این که در قرآن کریم در سوره عنکبوت آیه ۴۵ فرمود: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ» و نماز را برپا دار، که نماز [آدمى را] از زشتکارى و ناشایست باز مى‌‏دارد، و قطعا یاد خدا بزرگتر است.‏

این که فرمود: نماز انسان را از بدی‌ها باز می‌دارد، این در واقع یک نهی ظاهری نیست. در واقع یعنی نماز یک نورانیتی در دل ایجاد می‌کند که نمی‌گذارد انسان، سراغ بدی‌ها برود.

نماز واقعی یک روشنایی در قلب انسان به وجود می‌آورد که در سایه این روشنایی، دیگر انسان سراغ چاله‌ها نمی‌رود. سراغ چاه‌ها نمی‌رود.

آن کسی توی چاه می‌افتد که چاه را نمی‌بیند. در یک تیرگی و تاریکی قرار گرفته، مسیر انحرافی را تشخیص نمی‌دهد و گرنه انسان بینا در فضای روشن که نمی‌آید راه صحیح را رها کند و توی چاله‌ها و چاه‌ها بیفتد.

علتش هم این است که بر اساس آن نورانیت نماز، ذائقه این انسان، ذائقه انسانی مانده است، ذائقه الهی شده است، دیگر خوراک‌هایی که متناسب با حیوانیت است برای او مطلوب نیست. این روشنایی را پیدا می‌کند. این آگاهی را پیدا می‌کند.

سول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «اعبد اللَّه‏ کانک‏ تراه فان لم تکن تراه فإنه یراک»

به گونه‌ای عبادت کن که گویا خدا را می‌بینی. اگر تو خدا را نمی‌بینی همانا خدا تو را می‌بیند.

انسان گاهی در حال عبادت آنچنان غرق در معبود است که نه توجهی به محضر دارد و نه توجهی به حضور دارد، آنقدر متوجه جمال حق شده، آنقدر متوجه زیبایی‌ها و دلربایی‌های حق و حقیقت شده و در معبود ذوب شده که هیچ گونه غیری توجه او را به خودش جلب نمی‌کند. خوب این حالتی است که برای کملین است، برای افراد برجسته است