موضوع: صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت/قدسیان گوئی که شعر حافظ از بر می کنند

حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت
ز شعر حافظ و این طبع همچو آب خجل
از آن نهفت رخ خویش در نقاب صدف
که شد ز نظم خوشش لؤلؤ خوشاب خجل