امریکا در عین این که دارای یک سیاست رسمی در مورد ایران است و این سیاست توسط وزارت خارجه یا کاخ سفید اعلام می شود، اما در درون خود با انواع بازیگران رو به رو است که این بازیگران قالب های فردی، قالب های نهادی و قالب های سازمانی مختلفی را به خود می گیرند. به وضوح در ایالات متحده بین نهاد اجرایی و نهاد قانونگذاری یعنی کنگره در خصوص ایران اختلاف و تضاد وجود دارد. هر چند که در زمینه های استراتژیک بین آن ها پیوند قابل توجهی وجود دارد. در کنگره امریکا گروه های جانبدار اسرائیل در تمام مراحل انتخابات سعی بر افزایش بیشتر تحریم ها علیه ایران داشتند. این روند بعد از انتخابات هم توسط آن ها دنبال می شود. هدف آن ها بستن دست رئیس جمهور امریکا در هر گونه تعامل با ایران در اثر تحولات مربوط به انتخابات ایران است. در عین حال نمی توان از این واقعیت چشم پوشید که به طور شگفت انگیزی فضا علیه این گروه ها ایجاد شده و گروه هایی که پیوسته بر طبل جنگ می کوبیدند در حاشیه قرار گرفته اند. در حاشیه قرار گرفتن این گروه های تندرو در متن جامعه سیاسی امریکا تحول کم ارزشی نیست.

در این فضا است که امکان تعامل با ایران مجددا در بین برخی از محافل سیاسی امریکا مطرح شده است. هرچند که برای این تعامل اما و اگر های متفاوتی وجود دارد. نفس باب شدن این فضای تعامل به نوبه خود قابل توجه است. اما کشمکش بین نیروهای مقابله گرا و تعامل گرا با ایران در ایالات متحده به نظر می رسد در پی انتخابات تا حدودی به نفع تعامل گرایان در حال تغییر و دگرگونی است. هر چند که در این میان دستپاچگی و ناراحتی گروه های صهیونیستی و خصوصا گروه های راست صهیونیستی بسیار قابل مشاهده است. این دسته از نیروهای سیاسی حتی از تصور کم شدن تنش بین ایالات متحده و ایران در پی انتخابات نگرانند و سعی می کنند به گونه ای با انواع وسایل و ابزارهای تبلیغاتی و سیاسی و تهدیدی فضا را به مراحل پیشین بازگردانند.

اما این کشمکش سیاسی چه برآیند و نتایجی در بر خواهد داشت؟ این مسئله فقط به اراده این بازیگران و چگونگی رفتار سیاسی آن ها در داخل ایالات متحده بر نمی گردد. نیروهای منطقه ای نیز در این میان قابل توجه هستند. در دنیای اطراف ایران و مخصوصا در میان اعراب احتمال گشایش روابط ایران و اعراب و باز شدن فضای تعامل قابل توجه است. هر چند که در مواردی ممکن است این فضا ـ مخصوصا در مورد قضیه سوریه که در آن بازیگران منطقه ای و ایالات متحده در نقطه مقابل ایران قرار می گیرند ـ دارای پیچیدگی های خاصی باشد که امکان تعامل را کمتر نماید. از طرفی به طور کلی باید در نظر داشت که در این شطرنج سیاسی این تنها نیروهای داخل مجموعه رنگارنگ سیاسی ایالات متحده نیستیند که تعیین کننده سرانجام بازی هستند. هم چنین نیروهای منطقه ای نیستند که سرانجام بازی را تعیین خواهند کرد. یکی از موثر ترین عوامل در این شطرنج سیاسی، نوع و کنش بازیگری ایران است که به نظر می رسد با تداوم اهداف مشخص سیاست خارجی ولی با نحوه ساماندهی متفاوت و به روز شده ای در این نقشه سیاسی اثرگذاری جدی از خود به جا خواهد گذاشت. البته این خود در گرو منظم کردن ممجموعه گفتمانی و رفتاری سیاست خارجی ایران در کل و در رابطه با مسائل پیچیده بین المللی به طور خاص است.