بیست و هشت آوریل، آدولف هیتلر تصمیم نهایی خود را گرفت و از همه‌ی کسانی که در این روزهای سخت در کنار او مانده بودند خواست که همان شب برای استماع آخرین سخنان او در سالن کنفرانس حضور یابند.هیتلر پس از معرفی جانشینان خود چند ثانیه سکوت اختیار کرد و سپس گفت «من تصمیم داشتم تا زمانی که مسئولیت سنگین رهبری ملت آلمان را به عهده دارم ازدواج نکنم، ولی اکنون که ماموریت من در روی زمین به پایان رسیده، پیش از آنکه به جهان باقی بشتابم می‌خواهم رسما با اوا براون، دختر وفادار و فداکاری که سالیان دراز با من به سر برده و در این روزهای سخت هم داوطلبانه و به میل و اراده‌ی خویش سرنوشت خود را به من پیوند داده است ازدواج کنم و او همچنانکه در زندگی نزدیک‌ترین یار و شریک لحظات شیرین عمر من بود پس از مرگ هم با من و در کنار من خواهد بود...»حاضران با خوشحالی از جا برخاسته و کف زدند.خبر، وارونه به دار آویخته شدن اجساد موسولینی و همسرش در میلان، عصر همان روز به گوش هیتلر رسید و موجب تسریع اجرای تصمیم قبلی او برای خودکشی شد. هیتلر وصیتنامه‌ی خود را در سه نسخه ماشین شده و آماده بود امضا کرد و گوبلز و بورمان هم هر سه نسخه‌ی آن را به عنوان شهود امضا کردند. هیتلر سپس خطاب به هر دو آن‌ها گفت که در بیست و چهار ساعت آینده به حیات خود خاتمه خواهد داد، زیرا نمی‌خواهد زنده یا مرده به دست روس‌ها بیفتد. هیتلر بارها تاکید کرد که جسد او و همسرش را طوری بسوزانند که اثری از آن بر جای نماند، زیرا اگر چیزی باقی بماند روس‌ها آن را در موزه‌های خود مورد استفاده خواهند داد.

ساعت سه بعداز ظهر هیتلر با یونیفرم نظامی و اوا با آرایش کامل و لباس سیاهی که زیبایی او را دوچندان جلوه‌گر می‌ساخت از اطاق خود بیرون آمدند و به عنوان خداحافظی با همه دست دادند.

هیتلر برای اوا براون مرگ آسان‌تری را انتخاب کرد. او با خوردن یک کپسول حاوی زهر در ساعت سه و نیم بعداز ظهر روز سی‌ام آوریل در برابر هیتلر جان داد و لحظه‌ای بعد هیتلر با گلوله‌ای که با اسلحه‌ی کمری «والتر» به مغز خود شلیک کرد و در دم جان سپرد. با شنیدن صدای گلوله گوبلز و بورمان، هیتلر و اوا را در کنار هم نقش بر زمین یافتند.