آنچه در نیویورک گذشت؟؟
تا پیش از این ، هر آنچه دولت های تهران و واشنگتن درباره یکدیگر اعلام می کردند ، چیزی جز اعلام خصومت نبود.
به علاوه ، خصوصاً در ایران ، حتی سخن گفتن از مذاکره با آمریکا ،موضوعی سخت و پیچیده بود و در مقاطعی موجبات دردسرهای قضایی را نیز فراهم می ساخت.
اینک اما فضای بعد از انتخابات 24 خرداد 92 و سفر روحانی به نیویورک ، شرایط را به گونه ای کاملاً متفاوت از گذشته رقم زده است به گونه ای که دو رئیس جمهور ، برغم آن که مطابق انتظار ، بر مواضع اصولی دولت های متبوع شان تأکید کردند ، درباره یکدیگر ، محترمانه سخن گفتند.
اوباما ، فتوای رهبر انقلاب و مواضع روحانی را ستود و گفت که این سخنان می تواند مبنای تفاهم باشد . اوباما ، حتی از مأموریت جان کری ، وزیر امور خارجه اش برای تعامل با ایران خبر داد.

از این سو نیز حسن روحانی ، بعد از کلی مقدمه چینی در سخنرانی اش - که بیشتر مصرف داخلی داشت - به اصل مطلب رسید و از اوباما ، به ظرز محترمانه و پروتکلی یاد کرد(پرزیدنت اوباما) و گفت که حرف هایش را به دقت گوش کرده است و معتقد است که می توان اختلافات فیما بین را مدیریت کرد.
روحانی همچنین از آمادگی ایران برای "گفت و گوهای بدون تأخیر" خبر داد و تصریح کرد که ایران در پی افزایش تنش با آمریکا نیست.
همچنین در این سفر ، اعلام شد که مقامات دو کشور ، برای گفت و گو اعلام آمادگی کرده اند و قرار شد که وزرای خارجه دو کشور در قالب مذاکرات 1+5 با یکدیگر ملاقات کنند.
در واقع ، اتفاق بزرگ چراغ سبزی بود که دو طرف ، با احتیاط و البته به وضوح به یکدیگر نشان دادند و طرفین متوجه شدند که هر دو به یک چیز می اندیشند: گفت و گو.
البته اجلاس سازمان ملل و سفر روحانی به نیویورک تمام نشده است و در عالم سیاست هر چیزی ممکن است ولی حتی در صورتی که مواجهه و مصافحه ای بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا صورت نگیرد ، اصل ماجرا تفاوتی نمی کند و آن اینکه دو کشور بیش از هر زمان دیگری به مذاکره نزدیک شده اند و دیگر مانند قبل ، مذاکره ایران و آمریکا ، گناهی شگفت انگیز به شمار نمی رود بلکه اقدامی در راستای منافع ملی است که در پیش رو قرار دارد و باید از آن بهترین بهره برداری را به عمل آورد.
هنگام سخنرانی رؤسای جمهور دو کشور ، از یک سو هیچ یک از دو رئیس جمهور در سالن حضور نداشتند و از سوی دیگر ، صندلی های نمایندگان طرف مقابل هم خالی نبود. هر دو کشور ، راه میانه را برگزیده بودند:« نه ترک سالن و نه حضور در عالی ترین سطح ؛ بلکه حضور در پای سخنان طرف مقابل ، در قامت یک هیأت کوچک دیپلماتیک. »
این یک نشانه است ؛ نشانه ای از عزم طرفین برای حل مشکلات فیما بین در عین تردید و احتیاط . این یعنی اینکه آن عزم راسخ برای عدم گفت و گو ، بنا به مقتضیات زمان ، فرو ریخته و به جای آن ، هر چند نه درخت سترگ رابطه ،اما نهال مردد مذاکرات روییده است و این یعنی یک تحول مهم و راهبردی.
اگر گروه های فشار در داخل دو کشور ، نتوانند بر گفتمان گفت و گو غلبه کنند ، روابط ایران و آمریکا در دوران جدید را می توان به "پیش و بعد از سفر روحانی به نیویورک" تقسیم کرد.
در نهایت باید یادآور شد که هر چند دو طرف ، محترمانه و دیپلماتیک سخن گفتند و به یکدیگر چراغ سبز نشان دادند ولی باید دید که این سخنان چگونه و در چه سطح و زمانی عملیاتی می شوند ؛ این مهم است.