گاهی شور و نشاط خیلی از این بازی‌ها باعث می‌شد معنای واژگانی را که بارها در آنها به کار می‌بردیم ندانیم و یا به درستی آنها را به کار نبریم.آنچه مهم بود دور بودن از مفاهیم بی تکلف دنیای بزرگترها بود و بس.
دخترها دم در خانه‌های محل، بساط خاله بازی یشان را به راه می‌کردند و پسربچه‌ها هم با توپ‌های سفید قرمز راه راهشان توی کوچه‌ها جولان می‌دادند ؛توپ‌هایی که بیشتر وقتها برای محافظت بیشتر و سنگین شدنشان به هنگام شوت زدن روکش دار می‌شدند و گاهی شیشه همسایه را و گاهی هم با پاره شدنشان به دست همسایه، دل بچه‌ها را می‌شکستند...
چقدر توی کوچه‌ها دنبال دستمالمان زیر درخت آلبالو گشتیم و هر چه گشتیم پیدایش نکردیم و بالاخره هم نفهمیدیم سواد داریم یا نه!...
نخودچی کشمش‌هایی را هم که عمو زنجیر باف هر بار با صداهای مختلف برایمان می‌آورد را در هیجان دنبال هم گذاشتن یکدیگر به فراموشی می‌سپردیم و هر وقت هم احوال زنجیر بافته شده مان را می‌گرفتیم دلمان می‌خواست بشنویم که پشت کوه انداخته شده برای چه؟ نمیدانم!
یار کشی، جر زنی، قهر و آشتی دست و پای زخمی شلوار سوراخ شده چاشنی جدانشدنی بازی‌هامان بود که گاهی هیجان بازی‌هامان را چند برابر می‌کرد..
همه اینها بود و هیجان و شور و نشاط بچه‌ها تمامی نداشت و بازی کردنمان خستگی بر نمی‌داشت و تازه وقتی به اجبار راهی خانه می‌شدیم که روشنی هوا به تاریکی می‌زد.
اما کوچه‌های امروزی شهرهایمان دیگر بچه‌ها را با آن دویدن‌هاشان و هیجاناتشان نمی‌شناسد و تنها مانده‌اند با عبور چند رهگذر و شیشه‌های محل که حسرت به دل یک شوت سرکش مانده‌اند.
رئیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه اشتغال زیاد والدین و افزایش استفاده از امکاناتی هم‌چون کامپیوتر و رایانه و همچنین آپارتمان نشینی در شهرها را از جمله علل آن می‌داند.
رضا موزونی می‌گوید: امروزه والدین به دلیل مشغله کاری که دارند کمتر فرصت پیدا می‌کنند به نوع بازی کودکان و نوجوانان خود بیندیشند و ترجیح می‌دهند فرزندشان در خانه بمانند و با وسایلی همچون پلی استیشن و کامپیوتر بازی کند.
این شاعر کشورمان به مفید بودن انجام بازی‌های محلی اشاره می‌کند و بازی‌های محلی را یکی از بخش‌های عمده و مهم فرهنگ‌های بومی و محلی می‌داند و معتقد است همه بازی‌های محلی ریشه در تاریخ و پیشینه هر ملت دارند.
موزونی بازی‌های محلی را در کنار آثاری همچون طاق بستان و بیستون از جمله میراث فرهنگی می‌داند و می‌گوید: متل‌ها، چیستانها، قصه، لالایی‌ها و بازیهای محلی از جمله میراث فرهنگی شفاهی ما هستند که به راحتی در حال از بین رفتن هستند.
این پژوهشگر دقت، سرعت و قدرت را سه ویژگی مهم بازی‌های محلی می‌داند و می‌گوید: در گذشته بزرگان هم از طریق بازی‌های محلی فرصتی برای لذت بردن کودکان ایجاد کرده و هم از طریق این بازی‌ها پیام‌های آموزشی خود را به کودکان منتقل می‌کردند.
این نویسنده کودک و نوجوان با بیان اینکه کودکان از سن هشت سالگی به بالا باید با مفاهیم انتزاعی مانند طول و زمان آشنا شوند به بازی رایج در کرمانشاه به نام قمچان اشاره می‌کند و می‌گوید :در این بازی که از پنج سنگ و در نوع دیگر این بازی سنگ‌های بیشتری استفاده می‌شود کودک یاد می‌گیرد سنگ را باید چه مقدار بالا بیندازد که زمان کافی برای جمع کردن مابقی سنگ‌ها داشته باشد.
موزونی به بازی "گل یا پوچ" اشاره می‌کند و این بازی را بسیار موثر در افزایش هوش کودکان می‌داند و می‌گوید: در این بازی علاوه بر هوش قدرت روانکاوی کودکان نیز افزایش یافته به نحوی که باید با روانکاوی چهره طرف مقابل متوجه شود گل در کدام دست پنهان شده است. به گفته وی مشغله‌های پدران و مادران در دنیای امروز فرصت نظارت آنها بر کودکان را گرفته و آنها سعی می‌کنند با تهیه کامپیوتر و بازی‌های رایانه‌ای تا حدودی کودکان خود را در خانه نگه دارند.
موزونی پیشنهاد می‌کند: حال که محیط‌ها اجازه بازی‌های پرتحرک را نمی‌دهند والدین می‌توانند بازی‌های محلی که فضای بسیاری نمی‌خواهد را انجام دهند که در همین راستا بازی هایی مثل "گل یا پوچ" می‌تواند بسیار مناسب باشد.
او معتقد است انجام این بازی‌ها علاوه بر تقویت هوش کودکان حضور بیشتر پدر و مادر را در کنار کودک فراهم می‌کند و یک جو آرامش روانی را در خانه حاکم می‌سازد.
... بازی‌های محلی که بی محل شده‌اند میراث چند هزار ساله ما هستند که راحت دارند از دستمان می‌روند وما فقط نظاره گر جنگ کودکانمان با این غول‌ها و آدم‌های رایانه‌ای هستیم....