داستان طنزآمیز
در رو که بستن ، راننده دید خیلی مستن ،
سریع ماشین رو روشن کرد ،بعد زود خاموش کرد و گفت:
مسافران عزیز رسیدیم به مقصد..!
مرد اولیه پول میده پیاده میشه...
مرد دومیه نه تنها پول میده بلکه تشکر هم میکنه !
مرد سومیه اما با عصبانیت تمام یه دونه محکم میزنه تو سر راننده !
راننده میگه چرا میزنی؟
میگه: اینو زدم که درس عبرتی بشه واست از این به بعد تند نری..!
داشتی هممونو به کشتن میدادی مرتیکه
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۰۳ ساعت 19:31 توسط اصغر
|