرب اران (ماوراء قفقاز) تا قلمرو روم و سوریه از شمال ارمنستان و روسیه و دشت قپچاق و دربند و از جنوب صحرای نجد بر سر راه مکه و خلیج فارس.

اما کلمه ایران که اینک در میان ما و اروپائیان معمول است و لفظ جدید همان کلمه ای است که در زمان ساسانیان معمول بوده در دوره بعد از اسلام همواره متداول بوده است و فردوسی ایران و ایرانشهر و ایران زمین را همواره استعمال کرده و حتی شعرای غزنوی نیز ایرانشهر و ایران را در اشعار خود آورده و پادشاهان این سلسله را خسروان این دیار دانسته اند.

پس از این که اروپائیان مملکت ما را در عرف زبان خود پرس یا نظایر آن می‌نامیدند و این عادت مورخین یونانی و رومی را رها نمی‌کردند چه از نظر علمی و چه از نظر اصطلاحی به هیچ وجه منطق نداشت زیرا که هرگز اسم این مملکت در هیچ زمان پراس یا کلمه‌ای نظیر آن نبوده و همواره پارس یا پرس نام یکی از ایالات آن بوده است که ما اینک فارس تلفظ می‌کنیم.

حق همین بود که ما از تمام دول اروپا خواستار شویم که این اصطلاح غلط را ترک کنند و مملکت ما را همچنان که ما خود همواره نامیده‌ایم ایران و منسوب آن را ایرانی بنامند. شکر خدای را که این اقدام مهم در این دوران فرخنده به عمل آمد و این دیاری که نخستین وطن نژاد آرای بوده است به همان نام تاریخی و باستانی خود خوانده خواهد شد.

اینک در پایان این کار مهمی که به صرفه تاریخ ایران صورت گرفته است جای آن دارد که ما نیز در میان اصطلاح باستانی زمانی ساسانی و ادبای ایران را زده کنیم و مملکت ایران را هم پس از این ایرانشهر بنویسم و بگوییم زیرا گذشته از آن که یادگار حشمت و شکوه ساسانیان را زنده کرده ایم و دیار اردشیر بابکان و انوشیروان را به همان نامی که ایشان خود می خوانده‌اند نامیده‌ایم که کلمه بسیط را به جای دو لفظ مرکب به کار برده‌ایم و امیدوارم که این پیشنهاد در همان پیشگاهی که پاسبان تمام بزرگی‌های گذشته و آینده ایران است پسندیده و پذیرفته آید.

جهان در سال ۲۱۰۰ چه شکلی خواهد بود؟

جهان در سال ۲۱۰۰ چه شکلی خواهد بود؟

۱۴۰۲/۰۶/۰۵ ۰۳:۰۰:۰۰ اقتصاد

جهان در سال ۲۱۰۰ چه شکلی خواهد بود؟

انتظار می‌رود که تا پایان این قرن شاهد تغییراتی جدی باشیم که همه‌ آن‌ها خوب نخواهند بود و تا قرن بیست و دوم بشریت از آستانه‌ تغییرات آب و هوایی عبور خواهد کرد.

قرن بیست و یکم ممکن است خوشایندترین قرن در تاریخ بشر باشد. شاید کمی دراماتیک به نظر برسد، اما احتمالا اغراق‌آمیز نیست. میان تهدیدات تغییرات آب و هوایی، بیماری‌های همه‌گیر و چالش‌های ناشی از شتاب گرفتن فناوری، سرنوشت بشریت مشخص خواهد شد.

در اصل کاری که ما اکنون و تا پایان این قرن انجام می‌دهیم، احتمالا سرنوشت حیات روی زمین را تعیین خواهد کرد. به همین دلیل، پیش‌بینی آینده هرگز تا این اندازه مهم نبوده است.

مشاغل ما به چه سمتی می‌رود؟

تسریع تغییرات فناورانه به طور قابل توجهی بر نحوه‌ی کار افراد تاثیر می‌گذارد. اگرچه که پیش‌بینی چگونگی تاثیر تغییر ماهیت تولید، ارتباطات و امور مالی بر افراد از نظر حرفه‌ای دشوار است، چند تحول، بسیار محتمل در نظر گرفته می‌شوند.

فناوری‌های جدید منجر به ظهور مشاغل جدید می‌شود در حالی که سایر مشاغل منسوخ می‌شوند. با توجه به تاثیر بالقوه‌ی تغییرات آب و هوایی، نیاز به خانه و تغذیه افراد بیشتر با منابع کمتر، رشد هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی و سایر فناوری‌های نوظهور، انتظار فرآیند‌های جالبی را داریم که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

  • اکثر افراد کار آزاد خواهند داشت
  • اقتصاد‌ها غیرمتمرکز و توزیع خواهند شد
  • تمامی تراکنش‌ها دیجیتالی خواهد بود
  • ممکن است پول اصلا وجود نداشته باشد
  • تمام کار‌ها و خدمات به صورت خودکار انجام می‌شود
  • هوش مصنوعی در تمامی سطوح تولید ادغام می‌شود
  • بهره‌وری ۱۰۰ درصدی امکان پذیر می‌شود

در مورد انواع جدیدی از مشاغلی که در دسترس خواهند بود می‌توان به حوزه‌هایی همچون مهندسی زیست محیطی، فضای تجاری، هوش مصنوعی، زیست‌فناوری، واقعیت شبیه‌سازی شده و رباتیک اشاره کرد.

براساس این روند‌های در حال ظهور، محبوب‌ترین مشاغل تا سال ۲۱۰۰ می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

مهندس محیط زیست: با آشکارتر شدن اثرات تغییر آب و هوایی، نیاز به متخصصانی وجود دارد که بتوانند استراتژی‌های نوآورانه‌ای را برای احیای زیست‌کرده و کاهش تاثیر انسان بر محیط طبیعی ایجاد و اجرا کنند.

متخصص آب و هوا: از آنجایی که آب و هوای جهانی همچنان در حال تغییر است، نیاز به افرادی وجود خواهد داشت که بتوانند این تغییرات را رصد کرده و جوامع و مناطق را در مورد اقدامات لازم راهنمایی کنند.

متخصص واقعیت افزوده: با ترویج روزافزون و مقرون به صرفه فناوری‌های واقعیت افزوده، متخصصانی که می‌توانند به مصرف‌کنندگان مشاوره داده و به آن‌ها در یافتن افزوده‌های مناسب کمک کنند، مورد نیاز خواهند بود.

متخصص مغز و اعصاب: توسعه ایمپلنت‌های مغزی که می‌توانند همه چیز را از آسیب‌های مغزی گرفته تا آسیب‌های فیزیولوژیکی برطرف کنند، منجر به ایجاد نوع جدیدی از پزشکان به نام «عصب‌پزشک» می‌شود. این متخصصان وظیفه نصب ایمپلنت، تنظیم پروتز‌های عصبی بیماران را بر عهده خواهند داشت.

پزشکان، وکلا و راهنما‌های فضایی: تا سال ۲۱۰۰، گردشگری فضایی همه‌گیر خواهد شد و نه فقط برای میلیونر‌ها و میلیاردر‌های جامعه بلکه برای همه در دسترس خواهد بود. به لطف هواپیما‌های فضایی، وسایل نقلیه هوافضای مافوق صوت و ایجاد یک آسانسور فضایی، دسترسی به فضا به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت.

نیاز به افرادی که با سفر‌های فضایی آشنا هستند و فشار فیزیکی و روانی را درک می‌کنند نیز به طور چشمگیری افزایش می‌یابد. به همین ترتیب، کارشناسان آموزش دیده و دارای مدرک برای برخورد با مشکلات پزشکی و امور حقوقی در فضا نیز مورد نیاز خواهند بود.

کنترل کننده‌ی ترافیک فضایی: پرواز‌های فضایی منظم به مدار و از مدار به زمین در حال حاضر باعث ایجاد مشکلات جدی برای مقامات کنترل ترافیک هوایی (AFC) می‌شود. در حالی که بسیاری از این کار‌ها توسط هوش مصنوعی انجام می‌شود، تحلیلگران انسانی برای اطمینان از نظارت و جلوگیری از هرگونه اشکال در سیستم مورد نیاز خواهند بود.

علاوه بر این، انتظار می‌رود که ترافیک در مدار پایین زمین (LEO) به دلیل تجاری‌سازی به طور تصاعدی رشد کند و حفظ خطوط و مراقبت از زباله‌های فضایی، به کمک کنترل‌کننده‌های ترافیک فضایی (SFCs) نیاز خواهد داشت.

شخصی‌ساز ربات و هوش مصنوعی: در حالی که هوش مصنوعی و ربات‌های خانگی تا پایان قرن همه جا حضور خواهند داشت، نیاز به افرادی وجود دارد که بتوانند برنامه‌های آن‌ها را به خوبی تنظیم کرده و آن‌ها را کاربر پسندتر کنند.

مدیر هوش مصنوعی: حتی زمانی که هوش مصنوعی «انسانی‌تر» می‌شود، همیشه باید افرادی باشند که وظیفه نظارت بر توسعه، پیاده‌سازی و استفاده از هوش مصنوعی را بر عهده داشته باشند تا از انطباق آن با استاندارد‌های اخلاقی و دستورالعمل‌های قانونی اطمینان حاصل کنند.

طراح فضای مجازی: پیشرفت در هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی و محیط‌های مجازی تا سال ۲۱۰۰ شغل طراح فضای مجازی را به وجود خواهد آورد. این متخصصان وظیفه‌ی توسعه واقعیت‌های شبیه‌سازی شده را خواهند داشت که از زندگی واقعی قابل تشخیص نیستند. این محیط‌ها نه تنها برای سرگرمی، بلکه برای آموزش، سفر و حتی زندگی در فضا ضروری خواهند بود.

برنامه نویس ژن: به لطف پیشرفت‌های زیست‌فناوری و زیست پزشکی، بیماری‌های ژنتیکی در سراسر جهان ریشه‌کن خواهند شد. اما این روش پیشرفته ممکن است از روش‌های اصلاحی و پیشگیرانه فراتر برود.

احتمالا تا سال ۲۱۰۰، متخصصان پزشکی برای انجام رویه‌های ژنتیکی مورد نیاز خواهند بود که امکان افزایش طول عمر، بهبود ویژگی‌های فیزیکی را فراهم کنند و توانایی‌های جدیدی مانند دید در شب، تقویت حواس و پوست فتوسنتزی را به انسان‌ها اضافه کنند.

سخن پایانی

پیش بینی آینده همیشه سخت است. این امر به ویژه هنگامی که به آینده‌ای دور نگاه می‌کنیم بیشتر صادق است. با هر تصمیمی که امروز می‌گیریم، آینده‌ی ما شکل می‌گیرد آینده‌ای که با پیش‌بینی‌های قبلی متفاوت است.

با این حال، با توجه به جایی که اکنون ایستاده‌ایم، می‌توان برخی پیش بینی‌های منطقی را انجام داد. این پیش‌بینی‌ها به ما می‌گویند که ما با تغییرات آب و هوایی و تغییرات فناورانه مبارزه خواهیم کرد.

در حالی که افزایش بحران‌های زیست‌محیطی و بشردوستانه آسیب‌های خود را خواهد داشت، اما شدت گرفتن این وضعیت، توسعه‌ی راه‌حل‌های نوآورانه را تقویت می‌کند که خود ناشی از تسریع پیشرفت فناوری است. در دهه‌ی ۲۰۵۰، این احتمال وجود دارد که آینده‌ی بشریت و سیاره زمین در تعادل باشد.

با این حال، اگر به سال ۲۱۰۰ برسیم، ممکن است اوضاع در نهایت تغییر کرده باشد و بهبود آغاز شده باشد. اما این که جهان دقیقا چه شکلی به خود خواهد گرفت هنوز مشخص نیست.

ایران در آستانه معامله ای بزرگ با آمریکا قرار دارد؟

خیز بایدن برای ارائه مشوق های تازه به تهران

ایران در آستانه معامله ای بزرگ با آمریکا قرار دارد؟

کدخبر: ۵۹۳۶۱۷ ۱۴۰۲/۰۶/۰۱ - ۰۱:۳۱

اقتصادنیوز: همزمان با مینی توافق حاصله میان تهران و واشنگتن، ایران و عربستان در تلاش اند تا بستر را برای تعمیق رواطشان هموار کنند؛ کنشی که گروهی از تحلیلگران ان را تضاد با منافع واشنگتن می دانند اما گروهی دیگر بر این باورند که چنین معامله ای در راستای خواست بایدن و منافع آمریکا قرار دارد.

ایران در آستانه معامله ای بزرگ با آمریکا قرار دارد؟

به گزارش اقتصادنیوز ، سیاست خارجی ایران تغییری محوری را تجربه کرده و استراتژی کلان این بازیگر در قبال کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس درگیر تحولی عمیق شده است.دولت بایدن نیز با کنار گذاشتن سیاست دولت های پیشین مبنی بر نادیده انگاشتن بازیگران خلیج فارس ازفرایند رایزنی های هسته‌ای ایران و آمریکا، توانسته تا حدودی نقشی برجسته ایفا کند.

استقبال واشنگتن از احیای روابط تهران و ریاض

آنگونه که برخی ناظران می گویند واشنگتن از نزدیک شدن ایران و عربستان به واسطه همسویی با منافع آمریکا استقبال می کند. بالاخص آن که واشنگتن بهبود روابط ریاض و تهران را فرصتی برای تعریف کانال ارتباطی با ایران قلمداد می کند تا بدین طریق بتواند به نزدیکی تهران و مسکو که بعد از جنگ اوکراین، عمیق تر هم شده، پایان دهد.با این حال، گروهی مدعی اند که همه این گزاره ها منوط بر این است که ایران عمل گرایی را در اولویت خواسته هایش تعریف کرده باشد.

حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران، در سفر اخیرش به ریاض که با هدف احیای روابط دیپلماتیک و هموار کردن راه برای سفر ابراهیم رئیسی به این کشور انجام شد، با تاکید بر حمایت تهران از امنیت و هماهنگی در منطقه، گفت: ایران می‌تواند با عربستان سعودی برای حل فوری مسائل منطقه همکاری داشته باشد.برخی از تحلیلگران می گویند چنین موضع گیری زمانی مثبت است که با رویکرد عملی ایران هماهنگ باشد.

44444444444444444444444

بایدن آماده ارائه مشوق های تازه به ایران است!

نشریه نیشن با انتشار گزارشی مدعی شده که فعلا فعل و انفعال های پیچیده کنار گذاشته شدند، زیرا ریاض و تهران رایزنی در باب مسائل دوجانبه و همچنین امنیت خلیج‌فارس را در اولویت برنامه هایشان قرار داده اند، در حالی که نقش منطقه‌ای حزب‌الله در اولویت دوم قرار دارد. به ادعای نیشن این الویت بندی به واسطه ان است که گفتگوی ایران و عربستان درباره فعالیت های منطقه ای حزب الله می تواند روابط شکننده دو بازیگر را به خطر بیاندازد.این نشریه در ادمه ادعای خود آورده، واقعیت میدانی نشان می دهد که ثبات منطقه بدون پرداختن به فعالیت های منطقه ای ایران محقق نمی شود.

به نظر می رسد که دولت بایدن مخالف تمرکز ریاض و تهران بر روابط دوجانبه شان نیست، مشروط بر درک ضمنی این گزاره که هیچ رویارویی نظامی میان ایران و اسرائیل رخ ندهد. از همین رو، صرف نظر از موضع گیری عمومی که در هر دو طرف دیده می شود، امکان به تعویق انداختن بحث ها در باب مسائل مرتبط با حزب الله لبنان وجود دارد.اولویت دولت بایدن این است که از تمایل( ادعایی) ایران برای تغییر مواضعش در خلیج حمایت کند، واشنگتن امیدوار است تا بتواند در مقابله با نفوذ روسیه در منطقه نقشی داشته باشد. اگر تهران مایل به پذیرش حسن نیت آمریکا باشد، این کشور ممکن است آماده ارائه مشوق هایی مشابه معامله ای باشد که منجر به آزادی زندانی های آمریکایی در ازای آزادی 6 میلیارد دلار از دارایی های ایران در کره جنوبی شد.

55555555555555555555555

آیا نگاه به شرق ایران تغییر کرده است؟

نیشن مدعی است، ایران می داند که اگر بخواهد به بازارهای جهانی بازگردد و زیرساخت‌های نفتی و فن آوری اش را توسعه دهد، به کمک آمریکا نیاز دارد. آن هم در شرایطی که مسکو به واسطه جنگ اوکراین، برای حمایت از ایران محدودیت دارد.در این میان چین نیز برای همسو شدن تهران با خود و یا واشنگتن به اهرم زور متوسل نشده.با این همه حقیقت این است که ایران در باب ایدئولوژی اش مصالحه نمی کند. در عوض، با ایجاد تغییراتی، رویکردی معتدل‌تر را برای تطبیق با واقعیت‌های جدید اتخاذ می‌کند.

شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی در یکی از سخنرانی هایش تاکید داشت که احیای روابط دیپلماتیک کشورش با ایران مقطعی مهم برای امنیت منطقه است. او همچنین بر خواست عربستان جهت تقویت روابط دوجانبه با تهران تاکید کرد. ناظران مدعی اند،با توجه به اینکه امنیت منطقه وجه جدایی ناپذیر روابط دوجانبه تهران و ریاض است، این موضع نیز قابل توجه می باشد.با این همه باید اذعان کرد که روابط ایران و عربستان درگیر آزمونی موقت است که فراتر از پویایی‌های صرف دوجانبه قابل تبیین می باشد.

سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز برای بهبود روابط با ایران تلاش می کنند. برخی از بازیگران منطقه در باب مسائلی مربوط به برنامه هسته ای ایران و حذف تدریجی تحریم های آمریکا میان تهران و واشنگتن نقش میانجی را ایفا می کنند. امروز زمان تغییر کرده و شرایط تاریخی به دلیل جنگ اوکراین و گسترش دامنه ناتو در داخل و خارج از اروپا منجر به تغییرات غیرقابل پیش بینی شده است. در چنین وضعیتی هدف دولت بایدن افزایش انزوای روسیه و جدا کردن تهران از مسکو است.گفته می‌شود، توافق‌های جاری میان آمریکا و ایران شامل عناصری از یک توافق جامع‌تر است که فراتر از کاهش تنش‌ها میان واشنگتن و تهران قابل تبیین هستند. در صورت تحقق توافق ها، این معامله استراتژیک شبیه به معامله بزرگ خواهد بود.