حضرت داوود به خدا گفت : همنشین من در بهشت کیست ؟ به نظر می رسید که همنشین او در بهشت یک پیامبر یا عابد یا زاهد باشد. به داوود خطاب شد که همنشین تو در بهشت یک زن خانه دار است.حضرت داوود به خدا گفت : همنشین من در بهشت کیست ؟ به نظر می رسید که همنشین او در بهشت یک پیامبر یا عابد یا زاهد باشد.

به داوود خطاب شد که همنشین تو در بهشت یک زن خانه دار است. تعجب حضرت داود (عليه السلام) موجب شد به خانه آن زن برود و دق الباب کند.

زن از خانه بيرون آمد تا حضرت را ديد گفت :

آيا در مورد من وحى رسيده است كه به خانه من آمده اى ؟

حضرت داود (عليه السلام) فرمود: آرى .

زن گفت : آن چيست ؟

حضرت داوود فرمود: آن وحى الهى است در فضيلت تو.

زن گفت : او من نيستم ، شايد زنى همنام من باشد، چون من لياقت آن را ندارم .

حضرت داوود فرمود: آن زن تو هستى .

زن گفت : به خدا كارى كه مرا به چنين موفقيت رسانده باشد از خود نمى بينم.

حضرت داوود (عليه السلام) به او فرمودند: اندكى از زندگى خود را برايم بگو.

زن گفت : هر درد و زيان و رنجى به من مى رسد صبر مى كنم و صبر كردم حتى از خدا نخواستم آن را برطرف سازد و براى صبرم پاداش نخواستم و همواره شكر خدا را نمودم من راضی به رضای خدا هستم و هیچ وقت از خدا ناراضی نبودم.

حضرت فرمودند: به او گفتم به همين خاطر به چنين مقامى رسيدى .

پس این طور نیست که بطور مطلق اگر کسی چیزی از خدا بخواهد ، خدا به او بدهد . مالکیت از آن خداست و اگر تسلیم خواسته خدا باشیم و از روی محبت او را بخوانیم او بهترین ها را برایمان محقق می کند و باید هم در آسایش وهم سختی دعا کنیم و راضی به رضای او باشیم.