
مادرم کسی بود که زندگی مرا ساخت. او برای من بهترین، درستکارترین و معتمدترین آدم روی زمین بود و تنها به خاطر وجود او بود که احساس میکردم چیزی مرا به ادامه زندگی تشویق میکند. من هیچگاه از او ناامید نشدم چون همیشه یک حامی تمام و کمال بود و در هیچ شرایطی امید مرا به ناامیدی تبدیل نکرد.» ادیسون میگوید: «در مراحل مختلف آزمایشها و اختراعات بارها و بارها شکست میخوردم و حتی خرابی به بار میآمد اما میدانستم که تنها یک مکان مرا دوباره آرام و به ادامه کار تشویق میکند و آن هم نزد مادرم بود. هیچگاه مرا سرزنش و یا مسخره نکرد. او ناامیدم نکرد و فقط حمایت و پشتیبانی از او میدیدم. صبر من که زبانزد همه همکاران بود از مادر به من رسیده بود. او با درایت و راهکارهای عاقلانه و درست، زندگی مرا ساخت و من هم تا جایی که میتوانستم دنیا را ساختم.»
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ ساعت 5:44 توسط اصغر
|