آیت‌الله جوادی آملی: کسی که روسری بر سر چوب می کند، با شرایط کشور مخالف است نه قرآن

آیت‌الله جوادی آملی عنوان کرد: قرآن که یک کتاب جهانی است و ادعای مدیریت و اداره جهان را دارد، در رابطه با اقتصاد می‌گوید که ثروت جامعه باید در دست عموم مردم باشد و هرکس بنا بر استعدادش آن را در اختیار داشته باشد.
 به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی اسرا، آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی که در بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء انجام شد، اظهار کرد: قرآن که یک کتاب جهانی است و ادعای مدیریت و اداره جهان را دارد، در رابطه با اقتصاد می‌گوید که ثروت جامعه نباید مانند آنچه در حکومت‌های سوسیالیستی است، در دست دولت باشد و نباید مانند آنچه در کاپیتالیسم غرب است، در دست سرمایه‌داران باشد و حتی نباید خصولتی باشد، بلکه باید در دست عموم مردم باشد و هرکس بنا بر استعدادش آن را در اختیار داشته باشد.

به گزارش نامه نیوز؛ وی با اشاره به برخی از معضلات اقتصادی کشور، ادامه داد: طبق بیان قرآن کریم، ربا و بانکداری ربوی باعث آبروبری است که ما به آن دچار هستیم، از طرف دیگر سرمایه‌های کشور با سوء مدیریت به بخش مسکن هدایت شد که نتیجه و حاصل آن تولید مسکن های انبوهی است که خالی افتاده‌اند.

آیت‌الله جوادی آملی اضافه کرد: آن که روسری خود را بر سر چوب می کند، با قرآن مخالف نیست بلکه با این شرایط کشور مخالف است. پیغمبر (ص) فرمود، کشوری که مشکل مالی داشته باشد، دینش در خطر است! این را پیغمبری (ص) می‌فرماید که سه سال را در شعب ابی‌طالب گذرانده، در نتیجه این دعای حضرت برای مردم جامعه است که از خدا می‌خواهند بین مردم و نان مردم فاصله نیندازد؛ لذا اگر سهل‌انگاری در بخش‌های مدیریتی و اقتصادی کشور صورت بگیرد، آسیب دیدن دین مردم قطعی است.

وی خاطرنشان کرد: در زمان جنگ بودجه کشور که بر اساس فروش نفت بسته می‌شد، به دلیل دسیسه دشمنان دچار افت شدید شد اما باز هم کشور اداره شد. در نتیجه وقتی رابطه صحیح با خداوند برقرار باشد، اداره کشور با وجود همه مشکلات باز هم مقدور است.

وی تاکید کرد: فرهنگ اقتصادی مردم باید رشد کند تا سرمایه‌های خود را در بخش تولید داخلی و اشتغال سرمایه‌گذاری کنند.

آیت الله جوادی آملی با اشاره به آیات کلام‌الله مجید بیان داشت: قرآن کریم از کسی که ندار است به «فقیر» یاد می کند؛ فقیر یعنی کسی که ستون فقراتش شکسته است و قدرت قیام ندارد! چنین کشوری نمی‌تواند اقتصاد مقاومتی داشته باشد. بیان قرآن این است که کسی که جیبش خالی است اهل املاق و تملق خواهد بود.

وی در ادامه اشتغال‌زایی و رونق تولید داخلی مبتنی بر مدیریت عقلانی و علمی را مورد تاکید قرار داد.

این مفسر قرآن کریم در بخش دیگری از سخنان خود مسئولین کشور را به وحدت و پرهیز از اختلاف توصیه کرد و گفت: حضرت امیر علیه السلام صراحتا می‌فرماید هیچ کس در امت رسول خدا(ص) نیست که به اندازه من مردم را به وحدت دعوت کرده باشد. من بر اساس سنت الهی می‌گویم هیچ ملتی در طول تاریخ از گذشته الی یوم القیامه با اختلاف به جایی نرسیده است.

آیت الله جوادی آملی ادامه داد: در جهنم این‌گونه است که هر کس دیگری را متهم می کند و آبروی او را می ریزد. کشور نباید این چنین باشد، بلکه کشور باید بهشت‌گونه اداره شود.

وی افزود: طبق بیان اهل بیت علیهم السلام که عِدل قرآن هستند، کشوری که شهید در آن آرمیده است، طیب و طاهر است و کشور طیب طبق بیان قرآن محصول و میوه‌اش فراوان است،. ما سرزمین طیب داریم اما نتوانستیم از این طیب بودن حاصلی ببریم که امیدواریم با تلاش و کوشش بیشتر مسئولین مشکلات برطرف گردد و کشور به جایگاه اصلی خود برسد.

راس:خروج ترامپ از توافق هسته ای موجب پیروزی ایران خواهد شد

راس:خروج ترامپ از توافق هسته ای موجب پیروزی ایران خواهد شد

تهران – ایرنا – دیپلمات باسابقه آمریکایی که درجریان مذاکرات هسته ای چندین بار نمایندگی کشورش را به عهده داشت،در روزنامه واشنگتن پست نوشت: ترامپ احتمالا فکر میکند که خروج از توافق هسته ای نشان دهنده سخت گیری او نسبت به تهران است درحالیکه خروج ترامپ از این توافق موجب پیروزی ایران خواهد شد.

به گزارش روز سه شنبه ایرنا، دنیس راس افزود: توافق هسته ای محدودیت هایی را برای برنامه هسته ای ایران داشته است.به رغم پایان یافتن توافق در زمانی مشخص و بندهای غروب آن، این به آن معنی نیست که رئیس جمهوری آمریکا در ماه مه (اردیبهشت) از این توافق خارج شود.
مشاور باراک اوباما در امور خاورمیانه نوشت: برخی معتقدند که با اعمال تحریم ها بر شرکت های اروپایی که با ایران کار می کنند می توان به اروپا برای اصلاح برجام فشار آورد.اروپایی ها همیشه در برابر چنین تحریم های ثانویه مقاومت کرده اند و با توجه به عدم محبوبیت ترامپ در اروپا، اندک رهبران اروپایی هستند که بخواهند در برابر تحریم های آمریکا سر خم کنند. قطعا برخی از بانک ها و شرکت های اروپایی در برابر تحریم های بالقوه آمریکا محتاط هستند. اما این احتیاط بدون خروج آمریکا از توافق هسته ای نیز وجود دارد.
به نوشته وی، آلمان، فرانسه و انگلیس حاضر نیستند به خواست دولت آمریکا عمل کنند، اما پذیرفته اند تا نگرانی های ترامپ درباره توافق هسته ای را برطرف کنند. اگر ترامپ از توافق کنار بکشد، اروپایی ها به او نمی پیوندند و او تنها خواهد ماند. خروج از توافق هسته ای منجر به پایان آن می شود و این مساله آمریکا را منزوی خواهد کرد نه ایران را.
راس در مقاله خود ادامه داد: ایران اعلام کرده که در صورت لغو توافق هسته ای می تواند سانتریفیوژهای جدیدی را بدون محدودیت در تعداد آنها تولید کند. این موضوع موجب شده اروپایی ها تمام تلاش خود را انجام دهند تا ایران در توافق هسته ای باقی بماند.ترامپ شاید فکر می کند که خروج از توافق هسته ای نشان دهنده سخت گیری او نسبت به تهران است. بلکه اینطور نیست، این تفکر ترامپ ایران را پیروز خواهد کرد. ایران می داند که آمریکا تنهاست و هیچ فشاری بر ایران برای اقداماتش در منطقه وجود نخواهد داشت.

عربستان»؛ پول، لفاظی و دیگر هیچ

عربستان»؛ پول، لفاظی و دیگر هیچ

بغداد - ایرنا - شکست پروژه داعش در سوریه همچون کشور همسایه اش عراق، دیگر تا آنجا مسجل شده است که واشنگتن و ریاض یعنی پدرخواندگان داعش نیز 'ماندنی بودن اسد' را بعنوان یک واقعیت پذیرفته اند و به آن اذعان می کنند.

به گزارش ایرنا، در حالی که جنگ در سوریه برغم حجم بالای قربانیان و خسارت های مادی بسیار تحمیل شده بر مردم این کشور، به زیان تروریست ها و کشورهای منطقه ای و قدرت های خارجی که دنبال تجزیه سوریه بودند مغلوبه می شود، اتحادیه عرب نیز برای جبران یک اشتباه تاریخی به تکاپو افتاده است.
'جاسم محمد جعفر' نماینده پارلمان عراق و نزدیک به حیدرالعبادی نخست وزیر از تلاش این کشور با همکاری چند کشور عربی دیگر برای بازگشت سوریه به اتحادیه عرب خبر داده است.
اتحادیه عرب در جلسه نوامبر ۲۰۱۱ خود و در تکمیل فشارهای غرب برای به زانو درآوردن نظام قانونی سوریه در برابر تروریست ها، عضویت این کشور را به حالت تعلیق درآورد.
عراق و چندین کشور دیگر عربی در همان زمان مخالفت خود را با این تصمیم اعلام کردند.
بغداد همچنین جزو اولین دولت های عرب بود که اواخر اسفندماه 95 رسما توسط وزیر خارجه خود ابراهیم جعفری ادامه تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب را غیر قابل توجیه دانسته بود.
وی در نشست اتحادیه عرب در قاهره گفت: نمی توان بیش از این غیبت سوریه را از اتحادیه عرب تحمل کرد در حالی که سوریه مغز کشورهای عربی است.

** نقطه عطف در تاریخ اتحادیه عرب؟
اکنون و در ادامه انتشار خبرهایی درخصوص تلاش برخی کشورهای عربی برای بازگشت سوریه به این اتحادیه، روزنامه لبنانی الدیار به یک رویداد مهم اشاره می کند که در صورت وقوع می تواندنقطه عطفی در تاریخ این سالهای اتحادیه نه چندان با خاصیت عرب و حتی تحولات منطقه ای باشد.
این روزنامه نوشت برای بازگشت سوریه به اتحادیه عرب قرار است یک مقام بلندپایه عراقی به همراه السیسی رئیس جمهوری مصر و ملک عبدالله دوم پادشاه اردن به دمشق بروند و بشار اسد را برای آمدن به نشست سران اتحادیه عرب، همراهی کنند.
این روزنامه از تمایل 9 کشور عربی از جمله عراق برای حضور سوریه در اجلاس سران عرب که ماه مه (اردیبهشت) در ریاض پایتخت عربستان سعودی برگزار می شود خبر داده است.
روزنامه الدیار در گزارش خود آورده است: اطلاعات دریافتی از منابع دیپلماتیک نشان می دهد عراق ، الجزایر، کویت، عمان، لبنان، مصر، موریتانی، فلسطین و مغرب تمایل دارند سوریه در این نشست حضور داشته باشد.
این روزنامه افزود: احمد ابوالغیط دبیرکل اتحادیه عرب در تلاش است تا عربستان سعودی را متقاعد کند تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب لغو و از آنها برای شرکت در این نشست دعوت شود.
به نوشته الدیار در این راستا بالاترین مقام عراقی به همراه عبدالله دوم پادشاه اردن و نماینده و یا خود عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر به دمشق می روند تا به همراه بشار اسد رئیس جمهور سوریه و با یک هواپیما از دمشق برای شرکت در اجلاس سران عرب به ریاض پایتخت عربستان بروند.
این روزنامه تاکید می کند: این تصمیمات در هنگامه رسیدن به این اطمینان است که 'اسد ماندنی است' و روسیه اجازه تعدی به سوریه به عنوان یک کشور و نظام را نمی دهد و هواپیماهای روسی کلیه گروه های تروریستی را نابود کرده و فقط تعدادی افراد (تروریست) باقی مانده اند و آنها هم قادر به انجام کاری بیش از اخلال در امنیت نیستند.
درهمین حال بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی بعنوان نخستین رهبر سعودی از سال 2011 و آغاز بحران در سوریه، روز شنبه در گفتگو با مجله 'تایم' آمریکا اذعان کرد که بشار اسد در قدرت باقی خواهد بود.
بر این اساس به نظر می رسد، جبهه مقاومت اسلامی در منطقه و ایستادگی مردم و دولت سوریه توانسته است حتی عاملان اصلی ایجاد بحران در سوریه را نیز متقاعد کند که از خواب تجزیه سوریه یا سقوط نظام اسد بیدار شوند و تعامل با همین نظام قانونی و منتخب مردم را از سر بگیرند.
البته سعودی ها در موضوع سوریه آنقدر احساس شکست و ناکامی می کنند که از اظهارت چند روز پیش دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر تصمیم کاخ سفید برای خروج هر چه زودتر از سوریه دست پاچه و نگران شده اند.
بن سلمان در گفت و گو با مجله آمریکایی تایم از آمریکا خواست نیروهای خود را از سوریه خارج نکند.
وی گفت: ما معتقدیم که نیروهایی آمریکایی، اگر نه برای درازمدت، بلکه باید دستکم در میان مدت [در سوریه] بمانند.

** واکنش نماینده عراقی به بن سلمان
یک عضو کمیسیون روابط خارجی پارلمان عراق درخواست ولیعهد عربستان سعودی برای ادامه حضور نیروهای آمریکایی در سوریه و در مرزهای با عراق را رد و به او هشدار داده که این قهرمان بازی ها همانطور که سودی برای رژیم صدام نداشت برای دیگران (نظام عربستان) نیز نخواهد داشت.
خالد الاسدی افزود: وجود نیروهای آمریکایی در منطقه تنش را افزایش داده و باعث نزاع خواهد شد زیرا هیچ توافقی برای حضورشان انجام نشده است.
وی با اشاره به حضور نیروهای آمریکا در نزدیک مرز عراق در سوریه تاکید کرد لازم است تامین امنیت مناطق مرزی عراق با سوریه با همکاری بغداد و دمشق انجام شود به شکلی که از نفوذ تروریست ها جلوگیری کند.
وی افزود: ادامه خونریزی در سوریه به نفع کسی نیست بنابراین امیدواریم بحران ها و جنگ در سوریه پایان یابد.

** عربستان؛ پول، لفاظی و دیگر هیچ
به نظر می رسد با روند تحولات منطقه در ماههای اخیر بویژه واقعیات حاکم بر عراق و سوریه، رژیم عربستان در اوج ناکامی و سرخوردگی از سیاست ها و ماجراجویی های اخیر هیچ متحدی جز پول برایش باقی نمانده است، پول بادآورده ای که تا اطلاع ثانوی می تواند تاجران جنگ طلب کاخ سفید و بقایای تروریست ها در منطقه را تا حدی راضی نگاه دارد تا بلکه بن سلمان جوان احساس پشت گرمی بیشتری برای مقابله با خیل چالش های داخلی و خارجی سعودی داشته باشد.
پایان داعش در عراق و سوریه به معنای شکست پروژه آمریکایی - سعودی - صهیونیستی در تجزیه سوریه و عراق بعنوان مقدمه ای بر تجزیه کل منطقه، اکنون عربستان را در تنگنای بی سابقه ای قرار داده است.
محمد بن سلمان جوان که به نظر می رسد 'ماموریت تاریخی' پوست انداختن عربستان سعودی به او واگذار شده است، اکنون با مشورت های گرانقیمتی که از دوستانش در دولت های ترامپ و نتانیاهو می گیرد، بدون در نظر گرفتن واقعیت های تاریخی و حد و اندازه خود، وارد میدان تازه ای می شود، که تنها و تنها نمونه های بحرین و یمن کافی است تا سرنوشت ماجراجویی در این میدان تازه نیز از هم اکنون مشخص باشد.
به نظر می رسد، سیاست نفوذ نرم در عراق و احتمالا فردا در سوریه و در عین حال سیاست به اصطلاح سخت و تنش زا در مقابله با جمهوری اسلامی ایران، بخشی از راهبردی است که او به تشویق یا اصرار واشنگتن / تل آویو و برای جبران مافات در پیش گرفته است.
درباره آنچه به سوریه مربوط می شود، به نظر می رسد قبل از این سوال که آیا اتحادیه عرب یک بار هم که شده نشان خواهد داد مصلحت 'امت عرب' که همواره شعارش را می دهد را در نظر می گیرد یا نه، این احتمال قوی مطرح است که عربستان همان 'سیاست نرم' که در عراق در پیش گرفته است، با سوریه نیز دیر یا زود آغاز کند و 'بهترین آغاز' می تواند پذیرش بازگشت عضویت سوریه و شرکت بشار اسد در نشست ریاض باشد.
بن سلمان با آن که اذعان دارد سیاست 'اسد باید برود' به پایان خود رسیده است و باید با دولت قانونی سوریه کنار بیایند، اما به نظر می رسد برای تغییر سیاست سخت خود در سوریه به سیاست نرم (به سبک آنچه در مورد عراق در پیش گرفته است) نیاز به زمان بیشتری دارد به همین دلیل آشکارا از آمریکا می خواهد در خروج از سوریه عجله نکند و برای میان مدت به این حضور ادامه دهد.
برغم تلاش صادقانه برخی کشورها از جمله عراق، الجزایر، عمان و ... و نیز سیاست دو پهلویی که برخی دیگر از جمله مصر در این مورد انجام می دهند، یک چیز مسلم به نظر می رسد و آن این که اگر این اتفاق نیفتد مشخص خواهد شد ریاض فعلا 'ماموریت' بازگرداندن سوریه به 'دامن امت عربی' (بر خلاف آنچه در مورد عراق مدعی است) ندارد.
در واقع شرکت یا عدم شرکت سوریه در نشست ریاض نشانگر آن خواهد بود که قطب نمای سیاست ریاض در قبال این کشور دست کم برای کوتاه مدت کدام سمت و سو را نشان می دهد، همان دوره کوتاه مدتی که بن سلمان از آمریکا می خواهد در سوریه بماند تا توازن قوا بیش از این به زیان حامیان تروریست ها و تجزیه طلب ها تغییر نکند.
هر چند همانطور که نمونه عراق نشان داد، سیاست جدید ریاض در به اصطلاح بازگرداندن عراق / سوریه به 'دامن امت عرب' (وارد کردن این کشورها به جبهه ضد ایرانی ریاض) نیز بدلیل ناپختگی ولیعهد جوان، عدم شناخت ملت های منطقه و تلاش برای جبران همه نداشتن ها و کمبودها با 'دلارهای نفتی' و ارضاء نومحافظه کاران در واشنگتن لزوما به جایی نخواهد رسید.
شرکت احتمالی سوریه در نشست آتی سران اتحادیه عرب، یک پیروزی بزرگ سیاسی برای بشار اسد و متحدانش و یک شکست حتمی دیگر برای سعودی و جبهه غربی صهیونیستی حامیان آن خواهد بود حتی اگر بن سلمان جوان گمان کند می تواند این عقب نشینی را بعنوان یک امتیاز به دمشق بفروشد و آن را جاده صاف کن سیاست جدید و نرم خود برای بازگشت به این کشور تلقی کند.
اگر گوش شنوایی و چشم بینایی در ریاض باشد، واکنش عراقی ها در هفته های اخیر به اعلام خبر سفر احتمالی بن سلمان به عراق برای نمره دادن به سیاست جدید شاهزاده جوان یعنی استفاده از ابزارها و روش های 'نرم' برای 'بازگرداندن عراق / سوریه به 'دامن امت عرب' و پیش بینی سرنوشت آن از هم اکنون کافی خواهد بود.
به هر روی از هم اکنون می توان گفت که فارغ از نتیجه تلاش کشورهای عربی برای بازگشت سوریه به اتحادیه عرب از یکسو و نیت سعودی ها و نحوه تعامل آنها با این موضوع از سوی دیگر، بشار اسد رئیس جمهوری سوریه پدیده نشست آتی سران در ریاض خواهد بود.

ایران، اروپا و آمریکا در سال ۹۶ و دورنمای ۹۷

تیتر امشب

خروج آمریکا از برجام اگرچه سهل و آسان به نظر می رسد اما بدون هزینه نخواهد بود.

به گزارش مشرق، کارشناس مسائل بین الملل با حضور در برنامه تیتر امشب گفت: از ابتدا برجام در مسیر درست نبود، اگر چه طرف ایران در موضوع هسته ای، آژانس بین المللی انرژی هسته ای است اما ناپخته و بدون مطالعه امریکا و اروپا وارد ماجرای برنامه اقدام جامع مشترک(برجام) شدند.


عسگرخانی افزود: روابط بانکی و برخی مسائل دیگر پس از برجام هنوز حل نشده است و مشکلات تحریم های بانکی برطرف نشده است و این به دلیل ارتباط بانکی اروپا با بانک های آمریکایی است.


وی به سایت چماق و هویج از سوی آمریکا و اروپا اشاره کرد و گفت: امکان خروج آمریکا از برجام وجود دارد اما واشنگتن قصد دارد با کمترین هزینه از برجام خارج شود.


کارشناس مسائل بین الملل ادامه داد: نقاظ ضعفی و مسائل حل نشده در تعهد نامه برجام و تحریم های یک جانبه و چند جانبه وجود دارد.


تا کنون تحریم هایی که علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده است تحریم های آمریکایی است. آمریکا در این خصوص احساس نیاز به رای مثبت و تائید دیگر کشورها نیست.


عسگرخانی گفت: ایران به تعهداتش پایبند بوده است اما به دلیل کنترل آمریکایی ها بر شرکت های اروپایی، این شرکت ها نمی توانند به تعهداتشان در قبال برجام و ایران عمل کنند.


او به زور گویی های آمریکا و یکه تازی ترامپ اشاره کرد و گفت: کشورهای بزرگ قدرتمند نگران از بین رفتن حقوق و اجماع نظر دیگران نیستند. برای آمریکا تنها نگرانی کم کردن هزینه هاست. نگرانی آمریکا از قدرت سلاح های موشکی ایران است و واشنگتن گام به گام از تعهداتش در برجام فاصله می گیرد. آمریکا قصد دارد بوسیله تلاش اروپایی ها در کنترل نیروهای نظامی و سلاح های راهبردی ایران به هدف و مقصودش برسد.


او گفت: عملکرد آمریکا و برخی از کشورهای قدرتمند نویسندگان تعهدات و پیمان های بین المللی هستند و چنانچه احساس خطر و ضرر کنند قواعد را به نفع خود تفسیر می کنند.


وی وضعیت فعلی برجام را به سوپ نپخته تشبیه کرد و افزود: آمریکا ایران و کشورهای هم پیمان اروپایی را به هر شکل ممکن تحت فشار قرار می دهد.


عسگرخانی با توجه به تعهدات متقابل ایران در برجام افزود: به لحاظ حقوقی، سیاسی ایران قادر به خروج از برجام نیست.


کارشناس سیاسی ادامه داد: لغو یک توافق برای کشورهای کوچک هزینه دارد، اما برای قدرت هایی که حقوق بین الملل را دردست دارند، مشکل نیست.



کارشناس مسائل اروپا دیگر مهمان حضوری برنامه گفت: اتحادیه اروپا از آغاز مذاکرات برجام هنوز بصورت مستقل تصمیم نگرفته اس.


حنیف غفاری گفت: ترورئیکای اروپایی(انگلیس، فرانسه و آلمان ) اعضای اروپایی گروه موسوم به ۱+۵ هستند که از سال ۲۰۱۵ به توافقی با ایران بر سر برنامه هسته‌ای این کشور دست پیدا کرده‌اند. آمریکا، به عنوان یکی دیگر از اعضای ۱+۵ از زمان اجرایی شدن برجام با اتخاذ سیاست‌های مختلف تلاش کرده است ایران از مزایای این توافق برخوردار نشود.


کارشناس مسائل اروپا با اشاره به امضای سه وزیر اروپای در پای تعهدات برجام افزود: برخی از بانک های متوسط و بزرگ هنوز روابط بانکی با اقتصاد و بانک های ایران ندارند.


او گفت: از زمانی که مکرون رئیس جمهور فرانسه در سال گذشته وارد معامله با آمریکا شد اروپا نتوانست به تعهداتش پابرجا باشد.


وی در مورد پیامدهای خروج آمریکا از برجام گفت: علت صبر ترامپ در خروج از برجام تا به امروز هماهنگی با متحدین اروپایی است.


غفاری در ادامه بحث تاخیر در ابطال کردن برنامه برجام افزود: مناسباتی که آمریکا با اروپا دارد باید هموار شود حساب ها و معادلات آمریکا و اروپا زنجیر وار به یکدیگر متصل است.


وی در تائید نظر دیگر میمان برنامه گفت: آمریکا نیازی به تصدیق یا تهدید کشورهای اتحادیه اروپا ندارد علت تاخیر برهم زدن برجام به اجماع نرسیدن با متحدین اروپایی و اجماع داخلی آمریکا است.


وی برخی گزینه های ایران در مقابل برجام را نام برو و گفت: اتحادیه اروپای باید از بین همراهی با برجام یا آمریکا یکی را انتخاب کنند.


کمترین هزینه خروج آمریکا از برجام بی اعتبار شدن در جامعه جهانی است و دیگر اینکه ایران با صرف هزینه هایی می تواند به وضعیت سابق بازگردد.

گزینه‌های آمریکا برای مقابله با ایران

یک تحلیل‌گر ارشد حوزه بین‌الملل نوشته است: آمریکا در توجیه موضع خود، بر مسائلی مانند محدودیت‌های زمانی برجام و مشکلات جزئی در رویه‌های راستی‌آزمایی اصرار دارد که بیشتر جنبه ایدئولوژیک دارد تا عملیاتی.

به گزارش افکارنیوز، یک تحلیل‌گر ارشد حوزه بین‌الملل نوشته است: آمریکا در توجیه موضع خود، بر مسائلی مانند محدودیت‌های زمانی برجام و مشکلات جزئی در رویه‌های راستی‌آزمایی اصرار دارد که بیشتر جنبه ایدئولوژیک دارد تا عملیاتی.

«آنتونی کردزمن» از تحلیل‌گران ارشد حوزه بین‌الملل، اخیراً در مقاله‌ای که در وبگاه مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل آمریکا منتشر شده، به بررسی گزینه‌های پیش روی دولت آمریکا در مقابله با ایران پرداخته است.

در این مقاله، نویسنده به «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا توصیه کرده که برای حفظ جایگاه بین‌المللی کشورش، در برجام باقی بماند و با توجه به ناکارآمد بودن اپوزیسیون خارج‌نشین ایران، فکر تغییر رژیم سریع در این کشور را هم از سرش بیرون کند.

کردزمن البته برای تغییر رفتار و ماهیت جمهوری اسلامی در بلندمدت، روی برخی عناصر حساب باز کرده و به هیئت حاکمه آمریکا برای تعامل با آنها، توصیه‌هایی داشته است.

برجام در داخل آمریکا اختلاف انداخته

در ابتدای این مقاله، آنتونی کردزمن به توصیف برجام پرداخته و نوشته: «پرونده‌های معدودی در حوزه سیاست خارجی آمریکا وجود داشته که همچون برجام، موجب اختلاف آرا در درون آمریکا باشد.»

این تحلیل‌گر ارشد می‌گوید ترامپ طبیعتاً نباید انتظار داشته باشد که برجام بی‌عیب و نقص باشد زیرا «موافقان این توافق، از منافع بالقوه آن و مخالفانش نیز از کاستی‌های بالقوه آن سخن می‌گویند و این در حالی است که یک توافق کنترل تسلیحاتی میان 2 دشمن، مجموعه‌ای از سازش‌هاست و نتیجتاً، در این حوزه، مواجهه با موافقتنامه‌های دارای نقصان که نتایج نه‌چندان مشخصی دارند، یک قانون است و نه یک استثنا.»

ترامپ از برجام خارج می‌شود

کردزمن با تحلیل رفتار رئیس‌جمهور آمریکا در قبال برجام، آینده محتمل این توافق را اینگونه پیش‌بینی کرده که «ترامپ با اخراج "رکس تیلرسون" وزیر خارجه و ژنرال "هربرت مک مستر" مشاور امنیت ملی خود و جایگزینی آنها با "مایک پاپمئو" و "جان بولتون" نشان داده که احتمالاً در آینده نزدیک، مهر پایانی بر توافق هسته‌ای با ایران می‌زند؛ اقدامی که البته شاید حمایت دو حزب مطرح آمریکا را جلب نکند.»

خواسته‌های برجامی آمریکا بیشتر ایدئولوژیک است تا فنی

کردزمن در تشریح دلایل مخالفتش با خروج از برجام می‌نویسد: «دلائل متعددی برای لزوم عدم خروج آمریکا از برجام وجود دارد؛ آمریکا در قانع کردن متحدان اروپایی خود برای همراهی در این کار، موفق نبوده و این عدم موفقیت در تعامل با روسیه و چین، پررنگ‌تر بوده است. آمریکا در توجیه موضع خود، بر مسائلی مانند محدودیت‌های زمانی برجام و مشکلات جزئی در رویه‌های راستی‌آزمایی اصرار دارد که بیشتر جنبه ایدئولوژیک دارد تا عملیاتی. این کار، آمریکا را در موضع ضعف قرار داده و حالا واشنگتن منتظر روزی است که ایران گامی جدی در نقض توافق بردارد تا شاید آمریکا، حمایت بیشتری برای خود کسب کند.»

نویسنده در ادامه، ترامپ را دعوت می‌کند که از خواسته‌های ایدئولوژیک دست بردارد و نگاهی واقعی به توان ایران و شرایط امنیتی خاص خاورمیانه داشته باشد.

کردزمن در این خصوص نوشته: «چالش اصلی پیش روی آمریکا این نیست که چطور بدون توجه به تبعات خروج از برجام و بدون کسب حمایت جامعه بین‌الملل، از توافق خارج شود؛ چالش اصلی این است که چگونه توافق را بهبود ببخشد یا اینکه به گونه‌ای از آن خارج شود که گزینه بهتری برای امنیت منطقه به وجود آورد و یا حداقل شرایط امنیتی خاورمیانه را بدتر نکند. تهدیدات موشکی، هسته‌ای و دیگر تهدیدات ایران خیلی واقعی‌تر از آن است که آمریکا بدون درنظر گرفتن سود و هزینه کار خود، بتواند چنین کاری کند.»

به جای بمب اتم، روی موشک‌های موجود ایران تمرکز کنید

این تحلیل‌گر آمریکایی، در حد آشنایی خود با جنبه‌های قدرت نظامی ایران، به دولت آمریکا پیشنهاد داده که بحث بمب اتم ایرانی را کنار بگذارد و به واقعیات بپردازد؛ کردزمن توجیه خود و فاکتورهای قدرت نظامی ایران را اینگونه توضیح داده: «آمریکا باید بجای تمرکز بر تهدید هسته‌ای ایران، به دنیای واقعی پای بگذارد و با هر وسیله ممکنی، در برابر برخی جنبه‌های توان نظامی ایران، قدرت بازدارنده و مهارکننده ایجاد کند. این جنبه‌ها عبارتند از تسلیحات متعارف رو به رشد ایران در حوزه موشک‌های بالستیک، کروز و ضدکشتی، توانایی‌ها روزافزون موشکی ایران برای تهدید ترافیک نفتی در خلیج فارس و آب‌های اقیانوس هند و دریای سرخ و نفوذ روزافزون ایران در لبنان، سوریه، عراق، یمن و تهدیدات متوجه بحرین.»

حمایت اروپا را از دست ندهید

این تحلیل‌گر ارشد بین‌الملل در ادامه به ترامپ توصیه کرده که اتحاد موجود با اروپایی‌ها را بخاطر برجام تضعیف نکند؛ استدلال کردزمن این است که «ایجاد بحران در کوتاه مدت بخاطر یک تهدید هسته‌ای که حداقل برای کوتاه‌مدت، از بین رفته، کمکی به جلب حمایت بریتانیا، فرانسه و ایتالیا در مقابله با تهدیدات موجود فوق‌الذکر نمی‌کند.»

اعراب متحد آمریکا در یک نگاه

کردزمن وضعیت نابسامان شرکای عرب آمریکا را هم اینگونه فهرست کرده است:

«این کار (خروج از برجام) همچنین هیچ کمکی به ایجاد اتحاد در میان شرکای عرب آمریکا نمی‌کند؛ شرکایی که این روزها اختلافات عمیقی میان خود دارند. عربستان، بحرین و امارات علناً از قطر جدا شده‌اند؛ عمان روز به روز بیشتر خود را کنار می‌کشد و کویتی که درون خود اختلافات شدیدی دارد، سعی در میانجیگری دارد. اردن هم زیر فشار اقتصادی و فشار ناشی از حضور پناهجویان است و البته هیچ وقت راضی به حضور نظامیان خود در قالب چارچوب امنیتی شورای همکاری خلیج فارس نشده؛ عراق هم که بنظر می‌رسد بجای آمریکا و اعراب، دارد به سمت ایران می‌رود.»

تهدید علنی ایران باعث اتحاد مردمش می‌شود

آنتونی کردزمن در ادامه به علاقه برخی یاران ترامپ به تغییر رژیم در ایران پرداخته و سخن گفتن از چنین گزینه‌ای را به منزله چشم بستن بر واقعیات موجود جامعه ایران قلمداد کرده است.

کردزمن در این خصوص نوشته: «صحبت از تغییر رژیم در ایران، بی‌اعتنایی به این حقیقت است که دولت ایران به صورت مستمر، توانایی‌های امنیتی خود را ارتقا داده است. تهدید علنی آمریکا و متحدانش علیه ایران، بیش از آنکه کاتالیست یک جنبش مقاومتی معنی‌دار در ایران باشد، باعث افزایش سطح حمایت مردمی از رژیم حاکم بر این کشور خواهد شد.»

«هیچ‌کس پسر شاه [معدوم] را نمی‌خواهد»

وی افزوده: «تلاش برای تغییر رژیم در ایران، همچنین بی‌اعتنایی به این حقائق است که اپوزیسیون خارج‌نشین، حمایتی بسیار اندک دارند، هیچ‌کس پسر شاه [معدوم] را نمی‌خواهد و سردسته گروه‌های اپوزیسیون (منافقین)، در جنگ ایران و عراق مورد حمایت صدام حسین بود؛ آنها همچنین چنان رفتار فرقه‌گرایانه‌ای دارند که تبعیدی‌های صدام که در سال 2003 (برای تشکیل دولت) به کمک آمریکا آمدند، در مقایسه با آنها (منافقین)، انسان‌هایی عملگرا و متعادل به حساب می‌آیند.»

روی برخی در داخل ایران حساب باز کنید

کردزمن با این حال به دولت آمریکا گفته که ناامید نباشند زیرا «با این حال، تغییر رفتار ایران در مدت زمان بلند، امکان‌پذیر است. در همین دولت فعلی ایران، عناصری هستند که به جد خواستار تمرکز بر توسعه داخلی و ثبات کشورشان هستند. ایجاد ترکیبی از مهار و مشوق‌های اقتصادی مشروط از جانب آمریکا و متحدانش برای ایران، می‌تواند نتایج عملیاتی بسیار خوبی در بر داشته باشد. ایجاد فشار داخلی بلند مدت در ایران بسیار توجیه‌پذیرتر از پیگیری گزینه تغییر فوری مفاد برجام باشد.»

کردزمن همچنین به ترامپ و یارانش یکی از دستاوردهای بزرگ برجام را متذکر شده و نوشته: «منتقدان ضعف‌های برجام باید بسیار محتاط عمل کنند زیرا همین توافق، محدودیتی ابدی بر تولید تسلیحات هسته‌ای ایرانی اعمال کرده و تاکنون شواهدی از نقض این تعهد از سوی ایران، دیده نشده است.»

نباید به تنهایی در برابر ایران ایستاد

کردزمن سپس به لزوم یارکشی و تنها نماندن در برابر ایران پرداخته و نوشته: «آمریکا نباید بگونه‌ای رفتار کند که گویی می‌تواند به تنهایی با ایران مقابله کند. واشنگتن باید حمایت کنگره، هر دوحزب و بازیگران مذاکرات هسته‌ای از جمله اتحادیه اروپا، روسیه و چین را داشته باشد. هیچ یک از این کشورها نمی‌خواهند ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند ولی هیچ کدامشان هم به شدت آمریکا، موافق تهدید نامیده شدن ایران نیستند.»

این تحلیل‌‌گر ارشد بین‌الملل، منفعت ایران برای هر کدام از این کشورها را به این ترتیب توضیح داده:

«اروپا ایران را محلی مناسب برای سرمایه‌گذاری و یک شریک تجاری بالقوه می‌داند؛ چین ایران را منبعی برای واردات نفت و یک شریک تجاری می‌داند و روسیه هم این کشور را مسیری به سمت افزایش نفوذ راهبردی در خاورمیانه و جنوب آسیا، محیطی مناسب برای سرمایه‌گذاری و راهی برای اعمال نفوذ در اپک می‌بیند؛ گذشته از چین و روسیه که ایران را بیشتر موقعیت می‌دانند تا تهدید، اروپایی‌ها هم گفته‌اند که به تغییر مفاد برجام در حال حاضر و یا اعمال تحریم‌های جدید بر ایران که مانعی بر سر راه سرمایه‌گذاری در این کشور خواهد بود، علاقه‌ای ندارند.»

مرگ برجام یعنی حرکت اعراب به سمت سلاح هسته‌ای

کردزمن در خصوص خطر مرگ برجام برای حرکت هسته‌ای اعراب نوشته: «آمریکا همچنین نمی‌تواند از این حقیقت چشم‌پوشی کند که در مقطع فعلی، مرگ برجام می‌تواند تأثیری منفی بر برنامه انرژی هسته‌ای کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات داشته باشد و تمرکز آنها را به سمت سلاح هسته‌ای بکشاند.»

وی می‌افزاید: «اقدام آمریکا در خروج از برجام می‌تواند اختلاف موجود میان شرکای منطقه‌ای‌اش را تشدید کند. پس از مرگ برجام، قطر و عمان بیشتر به دنبال مذاکره با ایران خواهند بود؛ کویت نگرانی‌های خودش را از اقدامات ایران دارد، ولی تاکنون تا جایی که توانسته، از مقابله با ایران حذر کرده است؛ قدرت ایران در عراق، لبنان، سوریه و یمن هم روزافزون است؛ مصر هم اولویتش را بر تمرکز روی ثبات و امنیت داخلی گذاشته و ترکیه هم که بیشتر در پی امنیت داخلی خود، موضوع کردها، سوریه و عراق است. در مقابل، اگر آمریکا به ماندن در منطقه خلیج فارس متعهد باشد و به اعراب در مقابله با ایران کمک کند، می‌تواند آنها را حول این محور، متحد کند.»

ایران دست از موشک‌هایش برنمی‌دارد

آنتونی کردزمن تحلیلی بسیار ساده از دلیل دست نکشیدن ایران از برنامه موشکی خود دارد که آن را اینگونه توضیح داده: «ایران تا زمانی که قدرت نیروی هوایی‌اش سال به سال از قدرت نیروهای هوایی آمریکا و اعراب حاشیه جنوبی خلیج فارس، بیشتر و بیشتر عقب می‌افتد، ممکن نیست چه با برجام و چه بدون آن، برنامه موشکی خود را فدا کند.

رفاقتی که می تواند برجام را نجات دهد

بسیاری ممکن است بگویند دوستی میان مکرون و ترامپ جز محالات است، اما این نوع نگاه صحیح و درست نیست.



راجر کوهن در نیویورک تایمز نوشت: بسیاری ممکن است بگویند دوستی میان مکرون و ترامپ جز محالات است، اما این نوع نگاه صحیح و درست نیست.

به گزارش نامه نیوز؛ در ادامه امده است: با این حال، انها تقریبا روی بسیاری از مسائل توافق ندارند؛ نه در ماجرای ایران و توافق هسته ای، نه ولادیمیر پوتین و نه وضعیت آب و هوایی و گرمایش زمین.

با تمام این اوصاف، شنیده ام که این دو تمام اوقات با یکدیگر صحبت می کنند. ترامپ در ماجرای اصلاح بازار کار فرانسه توسط مکرون، پیگیر است و حتی با او تماس گرفت و به او تبریک گفت. همچنین بزودی مکرون به کاخ سفید خواهد رفت.

رئیس جمهور فرانسه بهترین دوست ترامپ در اروپاست و شاید هم فراتر از اروپا. با 'ترزا می' نخست وزیر انگلیس که نشد یک رابطه درست و حسابی ساخته شود. رابطه با 'آنگلا مرکل' صدر اعظم آلمان هم که اصلا بوجود نیامد. با این حساب فقط می ماند رابطه ترامپ - مکرون که تنها لولا در دو سوی اقیانوس اطلس است که هنوز صدای خش روغن نخورده اش در نیامده است. ابدا مایه تعجب نیست. هر دو مرد از ناکجا آباد به این جایگاه رسیده اند.

مکرون در سن40 سالگی حکم پسر ترامپ را دارد. او سنگ بنای یک تئاتر بزرگ نمایی را در وسط میدان بر زمین کوبید و در مقطعی که افراط گرایی وارد عرصه شده است و بی محابا وسوسه می کند ؛ فرصتی برای ابراز وجود سیاستهای میانه رو باز کرد. در موضوع مهاجرت، او سخت گیر است و می داند که رمز بقائش همین موضوع است.صحنه نمایش ترامپ هم یک حرکت زیگزاگی قلدرمآبانه و بی وقفه سرو صدا ایجاد کردن و اغلب هم بی معناست.برای هردو؛ تحرک و عمل؛ دو اصل اساسی است.

اما با همه این اوصاف؛ دوستی میان این دو؛ به خصوص در این مقطع که ترامپ یک سری مقامات جنگ طلب را دور و برش جمع کرده است؛ امری بشدت حیاتی و مهم و بلکه هم بسیار مهم است.ما هنوز نمی دانیم مکرون از این دوستی چه اهرم قدرتی بدست خواهد آورد. ما هنوز نمی دانیم آیا این دوستی؛ اتفاقی است عالی و یا یک چیز مفید. من (نگارنده مطلب) سعی نکردم جلوی ترامپ را بگیرم تا از توافق آب و هوایی خارج نشود یا 'بیت المقدس ' را به پایتختی اسرائیل انتخاب نکند. از هیئت منصفه هم که هنوز خبری نیست. ترامپ اتحادیه اروپا را از اعمال تعرفه گمرکی برای فولاد و آلومینیوم معاف ساخت. مسلما ترامپ این تصمیم را تحت فشار سخت فرانسه گرفت.

اگر مکرون نتواند جلوی ترامپ را بگیرد که در مورد ایران دست به بدترین کار نزند و در تاریخ 12 مه (22 اردیبهشت ماه) توافق هسته ای ایران را نابود نکند و فسخ تحریمهای ایران را تمدید نکند؛ در آن صورت هر اتفاقی امکان دارد بیفتد.توافق هسته ای دارد خوب کار می کند. فرانسه هم مصمم است هرطور شده آن را حفظ کند.اگر این توافق از هم بپاشد؛ نزاع و ستیزه ای که همین حالا با ماهیت اختلاف شیعه و سنی در خاورمیانه جریان دارد به مراتب بدتر خواهد شد.'پیمان منع گسترش سلاحهای کشتار جمعی' آنقدر بی اهمیت می شود که دیگر معنا و موضوعیت خود را از دست خواهد داد. همه چیز نابود خواهد شد.

با توجه به پیامدهای قابل پیش بینی تخریب توافق هسته ای؛ چالش مکرون و اروپا در جلوگیری از به جوش آمدن جنون ایران به اوج خود رسیده است.اما علائم خوبی به چشم نمی خورد. ' مایک پمپئو' که ترامپ وی را برای تصدی پست وزارت خارجه آینده اش در نظر گرفته است یک دشمن سرسخت ایران است. ' جان بولتون' مشاور جدید امنیت ملی ترامپ که جایگزین سپهبد ' هربرت اچ. مک مستر' خواهد شد می خواهد که توافق هسته ای را منسوخ کند.این تازه شروع کار است. روند خرابی ها همچنان ادامه دارد.

رفتارهای ترامپ روز به روز غیرمعقول تر و غیرقابل پیش بینی تر از قبل می شود. در ماههای آتی ؛ تحقیقات در مورد دخالت روسیه در انتخابات آمریکا تشدید خواهد شد و بر همین اساس دوستی مکرون با ترامپ می تواند تضمین بدهد که کار از این خرابتر نخواهد شد.برخلاف ترامپ؛ رئیس جمهور فرانسه می داند چه می خواهد و این ظرفیت را دارد که یک استراتژی منسجم را دنبال کند.در برابر تمامی ویرانگری های ترامپ؛ مکرون یک خاکریز است.

تعصب قومیتی - ملیتی، رشد روزافزون استبداد و اقتدارگرایی پوتین و 'شی جینپنگ' ، فرسایش حاکمیت قانون، جنگهای تجاری، نظامی ساختن سیاست خارجی و بالاخره تخریب اتحادیه اروپا، همه و همه از مصادیق ویرانگری های ترامپ است.دیدگاه مکرون در مورد احیاء مجدد عظمت فرانسه، منطبق با ایده آلهای (آرمانها) فرانسه است. اما دیدگاه ترامپ در مورد لزوم احیاء عظمت آمریکا؛ خیانت به ایده آلهای آمریکاست.اختلاف واقعا وجود دارد. اما همه چیز بستگی به آن دارد که این دوستی؛ دوستی ای باشد محقق شدنی.

أی الیوم: دشمن اعراب خودشان هستند

عربستان نمایه

روزنامه فرامنطقه ای رأی الیوم با تاکید بر اینکه حکام عرب هیچ سودی از مشارکت در خصومت آمریکا و اسرائیل با ایران نمی برند، گفت، ایران دشمن دشمنان اعراب است و ملت های عرب ایران را پشتوانه خود می‌دانند.

به گزارش مشرق، روزنامه فرامنطقه‌ای «رأی الیوم» در یادداشتی به قلم «کاظم ناصر» با عنوان «جنگ آمریکا، اسرائیل و اعراب با ایران» به تحلیل پیامدهای همکاری برخی رژیم‌های عرب با آمریکا و اسرائیل در هر گونه اقدام خصمانه علیه ایران پرداخت.

در این یادداشت آمده است: احتمال می‌رود «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا ماه مه آتی از توافق هسته ای با ایران خارج شود و طبق میل رژیم راست‌گرا و افراطی اسرائیل عمل کند که به دنبال مقابله با توسعه صنایع نظامی و سرنگونی نظام سیاسی در ایران و به زانو درآوردن جهان عرب و همچنین تحقق رویاهای توسعه طلبانه صهیونیسم است.

بیشتر بخوانید:

حمله لفظی «سفیر جوان» سعودی در آمریکا به ایران

اذعان ولی‌عهد سعودی: عربستان به خواسته غرب، وهابیت را گسترش داد

متاسفانه برخی کشورهای عربی در مقاصد خصمانه آمریکا و اسرائیل شریک آنها هستند این کشورها میلیاردها دلار خرج خرید تسلیحات امریکایی کردند و به عادی سازی روابط با اسرائیل پرداختند، فلسطین و مساله آن را فراموش کردند، هیچ کاری در مقابله با یهودی سازی قدس انجام ندادند، دروغ تهدید ایران برای جهان عرب را تایید کردند و بدین طریق در صف دشمنان امت ایستادند.

آمریکا و اسرائیل و حکام عرب سرسپرده آنها که برای ماندن در قدرت با شیطان همپیمان شدند در نابودی عراق، سوریه، یمن و لیبی و به انزوا کشاندن مصر و بیگانه کردن این کشور با نقش اصلی خود در مقابله با دشمنان امت موفق عمل کردند و هم اینک تلاش می کنند ملت عرب را به جنگی شدید علیه ایران سوق دهند که بهای آن را اعراب می دهند و  به نفع اسرائیل و آمریکا جوانان عرب در آن کشته می‌شوند، شهرها و روستاهای عربی به آتش کشیده می‌شود و خانه‌های میلیون‌ها عرب در آن خراب شود .

ایران دشمن اعراب نیست، ایران دشمن دشمنان اعراب و در راس آنها اسرائیل و آمریکاست، اسرائیل ایران را دشمن سر سخت خود می‌داند و می‌خواهد آن را قبل از تبدیل شدن به قدرت بزرگی که موجودیت صهیونیسم را تهدید می‌کند نابود کرده باشد.

پس چرا برخی حکام عرب علیه ایران توطئه می‌کنند چه کسانی از جنگی ویرانگر با ایران استفاده می‌برند اعرابی که شریک دشمنی با ایران هستند اگر آمریکا و اسرائیل تاسیسات هسته‌ای ایران را نابود کند یا اگر ایران مقاومت کرده و برنده شود، چه چیزی عایدشان می‌شود؟

حاکمان عرب هرگز از مشارکت در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران سودی نخواهند برد، چون اگر امریکا و اسرائیل در این جنگ پیروز شوند نقش حکام عرب هم متوقف خواهد شد و آمریکا آنها را با مزدورانی جدید جایگزین می‌کند و کشورهایشان را تکه پاره و نفت، گاز، ثروت و سرنوشتشان را تا چندین دهه آتی تحت کنترل می‌گیرد و همچنین زمینه یک هژمونی اسرائیل را فراهم می‌کند که نتایج آن برای آحاد ملت‌های عرب مخرب خواهد بود.

اما اگر ایران مقاومت کرده و پیروز میدان باشد اولین قربانیان جنگ، حکامی خواهند بود که شریک حمله به ایران شده و روی حمایت از آمریکا و اسرائیل از آنها و کشورهایشان حساب باز کرده بودند.

ملت‌های عرب کشور مسلمان ایران را پشتوانه خود می‌دانند و ادعاهای کذب برخی حکام عرب را که می‌گویند خطر ایران برای اعراب و آینده آنها بیش‌تر از آمریکا و اسرائیل است، باور نمی‌کنند.

ما امتی هستیم که گرفتار حکام شکست خورده‌ای شدیم که برداشت درستی از اوضاع بین المللی ندارند و نه از خدا و نه مردمشان ترسی ندارند و همکاری و همپیمانی با دشمنان امت عربی را از پیشینیانشان به میراث برده اند.

نویسنده در پایان آورده است: بار دیگر سخنم را تکرار می‌کنم ایران دشمن اعراب نیست ایران کشوری دوست است که پیوندهای دینی و علائق تاریخی مشترک دارند ایران برای مردم خود و حفظ منافع خود تلاش می‌کند، سرسخت‌ترین دشمنان عرب‌ها، خود عرب‌ها هستند که علیه مردم و برادران عرب و مسلمان خود به نفع آمریکا و اسرائیل توطئه می‌کنند، آمریکا اخلاقی ندارند و جز منافع خودرا پرستش نمی کند و  در خلاصی از مزدورانش با تمام شدن نقششان تردیدی به خود راه نمی‌دهد.

اولین حرکت ملی در حمایت از کالای ایرانی در تاریخ

وحید یامین پور

آیت الله نورالله نجفی اصفهانی در جمادی الاول ۱۳۲۴ در اقدامی بدیع به حمایت مستقیم از کالای ایرانی پرداخت.

به گزارش مشرق، وحید یامین پور در کانال تلگرامی خود با اشاره به نامگذاری سال ۹۷ توسط رهبر انقلاب به سال حمایت از کالای ایرانی، اولین حرکت ملی در این راستا در سال ۱۳۲۴ توسط آیت الله نورالله نجفی اصفهانی را باز نشر داد که در ادامه می خوانید:

آیت‌الله حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی طی یک اقدام بدیع در اواسط جمادی الاول ۱۳۲۴ و در آستانه مهاجرت علمای تهران به قم (مهاجرت کبری، به همراهی ۱۳نفر از علمای طراز اول اصفهان موارد زیر را متعهد شدند:

"این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن‌الملک، متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهماامکن بعد ذلک تخلف ننماییم، فعلا ۵ فقره ‌است:

اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیر ایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم؛ ماها به این روش متعهدیم.

ثانیا: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه‌های دیگر ایرانی باشد، متعهد شده‌ایم برآن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوه بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارند.

ثالثا: ملبوس مردانه جدید، که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهما امکن، هر چه بدلی در ایران یافت می‌شود، لباس خودمان را از آن منسوج نماییم و منسوج غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیرایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.

رابعا: مهمانی‌ها بعد ذلک ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، باید مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره. اگر زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش مهمانی می‌نماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.

خامسا: وافوری اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم زیرا که آیات باهره:«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مسری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری، به‌نظر توهین و خفت می‌نگریم.

پس از خروج آمریکا از برجام چه خواهد شد؟

یک نشریه آمریکایی در گزارشی به این موضوع پرداخته که در روز پس از خروج احتمالی آمریکا از توافق هسته‌ای ایران چه اتفاقی خواهد افتاد.

به گزارش افکارنیوز، در شرایطی که بحث‌ها بر سر تهدید ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران بالا گرفته، بازیگران سیاسی چه در داخل و چه در خارج آمریکا در حال بررسی و برنامه‌ریزی بر سر سناریوهای احتمالی در فردای خروج آمریکا از برجام هستند.

بنا بر گزارش روزنامه «واشنگتن پست»، مقامات و قانونگذاران آمریکا تا حد زیادی در خصوص پیش‌بینی اینکه اگر آمریکا و شرکای اروپایی‌اش ناتوان از اعمال تغییرات مدنظرشان بر برجام باشند، متفق‌القولند که ترامپ به وعده خود عمل می‌کند و از توافق هسته‌ای با ایران خارج می‌شود.

برای نمونه واشنگتن پست به صحبت‌های باب کروکر سناتور جمهوری‌خواه از ایالت تنسی اشاره می‌کند. کروکر چند روز پیش در اظهاراتی گفته بود که به نظر می‌رسد ترامپ در ماه می میلادی از برجام خارج خواهد شد. موعد آتی تأیید اجرای برجام از سوی ایران، روز 12 ماه میلادی است. به احتمال بسیار ترامپ خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران را اعلام خواهد کرد که این امر منجر به یک سری واکنش‌ها در گو‌شه کنار جهان خواهد شد.

هفته گذشته «برایان هوک»،‌ مدیر برنامه‌ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا به اروپا سفر کرد و با مقامات انگلیسی، آلمانی و فرانسوی دیدار داشت. هدف وی از این نشست‌ها،‌ یافتن راهی برای «اصلاح» توافق هسته‌ای بود به طوری که همراستا و هماهنگ با معیارها و خواسته‌های ترامپ باشد. انتظارات برای موفقیت و زنده‌ نگه‌داشتن توافق اندکند.

کارشناسان سیاسی بر این باورند که اگر ترامپ توافق را لغو کند، آمریکا می‌بایست آماده باشد تا تأثیرات منفی و مخرب این عمل را به حداقل برساند و جایگاه واشنگتن برای مذاکرات سیاسی را در ماه‌ها و سال‌های آینده بهبود ببخشد.

یک مقام ارشد به خبرنگار واشنگتن پست می‌گوید: «این احتمال وجود دارد که ما یک توافق مکمل با کشورهای انگلیس، آلمان و فرانسه امضا کنیم، اما باید خودمان را برای این احتمال آماده کنیم که به توافق نرسیم، این مسئله (آماده‌سازی برای پیشامدها) هدف برنامه‌ریزی ماست.»

وزارت خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا شروع به تدوین و توسعه راهبرد دیپلماتیک، اقتصادی و ارتباطات راهبردی‌ای برای خارج شدن از برجام، و وضع مجدد تحریم‌ها و مدیریت واکنش‌های بالقوه از سوی اروپا و چین و روسیه و ایران،‌ کرده‌اند.

دولت ترامپ شرایط خود برای توافق تکمیلی با ایران را در 12 ژانویه اعلام کرد. این اقدامات شامل محدودیت‌های جدید بر برنامه موشک‌های بالستیک ایران، بازرسی‌های شدید از سایت‌ها و برنامه‌های هسته‌ای و کنارگذاشتن محدودیت‌های زمانی بر برنامه اتمی ایران، موسوم به غروب هسته‌ای است. مقامات آمریکا در دو مورد اول به دستاوردهایی رسیده‌اند.

تصور بر این است که اگر مذاکرات با اروپایی‌ها موفقیت‌آمیز باشد،‌ ایران نیز وادار خواهد شد که محدودیت‌های جدید را بپذیرد. این مقام بلندپایه می‌گوید: «ایران مشوق‌های اقتصادی زیادی برای ماندن در توافق دارد و ارزیابی ما بر این است که اگر آمریکا و سه کشور اروپایی بر سر بندهای مکمل به توافق برسند، ایران نیز در توافق باقی خواهد ماند.»

اما اگر توافقی میان آمریکا و اروپا حاصل نشود- و ترامپ نیز بنا بر توافق هسته‌ای تحریم‌ها را تعلیق نکند- شرایط بسیار پیچیده خواهد شد. وزارت خزانه‌داری آمریکا در حال تلاش برای تدارک «بازگشت سریع» تحریم‌های مختلف،‌ شامل بازگرداندن فرمان‌های اجرایی دوره اوباما که بر طبق توافق فسخ شده بودند، می‌باشد. وزارت خزانه‌داری آمریکا برای اجرای دستور و تصمیم رییس‌جمهور آمریکا آماده خواهد بود.

پس از آن مشخص نیست که دیگر قدرت‌های جهانی چه واکنشی نشان خواهند داد. اخیراً بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، اندیشکده‌ای که رابطه نزدیکی با دولت ترامپ دارد، نشستی را با حضور 20 تن از کارشناسان مسائل ایران و عدم اشاعه هسته‌ای برگزار کرد تا به سناریوهای احتمالی خروج آمریکا از برجام بپردازند. نیمی از متخصصان رأی به اصلاح برجام و نیمی دیگر رأی به «خروج» دادند.

«مارک دوبوویتز» مدیر ارشد اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، می‌گوید که وی طرفدار اصلاح برجام است، اما اگر یک طرح واقعی برای خروج داشته باشیم، به اروپایی‌ها نشان می‌دهد که ترامپ جدی است و این امر احتمال دستیابی به یک توافق تکمیلی را افزایش می‌دهد.

وی می‌گوید: «برنامه‌ریزی برای پیشامدهای احتمالی خروج این امکان را به آمریکا می‌دهد تا قدرت چانه‌زنی‌اش برای اصلاح برجام را افزایش دهد.»

گزارش نشست بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها‌، نتیجه می‌گیرد که «بدون داشتن طرح و نقشه‌راهی، روسیه و ایران بهره‌مند از شرایط خواهند شد که این امر، منجر به تهدید امنیت ملی آمریکا خواهد شد.»

با فرض اینکه ترامپ خروج آمریکا از برجام را اعلام خواهد کرد، گزارش اندیشکده مذکور به ترسیم شرایط و سناریوهای «با احتمال بسیار زیاد» و «بدترین وضعیت» پرداخته است. بنا بر این گزارش، به احتمال زیاد ایران به برجام پایبند خواهد ماند، و دیگر کشورها را تشویق خواهد کرد تا با تحریم‌های آمریکا همراهی نکنند؛ ایران به تدریج توان موشکی و هسته‌ای‌اش را افزایش خواهد داد؛ اقدامات گروه‌های حامی و نیابتی‌اش در منطقه را بیشتر خواهد کرد تا به این طریق آمریکا را وادار سازد که به توافق برگردد. بدترین سناریو آن است که ایران شدیداً توان غنی‌سازی‌اش و فشار و نفوذ منطقه‌ای‌اش را افزایش خواهد داد که این امر منجر به بالا گرفتن بحران می‌شود.

این گزارش همچنین به واکنش‌های احتمالی روسیه، اروپایی‌ها و چین می‌پردازد. اروپایی‌ها احتمالاَ در راستای اعمال تحریم‌های جدید حرکت خواهد کرد اما ممکن است یک گزینه آنها این باشد که به ایران پیوسته و با تحریم‌ها مخالفت کنند و به صورت دیپلماتیک آمریکا را محکوم کنند. علاوه بر این، گزارش مذکور خواستار آمادگی و همکاری متحدان آمریکا در خاورمیانه برای تأمین نفت و نیز آمادگی برای مقابله با فشارهای ایران در منطقه‌، شده است.

وزارت دفاع آمریکا باید برای مقابله و واکنش نشان دادن به هر گونه پاسخ و رفتار ایران که ممکن است نیروهای آمریکایی و متحدانش را هدف قرار دهد، آماده باشند. علاوه بر این باید نقشه‌ راهی برای آرامتر کردن اوضاع در صورت تمایل ایران برای مذاکره با آمریکا پس از خروج، وجود داشته باشد

چرا پوتین محبوب روس‌ها شد؟

پوتین

یک دهه تحقیر و دوری از جایگاهی که روس‌ها بیش از سه دهه از آن برخوردار بودند، سبب شد روس‌ها در سال 2000 به‌سمت شخصیتی سوق پیدا کنند که می‌توانست این حقارت را جبران و بخشی از عظمت آن‌ها را ترمیم کند.

به گزارش مشرق، پوتین لباس تزار بر تن کرده و در حال خودنمایی در خارج نزدیک و غیرنزدیک خود است. او بعد از ضمیمه کردن کریمه، حال به‌سمت غرب آسیا حرکت کرده است. هرچند در این راه اسیر ناملایمات سیاسی از ناحیه قدرت‌های منطقه‌ای مثل ترکیه و قدرت‌های بین‌المللی مثل آمریکا شده است، ولی سؤال این است که در پی این سیاست‌های روسیه، چه منطقی وجود دارد؟ چرا روسیه معادلات واقع‌گرایانه‌ی معمای امنیت را تعقیب نمی‌کند؟ چرا این کشور به‌جای پی‌جویی امنیت، دست به پی‌جویی عزت و احترام زده است؟ این‌ها سؤالاتی است که پیرامون رفتار سیاست خارجی روسیه دوران پوتین می‌بایست مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد.

 روسیه بعد از جنگ سرد

 از سال 1944 و بعد از جنگ جهانی دوم بود که معادله‌ی روابط بین‌الملل به نزاع سرد بین شوروی و آمریکا تبدیل شد. در این دوره، نظام بین‌الملل دوقطبی تحت قیمومت کاپیتالیسم و سوسیالیسم بود. دو کشور در تمام صحنه‌های سیاسی، نظامی، تبلیغاتی، فرهنگی و اقتصادی، هم در نزاع سرد با یکدیگر زیست می‌کردند و هم در رأس قدرت‌های بین‌المللی در هریک از این صحنه‌ها قرار داشتند. اوج بحران نیز به بحران موشکی کوبا برمی‌گردد که بیم آن می‌رفت تا تبدیل به یک رویارویی مستقیم اتمی بین دو کشور تبدیل شود.
 
اما با دگرگونی‌ها و تغییرات سیاسی و اقتصادی در شوروی و اصطلاحاً فروپاشی «اتحاد جماهیر شوروی»، دنیای دوقطبی چهاردهه‌ای نظام بین‌الملل جای خود را به دنیای تک‌قطبی (و به قرائتی تک‌چندقطبی) بعد از 1991 داد. روسیه نه‌تنها بازیگر بین‌المللی نبود، که حتی در برخی موارد، در حدواندازه‌ی یک بازیگر منطقه‌ای قرار می‌گرفت. دلایل آن نیز مشخص بود. بحران‌های متوالی اقتصادی، خلأ مشروعیت ایدئولوژیک، بحران‌های سیاسی و مشکله‌ی هژمونی‌سازی منطقه‌ای و هژمونی بین‌المللی، سبب شد تا روسیه دیگر بازیگری بین‌المللی نباشد. این مسائل سبب شد روسیه به مرزهایی برگردد که در قرن هجدهم در موقعیت آن بود.
 

 روس‌ها ناچار بودند از حقارت فرار کنند

یک دهه تحقیر و دوری از جایگاهی که روس‌ها بیش از سه دهه از آن برخوردار بودند، سبب شد روس‌ها در سال 2000 به‌سمت شخصیتی سوق پیدا کنند که می‌توانست این حقارت را جبران و بخشی از عظمت آن‌ها را ترمیم کند و آن کسی نبود جز ولادیمیر دلادیمیروویچ پوتین. وی در 7 اکتبر 1952 در شهر لنینگراد متولد شده است. او در سن 47سالگی توجه روس‌ها را به خود جلب کرد و آن‌ها را به عظمت گذشته‌ی خویش امیدوار ساخت. 

روس‌های سرخورده، از پشت لنز دوربین‌ها و از صفحات روزنامه‌ها در حال نظاره‌ی کسی بودند که امید را در آن‌ها زنده می‌کرد. بی‌دلیل نبود که «رئیس‌جمهور جدید روسیه در این سال‌ها بیش از هرچیزی به‌عنوان سوژه‌ی اصلی رسانه‌ها و دوربین‌ها بود و روس‌ها توانمندی‌های مختلفش را در جودو، شنا و آمادگی بدنی‌اش، مهارت‌های مختلفی که در زمان حضورش در کاگ‌ب از او یک نیروی کارکشته ساخته بود، می‌دیدند. کسی که خودش هم از رسانه‌ای شدن بدش نمی‌آمد.
 
کسی که به سوژه‌ی دوست‌داشتنی عکاسان خبری تبدیل شده بود.»1 روس‌ها ناگزیر شدند پوتین را انتخاب کنند. به همین خاطر، وقتی بوریس یلتسین وی را به‌عنوان جانشین رئیس‌جمهور به مردم معرفی کرد، در کمتر از یک هفته رأی اعتمادش را به‌عنوان نخست‌وزیر از پارلمان اخذ کرد و در 31 دسامبر به‌عنوان کفیل رئیس‌جمهور برگزیده شد و در انتخابات می ‌2000 روس‌ها او را به‌عنوان رئیس‌جمهور برگزیدند و این‌گونه همه‌چیز دست‌به‌دست هم داد تا پوتین شخصیت دوست‌داشتنی روس‌ها شود.

 روس‌ها به‌دنبال تغییر جایگاه بین‌المللی بودند، پوتین منجی آن‌ها شد

 اما روس‌ها همان‌طور که اشاره شد، بیش از آنکه نگران موقعیت اقتصادی خود باشند، به‌دنبال فردی می‌گشتند که جایگاه بین‌المللی آن‌ها را تغییر دهد. هرچند روس‌ها از دوره‌ی بعد از جنگ سرد کم‌وبیش درصدد حل بحران‌های بین‌المللی بودند، اما به‌طور خاص از سال 2000 به بعد تلاش کردند این نقش حلال مشکل خود را گسترش دهند.
 
 با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین در سال2000 ، روسیه تحولاتی اساسی به خود می‌بیند. او هم در دوره‌ی نخست‌وزیری‌اش و هم دوره‌ی ریاست‌جمهوری‌اش، به اجرای اقدامات بنیادین برای دستیابی به جایگاهی مطلوب برای روسیه در نظام بین‌الملل پرداخت. برای مردم روسیه، روی کار آمدن پوتین در آستانه‌ی سال 2000، شخصیتی را تداعی کرد که می‌تواند غرور ازدست‌رفته‌ی آنان را به‌عنوان شهروندان یک ابرقدرت پیشین در عرصه‌ی سیاست خارجی بازگرداند و رأی به او که عضو کاگ‌ب (منفورترین سازمان روس) در ده سال پیش بود، نشان از امید مردم به بازسازی عظمت ازدست‌رفته داشت.2
 
 در عرصه‌ی خارجی، روسیه بعد از حوادث 11 سپتامبر، نظام بین‌الملل را عرصه‌ای مناسب برای دست یافتن به یک نظام مبتنی بر چندقطبی می‌داند. در استراتژی‌هایی که از سال 2000 تا 2010 در قالب اسناد ملی طرح‌ریزی شد، به‌خوبی نوع نگاه به سیاست خارجی آشکار است. زمانی که اسناد مربوط به مفهوم امنیت ملی، مفهوم سیاست خارجی و دکترین نظامی در آغاز سال 2000 منتشر شد، مفاد آن‌ها به‌خوبی بیان‌کننده‌ی یک دگرگونی اساسی در سیاست مسکو نسبت به جهان بود. در این اسناد، بر مفهوم سیاست خارجی برای دستیابی به جایگاهی محکم و آبرومندانه در جامعه‌ی جهانی تأکید شده است؛ به‌طوری‌که با منافع روسیه به‌عنوان یک قدرت بزرگ جهانی و یکی از مراکز دارای نفوذ، همخوانی کامل داشته باشد. این اسناد ساختار جهان تک‌قطبی تحت سلطه‌ی آمریکا را یکی از خطرات اصلی برای منافع روسیه قلمداد می‌کند، اولویت سیاست خارجی روسیه را تضمین امنیت قابل اتکای کشور، تقویت حاکمیت و محافظت از حاکمیت سرزمینی روسیه می‌داند و برای دستیابی روسیه به جایگاه یک قدرت بزرگ و یکی از مهم‌ترین مراکز نفوذ در جهان، بر لزوم رشد سیاسی، اقتصادی، فکری و معنوی تأکید می‌نماید.3
 
 همچنین این اسناد در بُعد دفاعی و امنیتی، مخالفت قاطع با سیستم دفاع موشکی آمریکا و تأکید بر مشارکت با اروپا و ناتو جهت ایجاد یک سیستم دفاعی جدید را از جهت‌گیری‌های سیاست خارجی روسیه عنوان می‌کند. سیاست خارجی پوتین به‌عنوان یک سیاست‌مدار اوراسیاگرا، ناظر بر تقویت نقش و جایگاه منطقه‌ای و جهانی روسیه بود. بااین‌حال، اساس سیاست خارجی پوتین با بهره‌گیری از دو دیدگاه لیبرال‌ها و ملی‌گرایان محافظه‌کار طراحی گردید. از این نگاه، استراتژی اقدامات یکجانبه‌ی آمریکا و ناتو می‌تواند وضعیت بین‌المللی را بی‌ثبات کند و باعث ایجاد تنش، مسابقه‌ی تسلیحاتی و کشمکش میان دولت‌ها گردد. ازاین‌رو، بر نظام چندقطبی و پیگیری سیاست خارجی مستقل و سازنده براساس وضعیت ژئوپلیتیکی روسیه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اوراسیا تأکید شده است.4

 اصول پوتین برای روسیه‌ی جدید

پوتین از ابتدای به قدرت رسیدن، سه اصل نوسازی اقتصادی، دستیابی به جایگاه برجسته در فرایندهای رقابت جهانی و بازسازی جایگاه روسیه به‌عنوان قدرت بزرگ جدید را مبنای سیاست خارجی خود قرار داد.5 همان‌طور که مشاهده می‌شود، دو اصل از سه اصل پوتین به ارتقای جایگاه بین‌المللی این کشور در سطح بین‌المللی برمی‌گردد.
 

غرب و ژانوس دوچهره‌ی پوتین

 پوتین در راستای همین سه اصل مخالف یکجانبه‌گرایی آمریکایی‌ها بود، اما ملاحظه‌ی شرایط سیاسی و اقتصادی سبب شد تا در دوره‌ی اول حکومتش نارضایتی نامحسوس نسبت به این موضوع داشته باشد و تنها از ابتدای دوره‌ی نخست‌وزیری و به‌طور مشخص‌تر 2012 به بعد، به‌صورت آشکار با اعتمادبه‌نفس حاصل از دستاوردها و موفقیت‌های خود در حوزه‌های مختلف ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی، سیاست «مقاومت مستقیم» را در برابر یکجانبه‌گرایی و توسعه‌طلبی‌های آمریکا در پیش گرفت.6

بیشتر بخوانید:

ولادیمیر پوتین ۷۶.۶ درصد آراء انتخابات را به خود اختصاص داد

رویکرد پوتین در سیاست خارجی را می‌توان به ژانوس دوچهره‌ی یونانیان باستان تشبیه کرد. از یک‌سو همکاری با غرب را پیش کشید و از سوی دیگر، تقابل و تضاد را. سیاست پوتین در قبال غرب، ترجمه‌ی سیاست پوتین برای ارتقای جایگاه روسیه است که به دو دوره‌ی تاریخی تقسیم می‌شود: سیاست همکاری با غرب در دو دوره‌ی اول ریاست‌جمهوری (از سال 2000 تا 2008) و دوره‌ی استقلال ملی (از 2012 تاکنون).
 
 پوتین در هشت سال ابتدایی حکومتش بر روسیه، از هرگونه تقابلی با غرب اجتناب نمود و سیاست عمل‌گرایانه‌ی همکاری با آمریکا را پیشه کرد. دلیل آن نیز شرایط اقتصاد و سیاسی ضعیف روسیه و اجتناب از بار کردن هزینه بر روسیه‌ی دچار بحران بود. در دوره‌ی دوم این سیاست (از 2012 به بعد)، یعنی بعد از روی کار آمدن مدودف و انتخاب پوتین به‌عنوان نخست‌وزیر، با بهبود نسبی وضعیت اقتصادی و سیاسی روسیه و تقویت جایگاه اقتصادی این کشور، تقابل روسیه و غرب سمت‌وسوی جدیدی به خود گرفت.

 ابرقدرتی انرژی و اعتمادبه‌نفس در سطح ملی

منابع نفت و گاز برای بازگشت روسیه به جایگاه برجسته در نظام بین‌الملل اهمیت کلیدی دارد. به‌طور گسترده، هم در نظام بین‌الملل و هم در کرملین، چنین فرض می‌شود که ثروت انرژی، روسیه را برای احیای جایگاه ابرقدرتی در جهان قادر خواهد ساخت. این یک موضوع عادی است که روسیه به یک ابرقدرت انرژی تبدیل شده است.
 
این کشور تولیدکننده‌ی برجسته‌ی گاز طبیعی است و از سال 1998 تا 2004 نزدیک به 48 درصد از نفت جهان را تأمین کرده است. روسیه 22 درصد از صادرات گاز طبیعی را دارد و از 40 درصد واردات گاز اروپا، 25 درصد آن را تأمین می‌کند. همچنین این کشور 12 درصد از تولیدات نفتی جهان را دارد که 22 درصد آن برای کشورهای اروپایی است. این کشور همچنین صادرات نفت و گاز کشورهای ترکمنستان و قزاقستان را کنترل می‌کند.
 
بدین‌ترتیب دیپلماسی نفتی روسیه در ابتدا مربوط به کشورهای اروپایی است؛ چراکه این کشورها در حوزه‌ی اقتصادی نیاز شدید به نفت روسیه دارند و وابستگی خود به نفت روسیه را نقطه‌ضعف برای خود می‌دانند و به همین دلیل، به دنبال آلترناتیوهایی برای تأمین انرژی هستند.7
 
همین طرح موضوع «ابرقدرت انرژی روسیه» کافی بود تا پوتین با اعتمادبه‌نفس کامل در برابر سیاست‌های یکجانبه‌ی آمریکا و در گام بعدی بلندپروازی‌های ناتو درخصوص اروپای شرقی‌ و سیاست‌های گسترش به شرق این سازمان، بایستد.

 کریمه و سوریه؛ نماد پی‌جویی منزلت بین‌الملل

 زمانی که نیکیتا خروشچف، کریمه را در سال 1954 به اوکراینی‌ها هدیه کرد، شاید روس‌ها گمان نمی‌کردند که اوکراین در چهار دهه بعد، یعنی در 1991 از آن‌ها مستقل شود و کریمه را به‌همراه خود ببرد و قطعاً فکر نمی‌کردند شش دهه بعد، هدیه‌ی خود را به‌گونه‌ای پس بگیرند که قابلیت تبدیل شدن به یک جنگ بین‌المللی را داشته باشد و تمام افکار عمومی را معطوف خود کند. اما پس گرفتن این هدیه، هزینه‌های سنگینی برای روس‌ها در پی داشت که کمترین آن، اعمال تحریم‌های یکجانبه و چندجانبه‌ی بین‌المللی بود. ولی بااین‌حال روس‌های تشنه‌ی منزلت بین‌المللی و روس‌هایی که به‌دنبال ارتقای جایگاه بین‌المللی کشورشان بودند (جایگاهی که تحت‌الشعاع غرب و توجهات آمریکا نباشد)، به‌شدت از آن استقبال کردند. به‌گونه‌ای که میزان محبوبیت ولادیمیر به نود درصد و بالاترین سطح در بین همه‌ی رئیس‌جمهوران روسیه رسید.
 
طبق نظرسنجی‌ای که مرکز پژوهش افکار عمومی روسیه در روز 24 نوامبر 2015 انجام داد، محبوبیت پوتین نسبت به سال گذشته نزدیک به 24 درصد افزایش یافته است. این مرکز اعلام داشت «افزایش محبوبیت در جریان اتفاقات کریمه (پیوستن مجدد این منطقه به روسیه) در بهار سال 2014 به ثبت رسیده و این شاخص به‌مدت شانزده سال در سطحی بالا مانده است. در یک‌سال‌ونیم گذشته، این میزان به‌طور باثباتی بالا و بیش از 84 درصد مانده است.»8 

در همین راستا، در ماه نوامبر سال 2014، مجله‌ی «فوربس» رئیس‌جمهور روسیه را به‌عنوان قدرتمندترین فرد جهان معرفی کرد. گفتنی است پوتین همچنین در فهرست فرد سال 2014 مجله‌ی «تایم» در جایگاه سوم قرار گرفت.
 
سوای از اینکه الحاق کریمه به روسیه قانونی بود یا نه، مشروع بود یا نه، مطابق با منطق حقوق بین‌الملل بود یا نه، تجاوزطلبانه بود یا نه و امثالهم، شبه‌جزیره‌ی کریمه روس‌ها را به آرزوی دیرینه‌ی خویش بازگرداند؛ روس‌هایی که تلاش داشتند از طریق یک سکو به قلب تحولات بین‌المللی (که سابق بر این در آن قرار داشتند) پرش کنند و کریمه برای آن‌ها این نقش را بازی کرد.
 
اما کریمه هرچند تسلی‌ خاطر روس‌هایی بود که به‌دنبال بازگرداندن غرور ازدست‌رفته‌شان بودند، همان‌طور که اشاره شد، برای آن‌ها هزینه‌های زیادی داشت. از جمله‌ی این هزینه‌ها، تلاشی بود که غرب برای انزوای بین‌المللی روسیه انجام داد و در این مسیر موفق نیز شد.
 
روس‌ها برای عبور کردن از فضای پس از کریمه، نیازمند به یک سکوی دیگر بودند تا از انزوای تصویرشده توسط غرب خارج شوند و سوریه بهترین موقعیت بود تا پوتین این مشکل را نیز برطرف کند؛ جایی که پای روس‌ها را بعد از چهل سال، به منطقه‌ی غرب آسیا باز کرد. «روسیه از آمریکا انتظار دارد که به نقش، منافع و جایگاهش احترام بگذارد. این به چالش کشیدن سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا در این راستاست. روسیه خاورمیانه‌ی انحصاری آمریکا را قبول ندارد و می‌خواهد متناسب با ارتقا و احیای جایگاه خود در نظام بین‌الملل، به بازتعریف منافع خود در خاورمیانه بپردازد.»9
 
سوای از جایگاه استراتژیک سوریه برای روس‌ها، ارتباط و نزدیکی بین دو کشور، اتحاد دیرینه، تفکرات ژئوپلیتیک آن‌ها، نقش غرب آسیا به‌عنوان خارج نزدیک، بیم سرایت تفکرات رادیکال به حوزه‌ی قفقاز و جنوب غرب روسیه و سایر مواردی که درخصوص «علل تمایل روسیه به حل بحران سوریه» وجود دارد، یک نکته حائز اهمیت فراوان است و آن «انتظار احترام» توسط نظام بین‌الملل و در رأس آن کشورهای غربی برای روسیه به‌عنوان یک بازی‌گردان بین‌المللی است؛ یعنی کشوری که نه‌تنها انگیزه‌ی «حل بحران‌های بین‌المللی» را دارد، بلکه از این توان نیز بهره‌مند است.
 
پوتین نیز ماهرانه این «طلب احترام» را به واقعیت نزدیک کرد. بعد از حضور پرفروغ روس‌ها در سوریه و کمک‌های شایان این کشور در مبارزه علیه داعش، پوتین ابتدا نقش بدیل خویش، یعنی ائتلاف به رهبری آمریکا را زیر سؤال برد و ثابت کرد اقدامات آن چیزی جز یک «نمایش هوایی» نیست. سپس دست همدستان منطقه‌ای گروه‌های افراطی را یکی پس از دیگری در حمایت از تروریست‌ها رو کرد. در ماجرای حمله به جنگنده‌ی سوخو 24 روسیه، جنگ رسانه‌ای علیه ترک‌ها را به‌اندازه‌ای بالا برد که برای افکار عمومی مشخص شود که بدیل پوتین، هیچ حیثیت و احترامی نباید داشته باشد.
 
هرچند ماجرای سوریه ادامه خواهد داشت و نقش و بازیگری روسیه در آن به‌طور کامل مشخص نیست، اما آنچه مراد پوتین در این کارزار بوده، برای وی و روس‌ها به دست آمده است. روس‌ها به‌دنبال غرور پیشین خویش در محیط بین‌الملل بودند و سوریه آن‌ها را به این میل احترام‌طلبی نزدیک کرده است.

 فرجام سخن

پوتین قهرمان بازگرداندن روسیه از جایگاه یک قدرت منطقه‌ای به یک «قدرت بزرگ» و مسامحتاً یک ابرقدرت بین‌المللی است. البته آمریکا هنوز اصرار دارد قدرت روس‌ها را نبیند. برای مثال، باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، در سال 2014 در اظهاراتی که به‌نوعی تحقیرآمیز بیان شد و طعنه‌ای به سیاست‌های ولادیمیر پوتین بود، روسیه را یک «قدرت منطقه‌ای» قلمداد کرد، اما قامت روسیه قطعاً از «قدرت منطقه‌ای» بلندتر است و روس‌ها این مهم را مدیون ولادیمیر ولادیمیروویچ پوتین هستند؛ شخصی که به‌صورت عریان جودو می‌کند، با حیوانات وحشی گلاویز می‌شود و خرس شکار می‌کند و در یک جمله، شخصیتی است که روس‌ها را از اسارت جملات و حقارت‌هایی شبیه آنچه از اوباما ذکر شد، می‌رهاند و نوید روسیه‌ای را به آن‌ها می‌دهد که آن‌ها به آن علاقه دارند؛ کشوری با قابلیت بازی‌گردانی بین‌المللی. پوتین شخصیتی به‌شدت احترام‌طلب، منزلت‌جو و شیفته‌ی عزت شخصی و ملی است.