فؤاد ایزدی استاد دانشگاه تهران معتقد است به واسطه وجود اختلافات در آمریکا بر سر نوع مواجهه با ایران، مذاکره سود و سرانجامی نخواهد داشت. او می‏گوید در عوض فکر کردن به مذاکره که به ضرر ما تمام خواهد شد، می‏بایست ظرفیت‏هایمان را در دل جامعه امریکایی بازبشناسیم و نوعی حرکت خزنده از درون را برای مدیریت مناسبات پی بگیریم. او در عین حال معتقد است اگر فشارها علیه ایران افزایش پیدا کند، ایران باید وارد فاز مقابله به مثل بشود

آینده روند تحریم‏های یکجانبه امریکا علیه ایران به چه صورت خواهد بود؟

تحریم‏ها ادامه پیدا می‏کند، البته ممکن است یک مقداری کم‏تر شود. یعنی دولت آمریکا متوجه شود که دیگر دامن زدن به بحث هسته‏ای ایران سودی را عائد او نمی‏کند. البته معلوم نیست متوجه شود، پس این تحریم‏ها ادامه پیدا می‏کند، و ممکن است اندکی کم‏تر شود، و احتمال زیادتر شدن آن نیز وجود دارد. تحریم‏ها را کنگره تصویب می‏کند و اوباما اگر بخواهد هم نمی‏تواند آن را وتو کند، چون اگر قانونی دوسوم آراء کنگره را به خود اختصاص دهد، نمایندگان می‏توانند وتوی رئیس‏جمهور را بشکنند. ما باید پروژه‏هایی را برای تاثیرگذاری روی برخی سناتورها ایجاد کنیم. ببینید؛ لابی اسرائیل قوی است ولی گاهی اوقات شکست‏هایی هم می‏خورد، مثلا در قضیه تشکیل دولت مستقل فلسطینی تلاش‏های لابی اسرائیل در سنا با شکست مواجه شد. ما باید این حالت را نسبت به ایران ایجاد کنیم.

مذاکره رسمی مستقل با جمهوری اسلامی اصلا به نفع جمهوری‏اسلامی نمی‏باشد. اکنون شاهد تکثر و تشتت آرا در بین تصمیم‏گیران آمریکا در رابطه با ایران هستیم و چون در این زمینه آمادگی ندارند، قطعا این مذاکرات با شکست مواجه خواهد شد و شکستِ مذاکرات شرایط را بدتر می‏کند. در این حالت ادعا می‏کنند مذاکره هم کردیم و به نتیجه‏ای نرسیدیم! مذاکره اصلا به نفع ما نیست، ولی باید عنایت داشته باشیم که درون آمریکا بر سر مساله ایران مابین تصمیم‏گیران دعواست و این دعوا به نفع جمهوری اسلامی است.

دعوا بین دو گروه، که گروه اول معتقد است باید تحریم‏ها‏ علیه ایران تشدید شود و گزینه جنگ را به کار می‏برند و گروه دوم که قائل به تشدید تحریم‏ها‏ و گزینه جنگ نیستند، هر چند موافق توقف تحریم‏ها‏ و فشارها هم نیستند، ولی خواهان تشدید آن هم نیستند، تا بتوانند وضعیت را کنترل کنند. از این جهت با توجه به این که این دعواها وجود دارد، جمهوری‏اسلامی نباید مذاکره کند، ولی باید پروژه‏ها‏ و کارهایی را برای ارتقای گروه دوم تعریف کند. یعنی باید از بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم.ین که می‏بینید اوباما صحبت از گزینه‏ها‏ی روی میز و حمله نظامی می‏کند، دو دلیل دارد، دلیل اول آنکه در محیط داخلی ایالات متحده کسی نمی‏تواند در مورد ایران صحبت کند، بدون اینکه چند تا ناسزا و فحش به ایران ندهد؛ چون گفتمان حاکم بر آمریکا این را می‏پذیرد. اگر این کار را ایشان نکند، رسانه‏ها‏ اولین نهاد‏ها‏یی هستند که به ایشان حمله می‏کنند، چون رسانه‏ها‏ی اصلی مرتبط با نهادهای صهیونیستی هستند. از آن‏طرف جمهوری‏خواهان به او حمله می‏کنند و یا حتی برخی دموکرات‏ها‏ به او حمله می‏کنند، یعنی این گفتمان غالبی هست که نسبت به ایران وجود دارد، فحاشی، تندگویی و ... و ایشان این حرف‏ها‏ را نمی‏تواند در عمل نزند، چون حالت غیر طبیعی پیدا می‏کند. ما الان ظرفیت بسیار خوبی را در ایرانیان مقیم آمریکا داریم، البته این‏هایی که شما می‏بینید می‏آیند و در تلویزیون‏های لس آنجلسی فحش می‏دهند این‏ها فسیل‏های ساواکی رژیم طاغوت می‏باشند، که هر هفته هم چند تا از اینها می‏میرند. نباید همه‏ی ایرانیهای مقیم را از این سنخ دید، این‏ها یک ظرفیت بسیار بالایی است، مسلمانان یک ظرفیت بسیار بالایی هستند، شیعیان هم همین‏طور.

جمهوری اسلامی در عین حال که باید در فکر تقویت گروه دوم باشد، در عین حال اگر ببیند که فشارها در حال بیشتر شدن است، باید به سمت مقابله به مثل حرکت کند، یعنی وقتی آنها به دنبال ضربه زدن به اقتدار جمهوری‏ اسلامی هستند، هیچ دغدغه‏ای در داخل کشور برای مقابله به مثل نباید وجود داشته باشد.

سیستم اقتصادی آمریکا بسیار شکننده‏تر از سیستم ماست، یعنی چون ما به تحریم عادت کردیم و مردم ما مردم مقاومی هستند، اما آنجا هم عادت ندارند و هم مقاومت مردمشان بسیار کم می‏باشد. از این جهت در این حوزه‏ها هم باید مطالعاتی صورت گیرد و در زمان لازم اقداماتی را انجام دهیم.