مروری بر.تاریخ پر تجربه ایران:
بحث افغانستان و هرات پیش میآید.ایرانیها میایستند. جهاد میکنند. حسام السلطنه هرات را تصرف میکند. اما هجوم دشمن در جنوب برای تلافی آغاز میشود. باید مقاومت کرد. علما رساله جهادیه مینویسند. حکومت هم اراده مقاومت دارد، اما چه کنیم که توانایی نیست. هرات را پس می دهیم و به مرزهای کنونی قناعت می ورزیم.
جنگ جهانی اول عالم گیر می شود. تکلیف ما روشن نیست. در کنار کدام یک از قدرتها باشیم. اصلا چه هستیم؟ آیا نیرویی داریم؟ آیا ارتشی داریم؟ به سمت آلمانها و عثمانیها میرویم. در نهایت بی طرف می مانیم. جنگ تمام می شود. آسیب فراوان دیدهایم. قحطی پدر ما را در آورده است. هزاران نفر مردهاند، اما هیچ چیزی از غنایم این جنگ نصیبمان نشده است.در جنگ جهانی دوم. ارتشی داریم از دوره رضاشاه. ظاهرش با شکوه اما طبل توخالی. لشکرها و تیپها در گوشه و کنار. رضا شاه مدافع آلمانها میشود. گویی سالها هوای آنها را دارد. عاقبت چی؟ بی طرفی. باز هم جنگ تمام می شود. ایران با اشغال دولت ها آسیب دیده، اما هیچ چیزی نصیبش نمیشود. بعدها به زحمت تعدادی خر چاق و چله که از قبرس آوردهاند از هواپیما پیاده کرده به ایرانی ها تحویل دادند تا نشانی ازکمکهای اصل چهار ترومن باشد و جبران خسارتهای ما در جنگ! این در حالی بود که افریقا و آسیا را بین خودشان تقسیم کردند.
می خواهیم نفت را ملی کنیم. مقاومت می کنیم. می ایستیم. مبارزه می کنیم. در جبهه خارجی و داخلی. بیانیه می دهیم. مصاحبه می کنیم. مجلس منحل می کنیم. مردم را به میدان بهارستان می کشیم. اما هرچه بحث از مصالحه می شود زیر بار نمی رویم. ادامه می دهیم. عاقبت چه می کنیم. به جان هم می افتیم. در حالی که نیرویمان از دست رفته. بخشی وارد جریان مخالف شده. کودتا شده و همه چیز را یعنی هر چیزی را هم که بدست آورده بودیم از دست داده ایم، صحنه را به دشمن وا می گذاریم.تاریخ پر تجربه را بخوانیم و خصائص جنس ایرانی یا این روح هگلی حاکم بر نژاد ایرانی را دریابیم.
بدون شک باید قدر این ملت سرافزار را بدانیم. ملتی که با مقاومت سی و سه ساله خود توانسته است پیشرفتهای زیادی داشته باشد و راه را برای پیروزی های دیگر هموار کند.
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۲۰ ساعت 7:58 توسط اصغر
|