دعای(أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ )
دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ
مَعَ اللَّهِ قَلِیلاً ما تَذَكَّرُونَ (62/نمل)
یا
كیست آنكس كه دعاى مضطر را اجابت مى كند و گرفتارى را برطرف مى سازد، و
شما را خلفاى زمین قرار مى دهد، آیا معبودى با خداست؟ كمتر متذكر مى
شوید!
آرى در آن هنگام كه تمام درهاى عالم اسباب به روى انسان بسته
مى شود كارد به استخوانش مى رسد، و از هر نظر درمانده و مضطر مى گردد،
تنها كسى كه مى تواند قفل مشكلات را بگشاید، و بنبستها را بر طرف سازد، و
نور امید در دلها بپاشد، و درهاى رحمت به روى انسان درمانده بگشاید، تنها
ذات پاك او است و نه غیر او. از آنجا كه این واقعیت به عنوان یك احساس فطرى
در درون جان همه انسانها است، بتپرستان نیز به هنگامى كه در میان امواج
خروشان دریا گرفتار مى شوند تمام معبودهاى خود را فراموش كرده، دست به
دامن لطف اللَّه مى زنند همانگونه كه قرآن مى گوید: فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ: هنگامى كه سوار كشتى مى شوند خدا را مى خوانند در حالى كه پرستش را مخصوص او مى دانند (65/عنكبوت)